رزرو هتل در مشهد

 

  • تاریخ انتشار: پنج شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۵۹ | کد خبر : 23604
  • حقوق مخالفان در منشور حکومتی پیامبر

    چکیده

    نوشتار پیش رو که در قالب یک مقاله تدوین شده است به دنبال پاسخی روشن برای این سؤال است که آیا در نظام اسلامی مخالفان دارای حقوقی هستند یا خیر؟ اگر حقوقی برای آنها مفروض است، حقوق قابل پذیرش برای آنها به چه میزان است؟ ازجمله گروه‌های مخالفی که به مخالفت با دولت نوپای مدینه اقدام کردند، سران مشرک قریش، یهودیان، منافقان و افراد ناآگاه بودند. مخالفان در حکومت پیامبر دارای حقوقی مانند: امنیت، آزادی بیان، حق آزادی عقیده، توبه و بازگشت، مصالحه، برخورداری از عدالت و قضاوت عادلانه، هدایت، کرامت انسانی و حق تحزب می‌باشند. البته برای تحقق این حقوق شرایط و حدودی وجود دارد که عمده‌ترین آنها: عدم توطئه، عدم برهم زدن وحدت سیاسی، عدم ترغیب مسلمانان برای شرکت نکردن در جهاد و مقابله با دشمن می‌باشد.

    واژگان کلیدی

    پیامبر، حق، مخالف، حکومت، قانون.

    طرح مسئله

    دوران حکومت اسلامی که با پیروزی انقلاب شکوهمند در ایران از سال ۱۳۵۷ با زعامت فقیه و سیاست‌مداری از نوادگان معصومین پس از قرون بسیاری از آخرین دوره حکومت اسلامی یعنی زمان امام حسن مجتبی(علیه السلام) شکل گرفت، سیر تکامل اجتماعی بشر را وارد مرحله جدیدی نمود. این حکومت الگویی جدید را در جهان مطرح نمود که محتوای آن اسلامی و مبتنی بر احکام شریعت مبین پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) و ساختار آن جمهوری و مبتنی بر مردم‌سالاری است.

    حکومت‌ اسلامی برپایه‌های فکری عمیقی استوار بوده که لازمه آن تفقه کامل در کلیه شئون و ابعاد دین اسلام است. البته فقها و زعمای الهی تشیع با توجه به نبود حکومت یا دولت اسلامی و عدم نیاز به استخراج احکام حکومتی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی چندان در این مسیر گام ننهادند بلکه هم خود را معطوف به استخراج احکام و قوانین شریعت در بعد مسائل عبادی قرار دادند و به صورت جامع و کامل سایر ابعاد مهجور باقی ماند.

    با شکل‌گیری حکومتی از نوع اسلام به یکباره نیاز به شناخت ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و … احساس شد وروندی برای استخراج احکام آنها از قرآن و سنت به شکل محسوس و یا نامحسوس آغاز شد. این روند هنوز در ابتدای مسیر خود قرار دارد و تا رسیدن به نقطه ایده‌آل خود فاصله بسیار دارد. به هر میزان که شناخت ابعاد مزبور فزونی یابد میزان دخالت سلیقه‌ها و آرای شخصی در نوع حکومت‌داری و تعامل با رویدادها و جریانات مختلف آن کاهش خواهد یافت. ازجمله مسائل و رویدادهایی که هر حکومت با آن خواه یا ناخواه مواجه خواهد شد وجود مخالفان و جبهه‌گیری آنها در مقابل حکومت است. از آنجایی که اسلام برای همه شئون برنامه کلی دارد نوع برخورد با جریانات مخالف را نیز مشخص کرده است. معرفت به احکام شریعت در این زمینه ما را از افتادن به دامن اشتباهات بری خواهد کرد.

    پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران جریانات مخالف زیادی قد علم کرده که به انحای مختلف به مخالفت با حاکمیت پرداخته و مسیر انقلاب را با دشواری‌هایی مواجه نمودند. نوع برخورد با آنها در رده‌های میانی حکومت همواره در هاله‌ای از سلیقه و امیال شخصی بسر برده، گاه با سهل‌انگاری امنیت ملی را به مخاطره اندختند و گاه پاره‌ای از حقوق مخالفان پایمال گردید. با گذشت بیش از سه دهه از روند انقلاب اسلامی هنوز ما شاهد اختلاف نظرها در نوع برخورد با مخالفان حکومتی هستیم و این امر ضرورت تتبع، تفقه و نیل به احکام اصیل اسلامی را از متون دست اول بیش از پیش برای ما آشکار کرده است. بررسی سیره و روش حکومت داری پیامبر اسلام که نمونه عینی یک جامعه اسلامی است از مهم‌ترین مواد استخراج احکام سیاسی اسلام و ازجمله حقوق مخالفان در نظام اسلامی و چگونگی تحقق آن است.

