• تاریخ انتشار: چهارشنبه ۰۴ فروردین ۱۳۹۵ ساعت ۲۳:۴۷ | کد خبر : 16956
  • گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس – هادی محمدی: از ابتدای سال نو با رخدادهای مهمی همراه شده‌ایم که هر یک از اهمیت و ارزش قابل اهتمام برخوردار بوده‌اند ولی در بین این رخدادها در چهار روز اول سال جدید، ۵ عنوان و رخداد از برجستگی ویژه‌ای برخوردار هستند که فراتر از یک خبر بر تحولات، روندها و محیط منطقه‌ای و جهانی آثار خود را بجای خواهند گذاشت، که به اجمال به ارزیابی آنها می‌پردازیم:

    ۱- مواضع راهبردی رهبری در مشهد:

    اگرچه معمولاً رهبری پس از پیام نوروز و در سخنرانی‌های خود به مسائل بسیار مهم و رویکردهای سالانه در کشور می‌پردازند ولی امسال، ماهیت و سطح مطالب ایراد شده مقام معظم رهبری از شاخص راهبردی و بسیار تعیین کننده برخوردار شد. آنچه در دو سال گذشته انرژی دستگاه سیاست خارجی و دولت و بسیاری از فرازهای مواضع و رفتار دولت روحانی را در برگرفته، مذاکرات هسته‌ای و نتایج بدست آمده در برجام بود که بجز محتوا و محصول مذاکرات و آنچه در عمل اتفاق افتاد، روح حاکم بر مدل برجام است که از سوی آمریکا، به عنوان یک راهبرد ثابت برای مهار و تسلیم بکار گرفته شده است.

    آنچه در جوهر برجام بیش از ابعاد دیگر آن باید مورد توجه قرار گیرد، "ماهیت گفتمانی" آنست که از سوی جریان غربزده داخلی که امروز به عنوان میانه رو و اصلاح طلب خود را معرفی می‌کنند، بدون توجه به محتوا و کارکرد و نتایج برجام، دنبال می‌شود و با تصویر وارونه از ماهیت و نتایج عملی برجام، آن را برای رویکردها و یا اهداف غرب گرایانه که صرفاً ارتباط و تبعیت از غرب می‌باشد قابل تکرار در مسائل سیاست داخلی، سیاست‌های اقتصادی و سیاست خارجی می‌داند.

    با اینکه بقول مقام معظم رهبری نتایج عملی برجام تاکنون "خسارت محض" بوده و صرفاً آمریکا به خواست‌های فوری خود دست یافته و تمام دستگاه‌های هسته‌ای ایران با وعده‌های نامعلوم و نسیه ده ساله واگذار شده است، امروز در راهبردهای امریکا، سخن از برجام ۲ و ۳ و ۴ زده می‌شود که نشان می‌دهد، از نگاه مروّجین این دیدگاه منافع ملی و عزت و استقلال کشور هیچ جایگاهی ندارد و صرفاً با حرکت در مدار راهبردهای آمریکا و تسلیم شدن و نابودکردن اهرمهای قدرت ملی کشور و تهی کردن جوهر و ماهیت انقلاب و جمهوری اسلامی، سراب سعادت قابل تحقق خواهد بود. لذا سخنرانی مقام معظم رهبری را باید یک سخنرانی گفتمانی دانست که ضمن هشدارهایی روشنگرانه در موررد این رخداد بسیار حیاتی، راهکارهای واقعی برای نجات اقتصاد کشور و مقابله با راهبرد استعماری امریکا و رفتار مشکوک غرب زدگان داخلی، همان بیان امام حسین (ع) در صحرای کربلا را که دشمن را بین ذلت و شهادت قرار داده و هیهات من‌ الذله و … ، مقام معظم رهبری نیز استراتژی دشمن و ادبیات غربزدگان داخل را "دوراهی تسلیم یا تحریم" که غرب آن را به ما نشان می‌دهد، واکاوی کرده و چنین بیان می‌کنند که ایین دو راهی، "حرکت در مسیر دشمن و یا مسیر عزت و استقلال و اقتصاد مقاومتی" می‌باشد. آنچه قابل تأمل است اینکه با لیبرالیسم و وادادگی اقتصادی و فرهنگی، نمی‌توان در مسیر اقتصاد مقاومتی و عزت و شرف و منافع ملی حرکت کرد.

