• تاریخ انتشار: جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۹۴ ساعت ۱۴:۴۷ | کد خبر : 15761
  • به گزارش وعده صادق به نقل از خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس، حمیدرضا حاجی‌بابایی وزیر سابق آموزش و پرورش چند وقت پیش به درخواست یکی از سایت‌ها که خود را حامی معلمان اعلام کرده‌ بودند، مصاحبه حدود ۵٫۵ ساعت را انجام داد. 

    این مصاحبه به صورت تدریجی در چند بخش در این سایت منتشر شد اما نکته قابل توجه این بود که بخش‌های زیادی از مصاحبه به نفع مصاحبه‌گیرندگان حذف شد تا حدی که وزیر سابق آموزش و پرورش را بر آن داشت تا از سایت مربوطه بخواهد متن کامل گفت‌وگو را منتشر کنند چرا که با انتشار ناقص گفت‌‌وگو، حق مطلب ادا نشده و نقض حقوق مصاحبه شونده نیز مطرح می‌شود اما سایت مذکور از انجام چنین کاری ممانعت کرد.

    برای آگاهی علاقه‌مندان، متن کامل گفت‌وگوی حمیدرضا حاجی‌بابایی منتشر می‌شود.

    سؤال: از شما به خاطر فرصتی که در اختیار ما به عنوان نماینده بخشی از جامعه فرهنگیان و آموزش و پرورش قرار دادید، ممنون هستم. امیدواریم که امروز نشست خوبی باشد نشستی که منافعش عاید آموزش و پرورش و جامعه معلمین بشود و یکسری از سوالات و نکات مبهم که در این زمینه وجود دارد در خلال این پرسش و پاسخ‌هایی که وجود دارد بتوانیم به آن برسیم.

    حاجی بابایی: بسم الله الرحمن الرحیم من هم تشکر می‌کنم از دوستانی که برای فرهنگیان عزیز کشور زحمت می‌کشند، ان‌شاءالله تلاش‌های شما برای پبشبرد اهداف نظام تعلیم و تربیت در ایران تأثیرگذار باشد.

    سوال: دوستان ما معلمان گچ به دست هستند، شاید سؤالات ما یک مقدار شفاف و رُک باشد؛ با توجه به تحملی که در شما سراغ داریم، ان‌شاءالله منجر به جواب‌های روشن شود. سوال اول من این است که شما تا قبل از رسیدن به وزارت رابطه نزدیکی با تشکل‌های صنفی معلمان برقرار کرده بودید، برخی می‌گویند دست شما و همفکران شما در اعتراضات خیابانی دوره اصلاحات بود، اما بعد از رسیدن به وزارت دیگر سراغی از تشکل‌های معلمان نگرفتید و اجازه فعالیت به آنها ندادید به همین دلیل عده‌ای می‌گویند شما از تشکل‌ها به عنوان نردبانی جهت رسیدن به وزارت و خرید محبوبیت در بین معلمان سوء استفاده ابزاری و سیاسی کردید.

    «پست سازمانی مشاور وزیر در امور تشکل‌ها» در زمان آقای حاجی ایجاد شد. اما با آمدن آقای احمدی نژاد، دیگر کسی در این سمت انتخاب نشد. زمان حضرتعالی هم اینگونه بود. چرا شما با تشکل‌های معلمان ارتباط برقرار نکردید؟ در تجمعات معلمان در بهمن سال ۸۵ جنابعالی در اولین تجمع حاضر شدید و برای معلمان صحبت کردید بنده هم بودم و شما آمدید صحبت کردید. در مورد قانون مدیریت خدمات کشوری بود و به صراحت اعلام کردید، از خواسته قانونی معلمان حمایت می‌کنید و تا آخر در کنار آنها هستید اما پس از دستگیری فعالان تشکل‌ها در اسفند سال ۸۵ سکوت کردید و حتی دعوت فعالان تشکل‌ها را برای ارتباط با شما در مجلس رد کردید. در فاصله سال‌های وزارت شما، تعدادی از معلمان به دلایلی که عمدتاً صنفی بود در زندان بودند. جنابعالی که دائما از معلمان تعریف کرده و آنها را تا مرحله عرش بالا میبرید برای این معلمان دربند چه کاری انجام دادید؟ آیا اینها معلم نبودند؟

    حاجی بابایی: من امیدوارم این گفت و شنود مانند رابطه میان دانش‌آموز و معلم صادقانه باشد. یعنی هر چه میگوییم خارج از نگاه حزبی و سیاسی باشد. تصور کنید حاجی بابایی که اینجا نشسته یک معلم است، نه یک رقیب در سیاست، یعنی اگر رفتید نزد آقای نجفی همان سوال را بپرسید که از من پرسیدید. من به این دلیل در خدمت شما هستم که گفتم میخواهم با چند معلم در خصوص مسائل  صنفی صحبت بکنم. بنابراین هر قدر شفاف باشد اشکال ندارد.

    آن روزی که من نماینده شدم، ما شناختی از همدیگر نداشتیم، نه من کانون صنفی را می‌شناختم و نه کانون صنفی، من را می‌شناخت. من یک بچه رزمنده بودم که همزمان با خانم دباغ در همدان کاندیدا شدم و رأی آوردیم. پس نماینده شدن من هیچ ارتباطی به کنار تشکل‌ها بودن و یا پشت آنها بودن ندارد. من اساساً هیچ وقت نخواستم از معلم استفاده ابزاری کنم. خیلی ها به من گفتند و اصرار کردند، یک تعداد معلم را جمع کنم تا آن جمع من را حمایت کنند! و من برای کار سیاسی از آنها استفاده بکنم! و یا با راه اندازی تشکل یا سایتی به نام معلم، کار سیاسی کنم، که رضایت نداشتم.

    نکته بعد آن است که من هیچ وقت خودم را با طیف یا گروهی خاص، محدود نکردم. در حوزه انتخابیه هم، همین حالت را داشتم. نمونه‌اش اینکه شما زنگ زدید، راحت نشستیم و با هم صحبت میکنیم.

    در دوره وزارتم در خمینی شهراصفهان، وقتی از سالن سخنرانی بیرون آمدم، دیدم تعدادی معلم بیرون ایستادند و خیلی ناراحت هستند، گفتند ما از اعضای کانون صنفی هستیم و اجازه ندادند که شما را ببینیم. گفتم هر کسی این کار را کرده است، اشتباه کرده و شما شام مهمان من هستید. آمدند ۳ ساعت در طی شام با هم، گفت‌وگوی شفافی داشتیم.