    در مورد نگرش حکومت‌ها در برخورد با مخالفان سه دیدگاه وجود دارد:

    ۱٫ عده‌ای معتقدند مخالفان حکومت اسلامی از هیچ گونه حقوقی نباید برخوردار باشند؛ زیرا اصل حاکمیت را قبول ندارند و مخالفت با حکومت جرم و دارای مجازات است.

    ۲٫ عده‌ای دیگر معتقدند کلیه مخالفان در سیستم حکومت اسلامی باید کاملاً آزاد واز همه حقوق شهروندی برخوردار باشند.

    ۳٫ و سرانجام عده‌ای بر این باورند حقوق مخالفان در نظام اسلامی بدون هیچ قید  وشرط نیست بلکه آن را مشروط می‌دانند.

    حال سؤال این است که آیا حقیقتاً در نظام اسلامی مخالفان دارای حقوق‌اند؟ اگر آری، گستره، حقوق آنان تا کجاست؟ و شرایط تحقق آن حقوق چیست؟ بهترین الگو و مرجع در پاسخ به این سئوالات سیره پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) می‌باشد که ما را برای نیل به هدف یاری می‌رساند.

    مخالفان در حکومت پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)

    اولین گروهی که به مخالفت و دشمنی با دولت نوپای مدینه اقدام کرد، سران مشرک قریش بودند که در مکه و مدینه به مخالفت جدی و شدید با پیامبر پرداختند. دومین گروه از مخالفان دولت نبوی یهودیانی بودند که با حضور پیامبر و یاران وی در یثرب تنها راه پیش روی خود را پذیرش زندگی مسالمت‌آمیز در کنار مسلمانان دانسته و لذا به انتقاد و مخالفت و دشمنی با دولت نبوی پرداختند. گروه سوم از مخالفان دولت پیامبر، منافقانی بودند که با حضور پیامبر در مدینه آرزوهای خود را برای قدرت‌طلبی بر باد رفته می‌دیدند. گروه چهارم کسانی بودند که می‌توان از آنها به‌عنوان مستضعفان و افراد نا آگاه یاد کرد. گروه پنجم از مخالفان و منتقدان دولت نبوی را برخی از حاکمان منطقه و رؤسای قبایل تشکیل می‌دادند. این گروه از مخالفان پس از علنی شدن دعوت علنی پیامبر احساس خطر کرده، به مخالفت و دشمنی با دولت نبوی پرداختند. (۱)

    شیوه پیامبر در رفتار با مخالفان

    پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) در برخورد با این مخالفان هرگز از اصل هدایت‌گری، انصاف، اخلاص، دلسوزی و رحمت عدول نکرد و مثل پادشاهان به عناد و انتقام‌جویی نپرداختن، به‌طوری‌که پس از فتح مکه سرسخت‌ترین دشمنان خود را بخشید. مادامی که مخالفان امنیت جانی و مالی مسلمانان را به خطر نمی‌انداختند، برخورد تهاجمی با ایشان نمی‌شد. هم‌چنین به معاهده همزیستی مسالمت‌آمیز یهود با ایشان تا وقتی نقض پیمان نکرده بودند، استوار ماند. و تا زمانی که منافقان نیز هویت خود را برملا نکرده بودند، پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) به تعبیر قرآن کریم اذن خیر برای آنها بود، حرف آنان را می‌شنید و آبرویشان را حفظ می‌کرد. در برابر جاهلان و نادانان هرگز از مشی موعظه و مدارا خارج نشد. برای مخالفان برون مرزی نیز غیر از بشارت، دوستی و هدایت چیزی نخواست. بنابراین پیامبر با همه مخالفان و منتقدان از روی رحمت و انصاف و مدارا رفتار می‌کرد؛ اما اگر مخالفان، امنیت فکری و عینی مسلمانان را به خطر می‌انداختند، با رعایت تمام اصول اخلاقی و انسانی در برابر آنان ایستادگی می‌کرد.