    ۲- بازدارندگی قدرتمندانه سید حسن نصرالله

    در مفاهیم استراتژیک و تأمین مؤلفه‌های قدرت و یا موازنه قدرت، همواره هر بازیگر و کشوری بدنبال تدارک بالاترین امکانات برای حفظ قدرت ملی و یا اثر گذاری در محیط خارجی و مقابله با تهدیدات خارجی است. صهیونیستها از همان روزهای اولیه اشغال فلسطین و تأسیس اسرائیل، در کنار جنگ افزارهای متعارف نظامی و حمایت‌های نامحدود تسلیحات غربی، به تهیه جنگ افزارهای نامتعارف هسته‌ای، شیمیایی و بیولوژیک اقدام کرده‌اند تا ضمن برتری و ثبت بازدارندگی در قبال محیط خارجی، امکان هژمونی سازی و اثرگذاری در محیط منطقه‌ای را داشته باشند. پس از دهه‌های متمادی از سرافکندگی ارتش‌های عربی برای کسب یک پیروزی در مقابل صهیونیست‌ها و نهادها و موسسات غربی و اسلامی که قبل از اینکه در خدمت آرمانهای عربی و اسلامی باشند، در خدمت حامیان غربی و آرامش رژیم صهیونیستی بوده‌اند، مقاومت منطقه‌ای با گفتمان انقلاب اسلامی در سه دهه گذشته، شرایط را تغییر داده است. این توازن جدید استراتژیک امروز به نقطه‌ای رسیده است که مقاومت منطقه‌ای بجای تهیه ابزارهای غیر انسانی و غیر قانونی نامتعارف، از توانمندیهای متعارف به نحوی استفاده می‌کند که نه تنها اهرمهای قدرت بازدارنده رژیم صهوینیستی را پوچ و بی‌محتوا می‌کنند، بلکه از این نقطه قوت دشمن، بزرگترین نقطه ضعف را می‌سازند و آن را به یک بازدارندگی قدرتمندانه برای مقاومت منطقه‌ای تبدیل می‌کنند. رژیم صهیونیستی که در ادبیات اشغالگرانه خود با تکیه بر تکبر غربی – استعماری، همواره به تهدید محیط پیرامونی و سرکوب علیه فلسطینی‌ها در داخل می‌پردازد، خط و نشان کشیدن برای حزب‌الله را هیچگاه از دستورات امنیتی و نظامی خود خارج نکرده است. سید حسن نصرالله در آخرین مصاحبه تلویزیونی با شبکه المیادین اعلام کرد اگر اسرائیل دست به حمایت جدیدی در حمله به لبنان بزند، بانک اطلاعاتی مقاومت که شامل همه مراکز ریز و درشت در آن رژیم است، اهداف هسته‌ای، بیولوژیک و شیمیایی آنها را هدف قرار خواهد داد. تجزیه و تحلیل مواضع سید حسن نصرالله در ابعاد نظامی، منطقه‌ای و موج ضد مقاومت از سوی ارتجاع و تکفیری‌ها، نکات زیبا و ماندگاری در بر دارد که به مکتوب دیگری موکول می‌شود.

    ۳- یمن در مسیر غلبه بر تجاوز ظالمانه سعودی:

    در آستانه یکسال تجاوز ضد انسانی و غیرقانونی آل سعود که با حمایت کامل امریکا، غرب و رژیم صهیونیستی تا امروز ادامه داشته، اولین نشانه‌های غلبه مظلوم بر تجاوزگر خود را نشان می‌دهد. جنگ یمن نیز قبل از اینکه ماهیت سعودی داشته باشد، ماهیت امریکایی داشت ولی همانگونه که در جنگ ۳۳ روزه، صهیونیست‌ها به شکست و ناکامی رسیدند، امروز در یمن نیز بجز شکست و ناکامی در اهداف اعلام شده، هزینه‌های مالی، تسلیحاتی، سیاسی، حقوقی و رسانه‌ای آنها، هم آل سعود و هم امریکا را در بن‌بست قرار داده است. از دو هفته قبل جان کری به آل سعود ابلاغ کرده است که ادامه راهبرد نظامی در سوریه و یمن، خسارت‌بار و غیر ممکن است و باید به راه حل سیاسی وارد شوند. به همین دلیل تماسهای مستقیم قبایلی و با واسطه برای مذاکره با انصارالله و کنگره ملی آغاز شده و ولد شیخ، نماینده دبیرکل هم به این تحرکات افزوده شده است. اگر چه این رخداد هنوز در آغاز راه است و ۲۰ روز آینده برای آغاز مذاکرات علنی و رسمی در کویت در نظر گرفته شده است ولی همانگونه که در ژنو ۳ و مذاکرات سوریه، متجاوزین با دست خالی حاضر شده‌اند، در یمن نیز این دست برتر در اختیار انصارالله است، که خواستار توقف کامل تجاوز و جنگ شده است. سعودی‌ها و امریکایی‌ها بخوبی درک کرده‌اند که پس از یک سال تجاوز به یمن و مردم مظلوم آن، قدرت آتش و پاسخ یمنی‌ها در حال افزایش است و بزودی باید در مراکز اصلی انرژی، اقتصاد و نمادهای سیاسی و کاخ‌های شاهزادگان، اصابت موشکها را شاهد باشد. لذا ادامه جنگ را بی‌ثمر دانسته و برخلاف مواضع یکماه قبل سران سعودی، خود را برای مذاکره سیاسی آماده می‌کند. طبیعی است که آل سعود و امریکا، تلاش می‌کنند اهداف جنگ را در دستور کار مذاکره سیاسی قرار دهند ولی حاصل مذاکره نهایی را دست برتر میدانی تعیین خواهد کرد.