    پس هیچ محدودیتی از جانب من با معلمان وجود نداشته و ندارد. در مجلس هم اگر بپرسید من در بین همه احزاب و گروه‌ها، رفیق فابریک دارم. در وزارت آموزش و پرورش هم هیچگاه حزبی عمل نکردم. اینکه من مواضعی داشته باشم و مواضع من با نوع عملکرد من و شخصیت من بخواهد هماهنگ شود بحث دیگری است. شخصیت آدم‌ها که نباید صرفاً مشی سیاسی آنها خلاصه شود. رفتار انسانی ایجاب می کند که با هم دوست باشیم. اینها دغدغه هایی است که همه باید داشته باشند در هر سلیقه سیاسی و یا در حساس‌ترین موقعیت‌ها، من هر گروهی که جلوی مجلس آمد، با آنها صحبت کردم. یادم نمی‌آید گروهی جلوی مجلس آمده باشند و من تعمداً نیامده باشم، حالا یا نبودم و یا نتوانستم.

    در رابطه با معلم‌ها هر وقت مشکلی برایشان پیش آمده من اگر نماینده بودم یا وزیر، آنجا که وظیفه داشتم پیگیری کردم، اما رسانه‌ای نمی کردم. گاهی وقت‌ها اتفاق می‌افتاد یک معلمی مریض بود فردی را مأمور می‌کردم که به مشکلش رسیدگی کند، همین الان که شما با من صحبت می‌کنید، یک چند شب پیش همکاری زنگ زد تا کمک های لازم در خصوص وی به عمل آید.

    این نه اینکه شما بدانید من خیلی زحمت می‌کشم، روحیه من اینطور است. حالا اگر یک زمانی، تشکل‌ها، دوستان عزیزمان مراجعه نکردند یا نخواستند، بحث دیگری است؛ البته، من هرگاه ببینم جریانی که میخواهم ارتباط داشته باشم و یا با من مرتبط باشد، سمت و سوی سیاسی محض پیدا می کند سعی می کنم اجتناب کنم. نمونه‌اش من به اتفاق تعدادی از دوستان، یک زمانی رفتیم حزب توسعه و اعتدال تشکیل دادیم، اما وقتی دیدم دارد تند می‌روند استعفاء کردم. اما از کارهای که چه چپ و چه راست بخواهد با نگاه سیاسی محض حرکت کند، خیلی علاقه ندارم ورود پیدا کنم. این از ویژگی‌های رفتاری من است و فرقی هم نمی‌کند کدام طرفی باشد.

    پس در مجموع آنچه که من در مورد معلمان فکر می‌کنم، خدمت کردن به معلمان است . به این اعتقاد ندارم و به شدت هم مخالفم که از معلم به عنوان ابزار سیاسی استفاده شود. یعنی بخواهد معلم را ابزار دست خودش بکند، یعنی مثلاً بگویند آی معلم‌ها بیایید در انتخابات این کار یا آن کار را بکنید و در انتخابات به فلانی رأی بدهید. ما باید برای معلم شعور سیاسی بالایی قائل شویم، به معلم کسی نباید برای انتخابات امر و نهی بکند.

    معلم تصمیم گرفت انتخاب می‌کند و هر کسی را هم خواست انتخاب می‌کند. یعنی معلم آگاه است اینطور نیست که با نام راست و یا چپ، معلم را مجبور کنیم به این رأی بدهد یا به آن رأی بدهد.

    انصاف نیست کمک‌های من در مجلس یا دوران وزارت به فرهنگیان عزیز نادیده گرفته شود. اینکه به صد در صد تلاش‌ها ایراد بگیریم، صحیح نیست.

    سؤال: شما مشخصاً بفرمایید آن زمان درباره این معلمانی که در زندان بودند چه در کسوت نمایندگی که آن زمان دستگیر شدند و چه زمانی که وزیر بودید و معلمان زندانی بودند، آیا پیگیری‌هایی انجام دادید که نخواستید رسانه‌ای شود. آیا نامه نوشتید. فرض کنید ما به آقای فانی هم انتقاد داریم، آقای فانی نامه می‌نویسد و می‌گوید من این کارها را کرده‌ام. ما در جریان این کارها نیستیم، یعنی زمانی که شما پیگیری کردید، پیگیری‌های شما مشخصاً در زمان این معلم‌ها چه بوده است؟ به نظر من شما دوست دارید خودتان را وزیر غیرسیاسی جا بزنید ولی شما سیاسی‌ترین وزیری هستید که بعد از انقلاب، کشور به خودش دیده است. یعنی شما توصیه‌هایی به آقای احمدی نژاد کردید قبلاً در سایت‌ها منتشر شد، الان هم موضعگیری‌های سیاسی شما مشخص است، چرا شما دوست دارید دیگران از موضع غیرسیاسی با شما صحبت کنند ولی خودتان مواضع سیاسی را برای خودتان مجاز می‌دانید؟

    حاجی بابایی: نمیدانم شما در سوالتان دنبال چه چیزی هستید؟ شما به عنوان خبرنگار حضور پیدا کرده اید، و من جواب دادم.

    سؤال: معلمانی که دستگیر شدند ما رزومه آنها را نگاه میکنیم اکثراً صنفی بودند، حالا بعد برداشت‌هایی شد دقیقاً معلم‌ها در هر زمان حتی سال ۴۲ که منجر به نامگذاری روز معلم در ۱۲ اردیبهشت شد، موضعشان معیشت بوده.

    حاجی بابایی: قطعاً همینطور است. من عرض کردم برای هر معلمی چه آن کسی که  دستگیر می‌شد و یا کسی که شهید می‌شد ما وظیفه داشتیم کار آنها را پیگیری کنیم.

    بحث من این بود که شما مثلاً همانطور که در مورد دوستان خود سؤال میکنید که بحق هم است اما ای کاش این سؤال را هم از من می‌کردید که فلان معلم  که در سیستان و بلوچستان شهید شد شما برای او چه کار کردید؟ بالاخره او هم معلم است و درباره او هم باید سؤال بشود. ما یک میلیون، حدود نهصد هزار معلم داریم که مشکلات گوناگون دارند،  که از آنها هم باید سراغ گرفت . شما صرفا دنبال چند معلم هستید و حال آنکه در زمان شما خیلی‌ها دچار بیماری صعب العلاج شدند، آیا شما مشکلشان را حل کردید؟ خیلی ها دچار مشکل مالی و بدهکاری شدند آیا شما کمک‌شان کردید؟

    سؤال: اکثراً به معیشت معلمان برمی‌گردد؟

    حاجی بابایی: بله. اینکه سوال را محدود بکنید به اینکه چرا چند نفر رفتند زندان البته آن هم برای ما ناراحت کننده است، اما نباید صرفاً جنبه سیاسی نگاه کنیم. من دوست دارم سؤال‌های صنفی هم بپرسید، شما یعنی درباره معلمان بپرسید، آن اموری که به یک میلیون سهم برمی‌گردد. هر معلمی با هر تفکری، اما ما در مورد یک میلیون معلم صحبت می‌کنیم نه در مورد یک گروه خاص باشد، این طرفی یا آن طرفی.