    برخورد حذفی در دولت نبوی آخرین راهکار آن هم در چارچوب دفع تهاجم مخالفان بود. (۲) ابن‌تیمیه می‌گوید: «پیغمبر(صلی الله علیه و آله) همچنان اذیت کفار و مخالفان را تحمل می‌کرد تا خداوند در شب دوازدهم صفر سال سوم هجرت اذن قتال داد. نسائی با اسناد صحیح از زهری روایت می‌کند نخستین آیه قتال این است: «أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلی نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ.» (۳)در تفسیر ابوحیان آمده که در این آیه به قتال اذن داده شده که به قرینه حذف شده است. اصحاب، کتک خورده و سرشکسته نزد پیغمبر(صلی الله علیه و آله) می‌آمدند و حضرت امر به صبر می‌فرمود که مأمور به قتال نبود، تا اینکه هجرت کرد و پس از هفتاد و چند آیه که در همه آن از درگیری با مخالفان منع شده بود اذن قتال صادر شد. بعضی گفته‌اند: خداوند جهاد را بهنگام تشریع فرمود؛ زیرا مسلمانان در مکه در اقلیت بودند و با اذن قتال کار سخت می‌شد.

    مهم‌تر آن‌که پیغمبر(صلی الله علیه و آله) در همه احوال جنگ و صلح، با سران مشرکان و کفار به مهربانی و نرمی سخن می‌گفت و هرگاه نزد او می‌آمدند، حرمت و اعتبار می‌نهاد تا با اسلام انس یابند و اخلاق آن حضرت(صلی الله علیه و آله) را بشناسند. از احمد بن حنبل پرسیدند: آیا می‌توان ذمّی را با کنیه خطاب کرد؟ وی در پاسخ گفت: پیغمبر(صلی الله علیه و آله) اسقف نجران را «ابا حسان» خطاب نمود (۴) در کتب تاریخ (۵) آمده است که: پیغمبر صحابه را به همین شیوه (یعنی احترام در برخورد) امر می‌کرد؛ و می‌فرمود: «اِذَا اَتاکُم کَریمُ قَوم‌ٍ فَاکرِمُوه؛ هرگاه بزرگ قومی نزد شما آمد، اکرامش کنید.» شاید أنس انسان کریم به تکریم شدن، باعث شود رفتار ناکریمانه را توهین تلقی نموده، از اسلام دور شود. یا در دل او کینه پدید آید و به خشونت منجر شود.

    منشور حکومتی پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)

    پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) پس از هجرت به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی عهدنامه‌ای بین مسلمانان و یهودیان مدینه نوشت، دین و دارایی آنان را به رسمیت شناخت و از آنها تعهد گرفت که احدی را بر ضد پیغمبر(صلی الله علیه و آله) یاری نکنند و اگر مشکلی پیش آید، به مسلمانان در حل آن کمک کنند. چنان‌که مسلمانان متقابلاً، همین تعهدات را برعهده دارند؛ این سند به‌مثابه یک نظام نامه (منشور) است که اصول روابط خارجی و داخلی دولت جدید را تبیین می‌کرد و از مهم‌ترین سندهای حقوقی است که مناسب است دانشمندان علم حقوق به بررسی آن بپردازند. این سند (۶) دارای ۴۸ (۷) بند می‌باشد که در اینجا به مهم ترین حقوق مخالفان و حد مخالفت آنان اشاره می‌شود.

    حقوق مخالفان در منشور حکومتی پیامبر(صلی الله علیه و آله)

    ۱٫ حق امنیت

    پس از هجرت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از مکه به مدینه، مشرکان و یهودیان این شهر، خود را صلح دوست وانمود کردند. پیامبر نیز از این امر استقبال فرمود و با آنان معاهده‌ای را به امضا رساند که آزادی عقیده و امنیت همگان را تأمین می‌کرد. (۸) البته رفتار کفار مدینه با پیامبر سه گونه بود: گروهی با پیامبر وارد مصالحه شدند و پیمان بستند که با او وارد جنگ نشوند و علیه او با یکدیگر همدست نگردند و نیز علیه او با دشمنانش رابطه دوستی برقرار نکنند. آنان بر کفر خود باقی ماندند و در عین حال از امنیت جانی و مالی برخوردار بودند. گروهی از در جنگ با او در آمدند و گروه سوم نه با او صلح کردند و نه جنگ! و در انتظار نشستند تا ببینند فرجام کار او و یارانش به کجا خواهد کشید. (۹)