    ۴- ژنو ۳ در بن بست‌های پیش‌بینی شده:

    تغییر موازنه قدرت در صحنه میدانی سوریه عامل اصلی رویکرد مذاکراتی در ژنو ۳ بود که امریکا و تروریست‌ها را بدان مجبور کرد. شرایط آشفته تروریستها در میدان و مسدود شدن راه‌های امداد و درگیری بین خودشان در شمال و جنوب سوریه و فقدان هرگونه طرح نظامی جدی از سوی امریکا، ناتوانی مذاکراتی در ژنو ۳ را بیش از قبل بر ترورست‌ها و حامیان آن تحمیل کرد. نکته مهم اینست که در بین حامیان تروریست‌ها هم انسجام و اعتماد گذشته وجود ندارد و امریکا نه تنها در ژنو در حال مدیریت تیم‌های مذاکراتی است، خواسته‌های بلند پروازانه آنها در راه حل سیاسی، قابل تحقق نیست و ابزار فشار میدانی هم از دست آنها خارج شده است. این طبیعی است که تروریستها و حامیان آنها، هم در آتش‌بس و هم در مذاکره در دام قرار گرفته‌اند و هیچ یک را به شکل جدی دنبال نکنند. بازگشت به جنگ و عملیات نظامی از سوی سوریه و کشورهای حامی، کابوس فروپاشی سریع در میدان را محقق می‌کند و مذاکره بدون تامین اهداف بزرگ هم برای آنها و پس از ۵ سال ماجراجویی، رسوایی و شکست غیر قابل جبران است. اگرچه برخی به نشست و دیدار کری با لاوروف برای خروج از بن‌بست فعلی تکیه می‌کنند ولی به نظر می‌رسد که ژنو ۳ باید در ژنو ۴ و نشستهای بعدی و با تعدیل مواضع تروریستها و حامیان آن و چهارچوب‌های اعلام شده، دنبال شود.

    ۵- بروکسل و شرایط جنگی خودساخته

    انفجارهای صبح سه‌شنبه، بروکسل را به عنوان قلب اروپا، به شرایط جنگی مبدل کرد. این رخداد چیزی نیست که کسی از ماهیت آن بی‌خبر باشد ولی هر یک از طرفها تلاش می‌کند آن را در مسیر مطلوب خود روایت کند.

    تروریست‌های داعش همانهایی هستند که ایدئولوژی خود را از آل سعود و دلارهای نفتی آنها در کشورهای حاشیه خلیج فارس و حمایتهای تعیین کننده کشورهای غربی دریافت کرده‌اند و طبق اراده و طرح‌های استعماری – غربی به دنبال وضعیت جدید در خاورمیانه بودند تاکشورهای این منطقه را دچار براندازی، تجزیه و تغییر نقشه ژئوپلتیک کنند. اکنون در بین حامیان تروریسم تکفیری، اختلافات زیادی شکل گرفته و هرکدام سعی می‌کنند با تأمین منافع اختصاصی، دیگران را گوشمالی بدهد. اینکه چرا غرب حاضر نیست با تمام قدرت نظامی وارد جنگ در سوریه شود، مورد اعتراض ترکیه و سعودی است ولی غربی‌ها از تکفیری‌ها ماموریت جدیدی در شمال افریقا و آسیای میانه و قفقاز و جنوب شرقی آسیا نمی‌خواهند و تحمل هزینه جنگ بزرگ را قابل پذیرش نمی‌دانند. درست در زمانی که ترکها در حال چانه‌زنی با اتحادیه اروپا بودند تا برای نگهداری آوارگان باجهای مالی و سیاسی بگیرند، انفجارها در استانبول و ترکیه انجام می‌شد و اکنون که اروپا امتیاز سیاسی نمی‌دهد، انفجارهاا در بروکسل انجام می‌گیرد!! دستگیری یک عامل تروریستی در فرانسه هم که می‌تواند بسیاری از حقایق و ارتباطات آنها با برخی کشورها را برملا کند، مزید بر علت است و بروکسل باید تاوان بدهد. البته تکفیری‌های مقیم اروپا به اندازه کافی از کشورهای خود در این قاره خشمگین هستند و انگیزه انتقام دارند تا بسادگی دست به جنایت برنند. به هر حال سوال این است که اروپا در آتش جنگی که خود در آن سهیم بوده، چه واکنشی در پیش خواهد گرفت؟ آیا به همان راهبردهای حمایت از تروریسم به عنوان ابزار سیاست خاورمیانه‌ای و جهانی ادامه می‌دهد و یا اینکه این ابزار غیر انسانی و غیر قانونی را کنار خواهد گذاشت و برای حل کانون‌های بحران در خاورمیانه رویکرد جدیدی در پیش خواهد گرفت؟

       نظر مخاطبان                                  نظرشما چیست؟               در انتظار تایید:0

  • برچسب ها :
  •  

    رزرو هتل در مشهد

     

    آخرین اخبار