    سؤال: سؤالاتی که میخواستیم بپرسیم در برهه نمایندگی شما بود چون شما کاندیدای نمایندگی مجلس هستید و بحث انتخابات مجلس در پیش است. ما اینجا نماینده معلمان هستیم و سؤالاتی که آنان مطرح کرده‌اند را خدمت شما میپرسیم. تشکل‌ها و رسانه‌ها حلقه واسط بین مسئولان و مردم هستند. مسئولین خودشان را خدمتگزار مردم معرفی می‌کنند و بحق در جمهوری اسلامی باید چنین باشد. برای اینکه این ارتباط برقرار شود دو روش وجود دارد؛ یک روشی که عامه پسند است، بعضی وقت‌ها فرصت طلبی هم تلقی می‌شود. مثلاً من مراجعه کنم و به افرادی که حضور دارند نامه‌ای بدهم، آن چیزی که تحت عنوان«سفرهای استانی» مطرح می‌شود. روش دیگری که وجود دارد این است مسائل و مشکلات باید کارشناسی شود. اگر کارشناسی شود و منتقل شود، احتیاج به این است که در تمام دنیا تشکل‌ها حضور پیدا کنند.

    سوالی که همکاران ما مطرح میکنند این است که در زمان آقای حاجی یک بخشی از تشکل‌ها وجود داشت، در زمان آقای فانی، «نماینده وزیر و مشاور وزیر در امور تشکل‌ها»  مشخص است و به هر حال وقتی یک میلیون معلم داریم و این معلم‌ها می‌خواهند مسائل و مشکلاتشان را مطرح کنند، دو تا کانال وجود دارد، یکی اینکه مستقیماً با شما در ارتباط باشند و یکی اینکه از طریق رسانه تشکل با شما در ارتباط باشند. استنباط همکاران ما این است که شما کمتر به این شیوه تشکل اعتقاد و باور داشتید؛ اگر چنین است، استنباط همکاران ما درست یا غلط است، توضیح بفرمایید.

    حاجی بابایی: یکی از دوستان، آقای «کریمیان» که بعدها  مدیر کل استان چهارمحال و بختیاری شد به عنوان رابط، مسائل مربوط به تشکل‌ها را بررسی می کرد. علاوه بر این و آن حس خودم این است که در دوران وزارت، بنده وزیری بودم که بیشترین ملاقات چهره به چهره را با معلمان را داشته‌ام؛ در شهر تهران بیش ۱۱۰ همایش و جلسه با معلمان داشته‌ام. در استان‌ها هم همینطور یعنی کاملاً به معلمان نزدیک بودم که بررسی‌ها نشان می‌دهد در دوره مسئولیت توانستم با معلم ارتباط خوبی برقرار کنم و یکی از تلاش‌هایی که فکر می‌کنم انجام می‌پذیرد این است که آن را خدشه‌دار کند.

    بنابراین نفس ارتباط با معلمان است حالا این ممکن است از کانال مشاور صورت بگیرد یا از طریق نیرویی که در وزراتخانه است، انجام بپذیرد یا از طرق مختلف دیگر. به مدیر کل استان‌ها می‌گفتم شما وظیفه دارید در ماه رمضان خانواده معلمان را دعوت کنید و مدیرکل برود جلوی در بایستد ، معلم که با خانواده‌اش ورود پیدا می‌کند، به او احترام کند. من این را می‌خواهم ، معلم که نیازمند یک غذا نیست که من به او غذا بدهم یا ندهم؛ یا مثلاً اگر معلم در عید نوروز وارد یک استان شد، که ابتدا به او احترام بگذارند و خیرمقدم بگویند و او را درست راهنمایی کنند.

    دوستان عزیز، من خواهشم این است که یک بار هم که شده اینگونه درباره معلمان فکر کنیم، من قطعاً از صمیم قلب اینطور فکر می‌کنم، من برای شما فارغ از نگاه سیاسی احترام قائل هستم. شما ممکن است بگویید این رفتارها پوپولیستی است یا  فلان است؟ اگر اینطور باشد تمام بزرگان دین ما که می‌رفتند و می‌نشستند در بین مردم و با آنها صحبت می‌کردند باید بگوییم رفتار پوپولیستی داشتند! هیچ کس دیگر این کارها را نکند!

    من میگویم آقای نجفی، آقای حاجی، آقای علی‌احمدی، هر کدام وزیر بودند قابل احترام بودند، هر کدام قدم‌هایی برداشتند، یک بار هم که شده، به عنوان تشکل‌های معلمان بگوییم وزرای ما زحمت کشیدند، تلاش کردند، یکی این کار مثبت را انجام داده، دیگری آن کار مثبت را انجام داده است. اینکه ما همه دنبال این باشیم که یک وزیر را که بین معلمان محبوبیت دارد به خیال خودمان زیر سوال ببریم، چه چیزی درست می‌شود و می‌خواهیم به چه برسیم؟ من فقط در مورد خودم نمی‌گویم.

    وقتی از من در مورد وزیری سوال می‌پرسند مثلاً، میگویم این نکته مثبت را دارد. الان فلان وزیر در این دولت دو تا کار انجام می‌دهد همه میگویند درود بر او.  ولی اگر مربوط به دولت قبل باشد می‌گویند نه، چنین و چنان.

    سوال: این که شما با بدنه معلمان ارتباط داشتید نکته مثبت برای شما است، برخلاف آقای فانی که از ارتباط  و رو در رو شدن با معلمان فرار می‌کند و گریز دارد. ارتباط خودش را محدود می‌کند به دیدار چند مدیر کل و…. این خیلی خوب است. من مشخصاً در مورد تشکل‌ها صحبت کردم.

    شما در استیضاح سال ۸۳، بنده خودم در جریان استیضاح در صحن مجلس بودم و داشتم گزارشات را می‌نوشتم، استیضاح «مرتضی حاجی» شما تشریف بردید پشت تریبون و این سوال را مطرح کردید گفتید »هیچکس از تشکل‌های صنفی معلمان شما را آقای حاجی قبول ندارند» شما آن زمان موضع قبول تشکل‌ها و استفاده از سرمایه تشکل‌ها برای اظهارنظر در مورد عملکرد یک وزیر را داشتید. چرا در زمانی که به وزارت رسیدید این را در نظر نگرفتید، چرا پست مشاور وزیر در امور تشکل‌ها را حذف کردید و کسی را نگذاشتید. شما میگویید من ارتباط داشتم با واسطه از طریق آقای ایکس، چرا این پست مشاور را حذف کردید و با تشکل‌ها ارتباط برقرار نکردید؟ شما که برای رأی آوردن از تشکل‌ها خرج میکردید چرا این را در زمان وزارت خودتان به نمایش نگذاشتید؟ مگر نه اینکه نه همه افکار، بخشی از افکار معلمین چرا این کار را نکردید؟

    حاجی بابایی: صحبت‌های شما باید در راستای سؤال باشد. شما می‌گویید ارتباط با تشکل‌ها را حذف کردم؟ من حذف کردم؟

    سؤال: تعطیل کردید؟

    حاجی بابایی: همانطور که اشاره کردم جناب آقای کریمیان امور مربوط به تشکل ها در قبل از زمان بنده و بعدها هم که مدیر کل شدند ، پیگیر بودند؛ من نگاهم به همه تشکل‌ها به شما و غیر شما یکی بود. اگر آنرا به زبان هم نگویید به دل قبول دارید. البته اینطور نبود که تشکلی را بیاورم و بگویم این همه کاره من باشد.