    شایسته ذکر است حتی کفاری که در ابتدا با سپاه اسلام جنگیده بودند و تنها با ابراز اسلام آوردن خود می‌توانستند از امنیت جانی برخوردار شوند اگرچه اسلام آوردن آنان قلبی نبودکه فتح مکه بهترین گواه این مدعاست. نمونه دیگر آن در سریه حضرت علی(علیه السلام) در یمن بود. (۱۰)

    در روایات نبوی نیز بر حفظ امنیت و عدم ستم به مخالفان و حتی دشمنان سفارش شده است. هشت خصلت مؤمن از نگاه پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) چنین است: وقار در ناملایمات، شکیبایی در بلا، شکر در هنگام گشایش، قناعت به آنچه خداوند متعال به او داده است، ستم نکردن به دشمنان، عدم مزاحمت برای دوستان، در رنج بودن تن و در آسایش بودن مردم از او. (۱۱)

    ۲٫ حق آزادی عقیده

    پیامبر در یثرب تنها  به استوار ساختن پیوند همکاری و برادری میان اوس و خزرج و میان انصار و مهاجران نپرداخت، بلکه برای پدید آوردن وحدت میان همه ساکنان یثرب، خواه مسلمان خواه مشرک و یهودیان نیز تلاش فراوانی به عمل آورد. اگر این طرح که پیامبر نهایت مهارت و توانائی و زیرکی را در اجرای آن به‌کار برد نبود، و به‌وسیله آن میان ساکنان مدینه با توجه به دشمنی و خصومت دیرینه‌ای که میانشان بود، وحدت پدید نمی‌آورد در مدینه نیز پیامبر در نشر دعوت خویش دچار مشکلاتی می‌گشت که از آنچه در طی سیزده سال در مکه به آن دچار گشته بود، کمتر نبود. استاد هیکل درباره این شیوه رفتار که پیامبر در مورد ساکنان مدینه با وجود گرایش‌ها و اعتقادات گوناگونشان در پیش گرفت می‌گوید: کار سیاسی بزرگی که نشان دهنده عظمت و توانایی رهبری پیامبر بود، ایجاد وحدت در مدینه و برپا ساختن نظام سیاسی آن با هم‌بستگی با یهود براساس آزادی و پیمان مشترک بود، یهودیان مدینه به‌خوبی از پیامبر استقبال کردند، بدان امید که حقوق ایشان را در نظر بگیرد. پیامبر نیز همان‌گونه خوشامدگویی ایشان را پاسخ گفت و به استوار ساختن پیوندش با ایشان پرداخت با سرانشان به گفتگو نشست و بزرگان آنان به او نزدیک گشتند.

    روش آن حضرت و تواضع عظیم و توجه و وفاداری و نیکی جوشانش نسبت به مردم تهیدست و خاک نشین و محروم، و نیز نفوذ نیرومندش بر اهل یثرب همگی کار پیامبر و یهود را به بستن پیمان دوستی و همبستگی و در نظر گرفتن آزادی عقیده کشاند. پیمانی که از نوع پیوندهای شگفت‌انگیز طول تاریخ است. هیچ پیامبر و رسولی پیش از محمد(صلی الله علیه و آله) چنین کاری نکرده بود. (۱۲) در پیمانی نیز که پیامبر با نصارای نجران منعقد نمود بحث آزاد عقیده آمده است: «هر یهودی یا نصرانی که به دلخواه خود مسلمان شود، در حقوق و وظایف از شمار مؤمنان است و هر کس بر نصرانیت یا یهودیت خود باقی بماند، دین وی تغییر داده نمی‌شود؛ البته مرد و زن بالغ، چه آزاد چه برده، باید یک دینار یا معادل آن پارچه بدهد و هر کس این را داد، در ذمّه خدا و ذمّه پیغمبر است و هر کس امتناع نمود، دشمن خدا و پیغمبر و همه مؤمنان است.» (۱۳)

    جلوه دیگر از آزادی عقیده در سیره پیامبر مربوط به جنگ تبوک است. هنگامی که مسلمانان به تبوک رسیدند دریافتند که رومیان از آنجا به داخل سرزمین خود عقب‌نشینی کرده‌اند. در آنجا توقف کردند تا با هر که بخواهد در برابرشان ایستادگی کند مبارزه کنند. یوحنا پسر رؤبه حاکم ایله، از امرای ساکن در آن منطقه بود. پیامبر نامه‌ای به وی نگاشته او را به اسلام آوردن و یا پرداخت جزیه دعوت کرد.