    پس این کار انجام می‌شده است. حتی یک کار بالاتر از این انجام دادم که از ستاد عبور کرده مستقیما با مدرسه ارتباط گرفتم؛ گفتم وزیر جز این عمل بکند هیچ وقت موفق نمی‌شود. یعنی یکی از چیزهایی که در زمان من مطرح بود این بود که شما  اگر فقط به ستاد برسید به مدرسه نمی‌رسید.

    پس این را از من بپذیرید که من نسبت به هیچ کس حتی به تشکل‌ها، نگاه خاص سیاسی نداشتم. تشکل‌هایی وجود دارند از شما شاید افراطی تر اما تا امروز یک حرف در این خصوص نزدند.

    سؤال:  ما ربطی به تشکل نداریم.

    حاجی بابایی: شما کاملا سیاسی هستید. چون شما سازمان معلمان هستید.

    سؤال: ما شورای نویسندگان، معلمان هستیم و دیدگاه و تفکر انتقادی نسبت به مسائل آموزشی داریم. ما را متهم نکنید به سیاسی بودن.

    حاجی بابایی: من متهم نمیکنم، بلکه به عنوان یک واقعیت آن را قبول دارم. یکی از دوستان به من گفتند. شما وقتی سخنرانی من را در جمع هزار نفر معلم در کرمان می‌نویسید از آن تحت عنوان «ادعاهای حاجی بابایی» نام می‌برید این کار فقط از یک سیاسی کار برمی‌آید. شما قانوناً، شرعاً، اخلاقاً باید صرفا بنویسید سخنرانی حاجی بابایی در فلان جا بیان کلمه ادعاها عملا توهین است.

    سؤال:  شما حرف‌هایی زدید؟

    حاجی بابایی:  بله زدم. شما مگر قاضی هستید، شما معلم هستید، شما می‌گویید خبرنگار هستید، باید بی طرفانه حرف من را به معلمان برسانید و حرف معلمان را به من برسانید. خودت قضاوت نکنی. شما درباره آقای حاجی تا به حال این جور نوشته‌اید؟

    سؤال:  ما درباره آقای فانی بدتر از اینها را نوشته ایم.

    حاجی بابایی: ایشان دیگر شده است اظهر من الشمس، آنجا دیگر نمیتوانید کاری بکنید.

    سؤال: روابط عمومی آموزش و پرورش ارتباطش را با ما قطع کرده است و گفته شما مطالب توهین آمیز منتشر میکنید و فانی را زیر سؤال می‌برید.

    حاجی بابایی: مجددا میگویم شما تا به حال درباره وزرایی که هم حزب خودتان هستند یک کلمه اینگونه نوشته‌اید؟

    سؤال:  ما عضو هیچ حزبی نیستیم.

    حاجی بابایی:  شما درباره آقای دکتر نجفی که دوست من بوده از جمله کسانی بود که در دوره وزارت خودشان به من سر زده و ۴ ساعت، در اردوگاه شهید باهنر با هم صحبت کردیم و گفت شما تنها وزیری هستید که تصمیم گرفتم شخصا با او صحبت کنم و لفظ‌های دیگری را هم به کار برد که من نمی‌خواهم بگویم. اما شما مطالب بنده را تحت عنوان ادعا بیان می‌کنید. حتی اگر حرفش را قبول نداشته باشید. وزیر شما بوده، شما نباید درباره وزیرتان اینگونه بنویسید، درباره فانی هم نباید اینگونه بنویسید. بالاخره وزیر شما است، اینگونه آیا شما وکیل مدافع وزارتخانه هستید!

    من معتقدم بعد از آنکه ما محکم و مستدل جواب وزیر (فانی) را که عملکرد قبل را زیر سوال می‌برد دادیم از سوی وزارتخانه این مأموریت را به شما دادند تا به نمایندگی از وزارتخانه از ما نقد کنید.

    سؤال: این یک اتهام است.

    حاجی بابایی: پس مطالب شما هم جنبه اتهام داشت؟ شما از اول که شروع کرده‌اید ۵۰ تا اتهام به ما زده‌اید. تحلیل مرا که نمی‌توانید محکوم کنید شما نایب منوب وزارتخانه و حزب حاکم هستید.

    من به شما اول جلسه گفتم بیایید با هم معلمی صحبت کنیم بسیار زیباست، وارد بحث‌های اینگونه شوید ما حرف برای گفتن زیاد داریم.

    شما وقتی اینقدر ورود دارید که دارید تاوان آن استیضاح حاجی را هم از من می‌گیرید، من را محکوم نکنید.

    سؤال: من میگویم مواضع شما در زمان نمایندگی با مواضع شما در زمان وزارت فرق می‌کند. این دلیل تناقض چیست؟

    حاجی بابایی: من از آقای نجفی وقتی وزیر بود یک سوال هم نپرسیدم، من آقای مظفر وزیر بود یک سوال از او نپرسیدم، من هیچ وزیری را استیضاح نکردم جز آقای حاجی که آن بعضی از قسمت‌های استیضاح را قبول داشتم و بعضی‌ها را قبول نداشتم. پالس هایی از وزارتخانه حس می‌کردم که باید ورود میکردم اما من می‌خواهم بگویم فکر کنید رفتید دارید با آقای نجفی صحبت می‌کنید، آیا اینطور با او صحبت می کردید؟

    سؤال: ما با آقای نجفی صحبت نکردیم.

    حاجی بابایی:  چرا نکردید؟

    سؤال: چون شما مردمی هستید. برخی دوستان شما که برای شما گزارش می‌آورند همه را منعکس نمی‌کنند. این به ظاهر دوستان به گونه ای برخورد میکنند که دارند از شما حمایت می‌کنند اما بیشترین دشمنی را با شما، آنها می‌کنند.