    یوحنا که صلیبی طلایی بر سینه داشت به نزد پیامبر شرفیاب شد و هدایایی به آن حضرت تقدیم نمود و فرمانبرداری خویش را اعلان نموده با پرداخت سیصد دینار در هر سال به‌عنوان جزیه با آن حضرت مصالحه نمود. همچنان پیامبر با اهل جرباء و اذرح نیز بر جزیه مصالحه نمود و پیمانی میان خود و ایشان نگاشت که شروط صلح در آن مندرج بود، و حقوق مسلمانان را در دریافت جزیه و رفت و آمد توأم با امنیت جانی و مالی در آن مناطق تضمین می‌کرد. و از سوی دیگر برای افراد آن مناطق نیز آزادی عقیده و زندگی مسالمت‌آمیز با همسایگان مسلمانشان را تضمین می‌کرد. (۱۴)

    ۳٫ آزادی انتقاد

    یکی دیگر از حقوقی که همواره پیامبر آن را رعایت می‌نمود آزادی انتقاد بود. حکومت اسلامی مدینه نه حکومت فرد بر مردم بود و نه حکومت مردم بر مردم بلکه حکومت الله بر مردم بود. حکومت اسلامی رسول خدا(صلی الله علیه و آله) کامل‌ترین، مترقی‌ترین و دادگسترترین نوع حکومت در جهان هستی است، زیرا که این حکومت مشروعیت خود را با نص و انتصاب از جانب خداوند گرفته و مقبولیتش را با بیعت و پذیرش مردم به دست آورده بود، یک روی آن خدا و روی دیگر مردم بودند. از این جهت حقوق تمامی گروه‌ها مراعات می‌شد و همه اقلیت‌ها و قبیله‌ها از آزادی و حقوق کامل برخوردار بودند. مخالفان حکومت اسلامی و حتی محاربان دیدگاه مخالف و انتقادات تند خود را صریح و بدون هیچ‌گونه ترسی بیان می‌کردند. این آزادی تا آنجا پیش رفت که عبد اللّه بن ابی رئیس بزرگ‌ترین گروه مخالف حکومت اسلامی رسول خدا که همواره کارشکنی و مخالفت می‌کرد و در جنگ بنی‌مصطلق آتش فتنه افک را روشن کرد و سران صحابه اعدام صحرایی او را خواستار شدند، مورد عفو و بخشش آن حضرت قرار گرفت و شگفتا که بعدها بر جنازه او نماز خواند! (۱۵)

    ۴٫ امکان توبه و بازگشت

    در حکومت پیامبر مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله) باب توبه و بازگشت بر روی همه مخالفان باز بود. نمونه‌های فراوانی از پذیرش عذر و توبه افراد خاطی و مخالف در سیره نبوی وجود دارد.

    و می‌توان به وقایعی همچون توبه مسلمانان خاطی در جنگ تبوک، (۱۶) توبه ابولبابه که آیه ۱۰۲ سوره توبه در موردش نازل شد، (۱۷) تسلیم شدن عمروعاص و خالد بن ولید، (۱۸) توبه حاطب بن ابی‌بلتعه که سه آیه نخست سوره ممتحنه در مورد او نازل گردید، (۱۹) و اسلام آوردن اهالی مکه پس از فتح این شهر اشاره نمود. (۲۰)

    ۵٫ امکان مصالحه

    یکی دیگر از مواردی که پیامبر در حق مخالفان خود روا می‌داشتند مصالحه بود. در روش حکومت‌داری ایشان مثال‌های فراوانی وجود دارد که در مقابل مخالفان مصالحه نموده‌اند.