    باور من بر این است که افرادی هستند که به ظاهر دوست شما هستند ولی دارند برخورد متعصبانه می‌کنند و ضرر به شما می‌زنند. ما هم اگر اینجا آمدیم سوالات معلم را به عنوان حلقه واسطه منتقل کنیم، اصلاً دیدگاه سیاسی ما مهم نیست. من آقای حاجی‌بابایی را از نظر سیاسی قبول دارم یا ندارم یا در یک طیف هستیم یا در دو طیف هستیم. بحث این است که شما به عنوان یک وزیر فرمودید که اعتقادم بر این است که مدیرکل بایستد معلم که می‌آید و می‌رود تعظیم بکند. ما این را می‌پذیریم به عنوان یک نکته مثبت ولی سوال من این بود که ارتباط شما با تشکل، شما گفتید من در اعتدال بودم و بعد ترک اعتدال کردم، ۴ نفر بودیم، ترک اعتدال کردید، حقتان بوده و وارد نمی‌شویم. آمدید جبهه یکتا را درست کردید، یک جبهه سیاسی درست کردید شما سخنگوی اصولگرایان بودید ما وارد این بحث‌ها نمی‌شویم.

    ما می‌گوییم یک تشکل‌های مدنی حلقه واسط و رسانه‌ها به عنوان دو بال برای توسعه، این حرف من نیست، حرف همکاران من است. سوال من نیابت از همکارانم این است که شما برای تشکل‌ها چه کرده اید؟ پاسخ شما این بود که مدیرکل شما تعظیم بکند برای معلم‌ها و یکی را هم گذاشته بودید برای ارتباط شما با آنها. ما نکات مثبت را می‌پذیریم. البته ما میثاق نامه‌ای را امضا کرده‌ایم که در انتخابات از هیچ حزبی، از هیچ لیست و فردی حمایت نکنیم. فقط ما اعلام می‌کنیم طبق گفته همه بزرگان از جمله مقام معظم رهبری که معلمان شرکت کنید حداکثری و از هیچ حزب و گروهی حمایت نمی‌کنیم.

    حالا تشکل‌ها ممکن است خودشان تندروی کرده باشند من وارد بحث آن نمیشوم.  شما هم سوال کنید من نمی‌توانم جواب بدهم چون سوال را از جانب معلمان می‌پرسم. ما دو نوع ارتباط داریم، یک ارتباط چهره به چهره با یک میلیون معلم مثل سفرهای استانی، اما یک ارتباط دیگری هم وجود دارد که تشکلی است. شما خودتان عضو تشکل بودید و هستید و مفهوم سوال مرا می‌فهمید. پس شما روی تشکل‌ها هماهنگی ندارید چه چپ و راست. پس شما ارتباطی با تشکل‌ها ندارید و باوری به تشکل‌ها ندارید؟

    حاجی بابایی: نخیر. من گفتم افراد، تشکل یا هر کسی که برای معلم قدم بردارد برای من قابل احترام است. نمونه‌اش، شماها که امروز اینجا حضور پیدا کرده‌اید یک تشکل می‌دانم. یعنی حسم این است خط و حزب و گروه دارید و با یک جناح خاص در کشور کار می‌کنید حالا ممکن است شما بگویید نه اشتباه میکنید. مگر اینکه نظر من را عوض کنید. البته امروز بیشتر مطمئن شدم شاید اگر قبلا فکر می‌کردم الان دارم به یقین می‌رسم. در مورد زمان استیضاح آقای حاجی هم من آن زمان حرفهایم همین بود، آن زمان یک بحث‌هایی بود و عده ای می‌ریختند در خیابان‌ها نمی‌دانم. آن زمان ادعایم این بود که چرا اینطور می‌شود. البته نمیخواهم حرفم سیاسی بشود.

    سؤال:  شما در همین تجمعات وارد شدید زمانی که نماینده مجلس بودید. الان می‌گویید من خبر نداشتم و اینها خیابانی بودند. چرا زمان نماینده مجلس اینطور نبودند؟

    حاجی بابایی: من هیچ وقت به هیچ کس توصیه ورود به خیابان نکرده و نخواهم کرد.

    سؤال: شما در زمان نمایندگی همراهی می‌کردید؟ من آنجا بودم شما برای مردم سخنرانی می‌کردید.

    حاجی بابایی: نه. سخنرانی در جمع تشکل‌ها وجود دارد. الان تشکل‌هایی هستند معلمی صنفی هستند که از شما خیلی تندتر حرکت می‌کنند ولی من از آنها انصاف کاری بیشتر می‌بینم و آنها حداقل به کسی که برای معلمان کار کرده است، اعتماد دارند. وقتی اخبار آنها را می‌بینیم تقدیر میکنم، موضع سیاسی دارد تند یا کند، اما برایش مهم است چه کسی کار کرده یا نکرده است.

    میگویند شما وزیر هستی، از طریق این ۵ نفر برو با معلمان ارتباط برقرار کنید، می‌گویم من وزیر هستم بجای پنج نفر با نهصد هزار نفر ارتباط برقرار می‌کنم، آیا این اشکال دارد؟ من وقتی ۷ هزار معلم را در اصفهان جمع می‌کنم از ساعت ۸ صبح تا ۱۲ ظهر با من آنها صحبت می‌کنم من یک مورد معلم در استان نداشتم که به من نقد تند بکنند، حتی در خیابان. این حرف های شما حرف معلم‌ها نیست. من الان خودم رانندگی میکنم و یا گاهی خودم پیاده می‌شوم در خیابان خرید میکنم و به فروشگاه می‌روم، وزیر هم بودم اینطور بودم.

    در مراسم عزاداری و سینه زنی روز عاشورا خانم معلمی نزد من آمد و گفت «من ۵ سال است شما را دعا می‌کنم که فلان مشکل من را حل کردید» او اصلاً نمی داند سایت شما کجاست، حزب یکتا چه حزبیست؟ شما خودتان یکدفعه سر زده بروید در یک مدرسه و خودتان را هم معرفی نکنید، چه میگویند؟ و ببینید معلمان حرفشان چیست؟ کدامشان حرفشان اینهاست که شما می‌گویید؟ این حرف احزاب است.

    سؤال: اول از شما تشکر بکنم چون ما هر وزارتخانه‌ای می‌رویم اول می‌گویند سوالتان را برای ما ارسال بکنید. نمیدانم این چه گفت‌وگویی است. این نکته مثبت شما بود که از ما سوال نخواستید. ما هم مثبت‌ها را می‌بینیم و هم منفی‌ها را با کسی هم تعارف نداریم. فانی اشتباه کند می‌گوییم فانی اشتباه کرده، حاجی بابایی هم اشتباه کند می‌گوییم حاجی بابایی اشتباه کرده است. یک سوال دارم شما گفتید لفظ ادعا مترادف با انتقاد به کار بردید. واقعاً در آموزش و پروش و جامعه ما مرز انتقاد و توهین کجاست؟ دوماً شما اگر واقعاً درجه انتقادپذیری‌تان پایین است که لفظ ادعا را توهین می‌دانید پس شما زمانی که در قدرت بودید چگونه با منتقدین خودتان برخورد می‌کردید؟ شما در زمان خودتان در زمان وزارت شما، آقای شیرزاد عبداللهی از شما انتقادی کرد که واحد حقوقی شما از او شکایت کرد.