    او همه تلاش خود را برای اهداف‌ صلح‌آمیز به‌کار می‌بست. هرچند که این امر در مواردی چون غزوه حدیبیه، موجب ناخشنودی یارانش می‌گشت. در دوران صلح حدیبیه، اسلام در میان مردم چنان گسترش یافت که در تمام دوران جنگ گسترش نیافته بود. تن دادن به صلح از نشانه‌های دینداری است: «اگر به صلح مایل شدند تو نیز از در صلح وارد شو.» (۲۱) بنابراین اگر دیده می‌شود که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) همه پیشنهادهای صلح‌جویانه دشمن را در هر زمان و مکانی می‌پذیرد و بلکه به این کار تشویق نیز می‌کند، شگفت آور نیست. در اسلام، صلح اصلی ثابت و جنگ یک استثناست. اما باید دانست که اسلام خواستار صلح است و نه تسلیم برابر کسانی که از در صلح درآیند. در متن پیمانی که میان پیامبر و یهود مدینه بسته شد یکی از مفادی که بدان اشاره شده است بحث مصالحه بوده است: «… اگر مسلمانان یهودیان را به صلح (با کسی که مسلمانان با او صلح نموده و همبستگی یافته‌اند) دعوت کردند باید بپذیرند و با وی صلح کنند و پیوند یابند. و اگر یهودیان مسلمانان را به چنین کاری دعوت کنند، مسلمانان باید بپذیرند مگر در مورد کسانی که دشمن اسلام و نشر آن باشند.» (۲۲) ازجمله نمونه‌های دیگر حق مصالحه مخالفین قضایایی همچون مباهله با هیئت نصارای نجران که به مصالحه ختم شد و مصالحه با یهودیان خیبر پس از جنگ خیبر بوده است. (۲۳)

    ۶ . حق برخورداری از عدالت و قضاوت عادلانه

    ازجمله حقوق مسلم مخالفان در حکومت پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) برخورداری از حق عدالت و قضاوت عادلانه بوده است. در پیمان پیامبر با یهودیان به روشنی به این موضوع اشاره شده است. در آنجا چنین آمده است هر کس از یهود که به این پیمان بپیوندد از یاری و برابری برخوردار خواهد شد بی‌آنکه مورد ستم قرار گیرد و یا کسی بر علیه وی یاری شود. و از خونخواهی کسی که خونی ریخته چشم‌پوشی نمی‌شود (خون هر مجروحی از اهل این پیمان محترم است) و هر کس خونی بریزد عقوبتش دامن‌گیر خود و خانواده‌اش خواهد شد، مگر آنکه ستم دیده باشد. روابط هم پیمانان بر پایه خیرخواهی و دوستی و نیکی است نه بدکاری، و هیچ‌کس به هم پیمان خود بدی نمی‌کند و اگر چنین کرد باید به ستمدیده یاری کرد. داخل یثرب برای امضاکنندگان این پیمان منطقه حرام است. همسایه هر کس مانند خود اوست و نباید گزند و بدی ببیند. (۲۴)

    ۷٫ امکان و حقّ هدایت

    یکی از حقوقی که پیامبر برای همه مخالفان خود قایل بوده است، حق هدایت و دعوت به حقیقت بوده است. سرتاسر سیره نبوی مملو از این مطلب است. شیوه پیامبر در مقابله بامشرکان، یهودیان، نصاری و … ابتدا ارشاد و نصیحت بوده است. در تمامی جنگ‌ها ابتدا دعوت به پذیرش اسلام، نصیحت و ارشاد صورت می‌گرفت تا آنانکه زمینه گرایش به اسلام را داشتند جذب شوند و پس از اتمام حجت به نبرد می‌پرداختند این امر یعنی قایل بودن حق هدایت قبل از برخورد سخت با مخالفان حکومت.

    ۸ . حق کرامت انسانی

    حفظ کرامت انسانی برای همه افراد جامعه، اصلی اساسی در خلق و سیره و نبوی بوده است. همه انسان‌ها از آن جهت که مخلوق خدا هستند جدای از هرگونه فکر و عقیده، نزد پیامبر محترم و از حق کرامت برخوردار بوده‌اند. کلیه حقوقی که در پیش گذشت دلالت بر این حق دارد. در واقع شالوده حقوق مذکور، حق کرامت انسانی می‌باشد. برخورد با مخالفان و مجازات‌های مختص و متناسب آن ناقض این حق نیست؛ زیرا این امور به دلیل افعال مخالفان بوده است و نه شخصیت آنان.