    حاجی بابایی: ما شکایت را پس گرفتیم.

    سؤال:  واحد حقوقی شما یا روابط عمومی شما با بازی حراست شما به منتقدین فشارمی‌آورند که انتقاد نکنید. یا شما رد می‌کنید یا قبول نمی‌کنید؟

    حاجی بابایی: من در دوران وزارت و حتی زمانی که رئیس آموزش و پرورش بودم و هنوز نماینده نشده بودم یک معلم را توبیخ نکردم.

    سؤال: توبیخ نکردید؟

    حاجی بابایی: نخیر.

    سوال: شما برای بنده پرونده تشکیل دادید؟

    حاجی بابایی: شما مشکلتان بیرون از آموزش و پرورش بود و ربطی به آموزش و پرورش ندارد.

    سؤال: من هنوز درگیر آن پرونده هستم.

    حاجی بابایی: موضوع شما مربوط به جای دیگری است ربطی به آموزش و پرورش ندارد. من حرمت نگه داشتم نگفتم. شما کارتان ربطی به آموزش و پرورش نداشت حتی معلمی که یکسال سر کار نمی‌آمد، و قانونا باید اخراج می‌شد می‌گفتم اگر می‌شود کاری کنید من زیر این حکم اخراج را امضا نکنم. این از روحیه وزیرتان بپذیرید. من نه شما را می‌شناختم و نه اصلاً شما را قبلا دیده بودم، نه کینه‌ای از شما دارم. خیلی از قضایا اتفاق می‌افتد که اصلاً ربطی به آموزش و پرورش ندارد. من سربسته گفتم نمیخواستم وارد این بحث‌ها شوم.

    من شورای معاونین وزارتخانه را جمع کردم گفتم آقایان، در این وزارت آموزش و پرورش همان کسی که به ظاهر در پایین ترین رتبه کاریست، آن آدم در خانه پادشاه است که به او میگویند پدر،  این آدم را نشکنید. من امکان نداشت یک آدم را بردارم و بشکنم. من هر کسی را میخواستم جابجا کنیم حتی مشکل هم داشت، یک جایی به او میدادم تا شخصیتش حفظ شود. ولی آدم داریم که سه ما حقوقش را نداده‌اند دیوانه‌اش کرده اند. یکی را در زمان من اسم بیاورید که من حقوقش را قطع کرده باشم یا یک کسی را بیاورید که من توبیخ کرده باشم.

    در زمان من در نقد، کولاک میکردید. من از کدام یک از شما شکایت کردم؟

    سؤال: واحد حقوقی شما ورود میکرد.

    حاجی بابایی: واحد حقوقی من اگر ورود می‌کرد من تا می‌فهمیدم جلوی آن را می‌گرفتم. اجازه نمی‌دادم. من اعتقادم این بود در مجلس ششم بالاجبار فرستادند به کمیسیون اصل نود، یک جلسه تشکیل شد، همه بودند. گفتم من اصلاً اصل نودی نیستم و نمی‌توانم. من نمی‌توانم در مورد کسی حکم دهم اصلاً دست من نیست. من نمی‌توانم نان کسی را ببرم. اسمش را هر چه می‌خواهید بگذارید من نمیتوانم کسی را محکوم بکنم و کسی را توبیخ بکنم. خدایا شاهد باش من نه رضایت داشتم نه تا حالا کسی را توبیخ کردم و نه به این اعتقاد داشتم. گاهی کسی خیلی تند صحبت می‌کرد می‌گفتم اجازه ندارید به او حرفی بزنید. همان فرد می‌آمد با من ارتباط دوستی برقرار می‌کرد و می‌شد دوست من.

    همان وقت هم که مجلس هم نبودم همینطور بودم یک نفر را من توبیخ نکردم.

    سؤال: آیا در زمان شما فضای امنیتی در آموزش و پرورش نبوده است؟

    حاجی بابایی:  نه خیر. اتفاقا الان امنیتی است، الان من اطلاعاتی از استان‌ها دارم.

    سؤال: در زمان وزارت شما حراست‌ها در آموزش و پرورش خدایی می‌کردند. الان کمتر شده. فرهنگ امنیتی در مدارس کاهش پیدا کرده است. در زمان شما در اوج خودش بود.

    حاجی بابایی: به حرف شما نیست شما به معلم‌ها بگویید، اگر قبول کردند؟ من هم قبول می‌کنم! برای یک نفر حکمی زدند به دلیل دیگری. بعد که دوره‌اش تمام شده و از تعلیق درآمده، می‌گوید مربوط به دوره فلانیست. زمان دیگری. مگر شما نمی‌خواهید به خدا پاسخ بدهید زمان من بوده؟ من این کار را کردم؟ خدایی وجود دارد این را می‌گویید؟ این کار را نکنید.

    سؤال:  شما می‌گویید در زمان حاجی بابایی، فضا امنیتی نبوده؟

    حاجی بابایی: نخیر، من اعتقاد دارم اخلاقی دارم که از شمشیر برنده‌تر است نیاز به فضای امنیتی ندارم. ما با اخلاق می‌توانیم با معلم رفتار کنیم. اما آنچه را که به زمان من نسبت دادید به شدت تکذیب می‌کنم و هیچ کدام ربطی به زمان من ندارد، بلکه مربوط به قضایای سیاسی قبل و بعد از زمان من است. یک مورد نبوده من شکایت کرده باشم جز اینکه وظیفه معلمی‌ام بوده که هر موردی پیش آمده رفتم دفاع و پیگیری کردم. الان شما به هر کدام از مسئولان که اعتقاد دارید بگویید با ۵۰۰ تا معلم جلسه بگذارد. من با ۷ هزار تا جلسه می‌گذاشتم شما با ۱۰۰ تا بگذارید.

    سؤال: شما این اجازه را به تشکلات یا فعالان سیاسی دادید؟ بله وزیر جلسه می‌گذارد همه بلند می‌شوند و می‌آیند تا خودشان را نشان بدهند، آیا شما این اجازه را به منتقدین دادید که این جلسات را در آموزش و پرورش برگزار کنند؟

    حاجی بابایی: بله

    سؤال: شما بگویید در این منطقه در این شهر و در این استان من این اجازه را به تشکل‌ها دادم، من یادداشت می‌کنم.

    حاجی بابایی: من ۷ هزار تا معلم را جمع کردم بعد شما می‌گویید هیچ. چند درصد معلمان جزء تشکل‌ها هستند؟ می‌شود بگویید؟ یک درصد؟ نیم درصد؟ خیلی از معلم‌ها با من مرتبط هستند. الان من مرتبط ترین آدم با معلم‌ها هستم. من در همین هفته قبل که به خراسان شمالی رفتم در سه تا چهار جا کنار جاده آمدند تا همدیگر را ببینیم. فضای بیرون، خبرهای دیگری است.

    سؤال:  شما یادتان است در اردوگاه باهنر دو سال پیش یک نشستی را گذاشتید مدیران زمان خودتان را دعوت کردید و بنده به عنوان خبرنگار آمدم من را از آن جلسه بیرون کردید، دلیلش چیست؟

    حاجی بابایی: خدا می‌داند اگر من مطلع بودم.

    سؤال:  این را هم تکذیب می‌کنید؟

    حاجی بابایی:  قطعاً.

    سؤال: دوستان شما بنده را از آن جلسه بیرون کردند؟ گفتند شما؟ گفتم معلم هستم. گفتند این جلسه داخلی است. داخلی یعنی چه؟ ما به آقای فانی اعتراض کردیم که شما چرا به فعالان مستقل برای جلسه جا نمی‌دهید ولی به آقای حاجی بابایی می‌دهید؟ ما به آقای فانی هم انتقاد کردیم.

    حاجی بابایی:  من واقعاً از چنین چیزی اطلاع ندارم. الان از شما می‌شنوم. مثلا وقتی  من رفتم خمینی شهر، بچه‌های کانون صنفی سه ساعت نشست داشتند با هم شام خوردیم و با هم صحبت کردیم آخرش هم تشکر کردند و رفتند. من با منتقدین ساعت‌ها صحبت می‌کنم.

    یک روز شما بیایید برویم فروشگاه و بچرخیم ببینید چه خبر است! ببینید معلمان با من چطور رفتار می‌کنند ؟

    سؤال:  شما از سال ۵۸ نماینده بودید، شما وزیر بودید شما را از من بیشتر می‌شناسند من یک معلم معمولی هستم.

    حاجی بابایی:  نمی خواهم با شما مقایسه کنم اشتباه نکنید نه. منظورم این نیست که شما نه، می‌خواهم بگویم ببینید برخوردشان با من چگونه است، نه اینکه با شما مقایسه کنم. مسئول هم داریم از کنارش عبور می‌کنند به او مَتَلک می‌اندازند.

    آن چیزی که در معلمان جستجو می‌کنید، آن روحیه در من وجود دارد و هر کاری هم بکنید این تغییر نمی‌کند. یعنی بین معلمان هم این تغییر نمی‌کند. پس چرا با هم همراهی نکنیم؟ خدا می‌داند من دوست دارم با شما همراهی بکنم نه اینکه برای شما موضع بگیرم. من امروز به شما گفتم بیایید اینجا برای اینکه با هم گپ بزنیم و دوستانه حرف بزنیم.

    سؤال:  من فکر می‌کنم سوءتفاهم شده، من شخصاً از جانب خودم خدمت شما عرض می‌کنم جدای از سایت، به هر حال ما تفکراتی مستقل از معلم برای خودمان داریم، من واقعاً زمانی که در مدرسه معلم بودم و شما وزیر بودید جزء کسانی بودم که کامنت می‌گذاشتم در «نگاه» و می‌گفتم نگاه تغییر کرده است واقعاً این را می گفتم، چون می‌دیدم مثلاً شما یک نامه خالی گذاشته بودید در«نگاه» که مثلاً دانش آموزان و معلمان بنویسند. من به دخترم که آن زمان اول دبیرستان بود می‌گفتم، از معاونش ناراحت بود، چون به دانش‌آموزان اهانت می‌کرد. گفتم الان وزیر عوض شده و وضعیت تغییر کرده و می توانی نامه بنویسی و بفرستی و فرستاد و فکر کنم جوابی هم، داده نشد.

    این حرف شما که با معلمان تعامل داشتید و برخوردتان با معلمان یک برخورد محترمانه بود بله من این را دیدم. اما این حرف را هم بگویم سایت ما فقط "خبری " نیست، تحلیلی هم است، یعنی تحلیل هم می‌کند. اخباری که به دستش می‌رسد موظف است یک تحلیل‌هایی هم داشته باشد البته کامنت‌هایی هم می‌گوید، کامنت موافق یا مخالف می‌گوید. حتی افراد را زیر سوال می برند که دارید از فانی دفاع می کنید، گاهی هم برعکس می شود.

     سؤال: خانمی در همین دولت در منطقه ۱۶ از من شکایت کردند به خاطر مطلبم. چون آقای حاجی‌بابایی به من می‌گویند چون شما سیاسی هستید. آقای حاجی بابایی اینطور هم نیست.

    حاجی‌بابایی: شما را باید دو سه روزی وزیر کنند بعد ببینیم شما آن موقع چه می‌کنید؟

    سؤال: مرتب می‌گویند معلم سیاسی است ما با او کاری نداریم چرا؟ معلم زمانی که در جنگ آمد و دستش را از دست داد سیاسی بود، زمانی که در زمان انقلاب آمد و سینه سپرکرد، مبارزه کرد سیاسی بود ولی الان نباید سیاسی باشد، چرا؟ چرا همه باید سیاسی باشند فقط معلم نباید سیاسی باشد؟ ما از اول انقلاب می‌گوییم سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ما، پس چرا وقتی به معلم‌ها می رسیم همه چوب‌ها را به سر معلم‌ها می‌زنند؟ هیچ اشکالی ندارد معلم‌ها سیاسی باشند، این تشکل‌ها که شما می‌بینید، الان من با ۹۰۰ هزار نفر در ارتباط هستم، اینها تشکل‌ها از دل معلمان آمدند بیرون.

    مثلاً ایشان گفتند چند نفر از آنها برایشان مشکلاتی پیش آمده و زندانی شدند در زمان شما پیگیری نشد، آنها هم برای معیشت معلم‌ها آمده بودند و می‌توانستند راه خیلی ساده‌ای را بروند و بنشینند در خانه و نیایند وسط. الان یک نمونه‌اش ما آقای بداقی را می‌بینیم که از سال ۸۸، شش سال است در زندان است و مرداد امسال مدت زندانی‌اش تمام شد ولی او را آزاد نکردند با وجود اینکه بیش از ۲۰ سال سابقه دارد، حقوقش را قطع کرده‌اند و خانواده‌اش الان به وسیله معلمان تأمین می‌شود. اینکه به طور مشخص و سازماندهی شده و ارتباط خیلی دلسوزانه با تشکل‌ها به خصوص آنهایی که دچار زحمت شدند، نبوده است. شخصاً  شما آدمی هستید که دارای خصلت های انسانی هستید، من این را معتقدم.

    حاجی بابایی: من جملات را کوتاه کنم، شما چه بخواهید چه نخواهید، این اعتقاد من است، من نسبت به هیچکس موضع دفع ندارم و " نه گفتن"  هم برای من به شدت سخت است. زحمت کشیدید و زنگ زدید، من راحت پذیرفتم ، بعضی از خبرگزاری ها ، ۶ ، ۷ ماه، از جمله خود تلویزیون ، مدت‌ها با من تماس گرفتند ولی به یک طریقی فرار کردم ولی وقتی ایشان با من مطرح کردند، دوست داشتم این جلسه هرچه زودتر برگزار شود.

    این اعتقاد من است. البته هیچ وقت نمی‌شود این را کتمان کرد که ما دِینمان را خوب ادا نکردیم، بله می توانستیم بهتر ادا کنیم.

    سؤال: من خیلی تشکر می‌کنم که این فرصت را به ما دادید. گره‌های کور در آموزش و پرورش است. می‌خواهم بگویم ۵۰ سال، ۱۰۰ سال این گره‌های کور سیاست زدگی است، و غیره که در آموزش و پرورش وجود دارد. ولی کمی واقع بین باشیم کسی که وزیر می‌شود چه اقداماتی را می‌تواند انجام دهد و چه اقداماتی را نمی‌تواند انجام بدهد. به هر حال در جامعه داریم زندگی می‌کنیم نمی توانیم بگوییم در شرایطی که وجود دارد وزیر چقدر قدرت دارد، رسانه چقدر قدرت دارد؟

    اقدامات شایسته‌ای شما، انجام دادید بخصوص در معیشت. اما فرمودید که جایی که معلم حرفی می‌زند بگوییم معلم است و آن منزلت حفظ شود. اما مسئله‌ای که وجود دارد ضمن اقدامات شایسته ای که در زمان شما انجام شد،و حقوق ها اضافه شد ولی باز آن تبعیضی که بین معلمان و دیگران وجود دارد هنوز وجود دارد و چون ما بعد از آقای نجفی کل معلمان آمده بودند می گفتند شما قهرمان فرهنگیان هستید و شما کارهایی انجام دادید براساس همان بضاعت ملی و بضاعتی که در وزارتخانه بود. ولی آن مشکلات بوده با اینکه اقداماتی انجام شده ولی آن تبعیض بین معلم با کارمند یا جاهای دیگر وجود دارد.

    من خودم رسانه‌ای هستم و خیلی جاها نمی‌گویم معلم هستم. روز اول در کلاس معلم هستم، بعد می‌شوم مدرس، بعد در کلاس می شوم مبصر و بعد هم می‌شوم مطرب. یعنی با ۴۰ تا دانش‌آموز دیگر درس دادن خیلی پیچیده می‌شود.

    دو سه تا سوال دارم؛ گره های کور واقعاً کجاست؟ آیا واقعاً حاکمیت می‌خواهد مشکلات معلمان حل شود یا نه؟ این سوال را خیلی از معلمان می‌پرسند و من رسانه‌ای و معلم هم می‌پرسم که وقتی با ۱+۵ مشکلمان را با دنیا حل می‌کنیم، مسئله برجام شکل می‌گیرد، معلمی که یک میلیون حقوق می‌گیرد، ما زیاده خواه نیستیم، عوام یک نظر دارند، خواص هم یک نظر دارند. عوام می‌گویند تعداد معلمان زیادی است.

    حاجی بابایی: عوام نمی‌گویند خود وزراء می‌گویند.

    سؤال:  خود وزرا هم می گویند، سیاست زدگی وجود داشته و از همان ابتدا هم وجود داشته است. این سایت برخلاف آن چه که شما گفتید نه از کسی و یا جایی تغذیه می‌شود و نه بازوی وزارتخانه است.

    حاجی بابایی: ببینید دوستان عزیز، من ۴ سال در وزارت آموزش و پرورش بودم و قبل از آن ۴ دوره در مجلس بودم، گاهی وقت‌ها می‌گوییم آموزش و پرورش چرا پیشرفت نمی‌کند؟ یکی از دلایلش را می‌خواهم بگویم. وقتی در مجلس بودم، مشکلم با شرکت نفت و اینها بود. آنها به شدت علیه من موضع داشتند، کار به جایی رسید که یک روز کارمندان وزارت نفت من را دعوت کردند که شما از جان ما چه می‌خواهید و با ما چه کاری دارید؟ من هم گفتم به خدا من با شما کاری ندارم.  من می‌گویم معلمان هم مانند شما باشند. هنگام بحث ادغام وزارتخانه ، خبرنگاری از من پرسید شما می خواهید با وزارت علوم ادغام شوید؟ گفتم نه فقط با وزارت نفت می‌خواهم ادغام شویم.

    یعنی فکر نکنید می خواستم شوخی کنم واقعاً خواستم پیامم را برسانم.

    نمی‌دانم چرا با وجود دفاع همه جانبه‌ام از معلمان، عده‌ای سعی می‌کنند تحرک من را بزنند؟ شما چرا نیروی خودتان را می‌زنید؟ گیرم من مخالف فلان حزب باشم، برای معلمان  که دلسوز هستم، چرا من را می‌زنید؟ شما بدتان می‌آید معلم یک جایی رأی بیاورد؟ چرا مدام می گویید به فلانی رأی ندهید. معلمان همه اینها را می‌فهمند. من کلی می‌گویم.

    من اعتقادم بر این است که معلمان گرمترین آدمها هستند هر جای کشور هم که بروم؛ معلمان با من ارتباط می‌گیرند. معلمان می‌گویند کار ما معلم‌ها به کجا کشیده است که منِ معلم که در همدان پایتخت تاریخ تمدن دارم زندگی می‌کنم، فلان کس در فلان جا می‌گوید به نماینده محبوب خود رأی نده. چی فکر می‌کنند آنها؟ شما می‌گویید گره کور کجاهاست؟ گره کور و گیر اینجاست که ما در درون اجازه نمی‌دهیم یک آدم موفق به موفقیت برسد.

    ببینید می‌خواستند وزیر را استیضاح کنند من به رئیس مجلس زنگ زدم، به نائب رئیس زنگ زدم و گفتم الان در حال حاضر ایشان مشکلات خودش را دارد شما بگذارید یک سال جلو برود ، نمی خواهم که کینه ورزی کنم و بگویم فلان و بهمان. ولی من می‌گویم چرا شماها دنبال این هستید که سوالاتی بکنید و من جواب شما را بدهم؟ شما اجازه بدهید من راحت باشم و جواب همان کسانی که گیر می‌دهند را بدهم. شما مدام دنبال این هستید که بگویید حاجی بابایی این کار را کرد، فلانی آ

       نظر مخاطبان                                  نظرشما چیست؟               در انتظار تایید:0

  • برچسب ها :
  •  

    رزرو هتل در مشهد

     

    آخرین اخبار