    پی نوشت:

    [۱]. ابوزهره، خاتم پیامبران(صلی الله علیه و آله)، ص ۲۶۵٫

    ۲٫ ذکاوتی قراگزلو، نظام اداری مسلمانان در صدر اسلام، ص ۱۸۴٫

    ۳٫ حج (۲۲): ۳۹٫

    ۴٫ ابن‌قیم جوزیه، بدائع الفوائد، ص ۱۸۵٫

    ۵٫ مناوی، الدرر اللوامع، ص ۳۷٫

    ۶٫ ابوزهره، خاتم پیامبران(صلی الله علیه و آله)، ص ۲۶۸؛ سپهری، سیرت جاودانه، ص ۵۴۵٫

    ۷٫ برای مطالعه بیشتر ر.ک: ابن‌هشام، السیره النبویه، ص ۱۵۰ ‌ـ ۱۴۷؛ الدمشقی، البدایه و النهایه، ج ۳، ص ۲۲۶ ـ ۲۲۴، ابن‌حنبل، مسند، ص ۲۷۱؛ ابویعلی، مسند ابویعلی، ص ۳۶۷ ـ ۳۶۶؛ سپهری، سیرت جاودانه، ص ۵۵۲٫

    ۸٫ خطاب، شیوه فرماندهی پیامبر، ص ۳۹۳٫

    ۹٫ ابوزهره، خاتم پیامبران(صلی الله علیه و آله)، ص ۲۶۶٫

    ۱۰٫ نمونه دیگر آن داستان بخشش عبدالله ابی توسط پیامبر بعد از توهین و گستاخی وی بوده است.

    ۱۱٫ یَنبَغی ‌أن یَکونَ لِلمُؤمِن‌ِ ثَمانیَهَ خِصال‌ٍ: وَقار عِندَ الهزائِر وَ صَبر عِندَ البَلاء وَ شُکر عِندَ الرّخاءِ وَ قنوع بـِما رَزَقَهُ اللّه عَزّ وَ جَلّ، لا یَظلمُ الأَعداء و لا یتحامل علی الأصدقاء بدنه فی تَعب وَ النّاس مِنهُ فی راحَه. (پاینده، پیام رسول ترجمه نهج‌الفصاحه، ص ۶۱۴).

    ۱۲٫ قسام، سیره المصطفی، ص ۳۲۴؛ حسینی، باده ناب، ص ۲۳۲٫

    ۱۳٫ طبری، تاریخ طبری، ص ۱۲۹؛ ابن‌خلدون، تاریخ ابن‌خلدون، ج ۲، ص ۴۷۴٫

    ۱۴٫ همان، ص ۴۶۸؛ ترقی جاه، ترجمه سیره المصطفی، ص ۳۳۸٫

    ۱۵٫ میرشریفی، پیام‌آوران رحمت، ص ۲۴۱٫

    ۱۶٫ ابن خلدون، تاریخ ابن‌خلدون، ص ۵۱۵٫

    ۱۷٫ همان، ص ۲۳۶٫

    ۱۸٫ واقدی، المغازی، ج ۲، ص ۶۵۷ .

    ۱۹٫ ابن‌هشام، السیره النبویه، ج ۲، ص ۳۹۸٫

    ۲۰٫ همان، ص ۳۹۸ به بعد؛ طبری، تاریخ طبری، ج ۳، ص ۴۲ به بعد.

    ۲۱٫ وَ إ‌ِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْم ِ فَاجْنَحْ لَها. (انفال (۸): ۶۱).

    ۲۲٫ قسام، سیره المصطفی، ص ۳۲۹٫

    ۲۳٫ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج ۳، ص ۸۲ ؛ واقدی، المغازی، ج ۲، ص ۶۷۰ .

    ۲۴٫ ابن‌هشام، سیره النبویه، ج ۲، ص ۱۵۰ ـ ۱۴۷؛ الدمشقی، البدایه و النهایه، ج ۳، ص ۲۲۶ ـ ۲۲۴؛ ابن‌حنبل، مسند، ج ۱، ص ۲۷۱؛ ابویعلی، مسند ابویعلی، ج ۴، ص ۳۶۷ ـ ۳۶۶؛ قسام، سیره المصطفی، ص ۳۲۸٫

    محمد مصطفائی: دانشجوی دکتری کلام دانشگاه تهران.

    ملیحه السادات اسماعیلی‌فرد: کارشناسی‌ارشد فقه و مبانی حقوق اسلامی.

    خلیل‌الله احمدوند: استادیار دانشگاه رازی.

    فصلنامه علمی ـ پژوهشی تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی ۱۴

    ادامه دارد…

     

    :: عضویت در سوپر گروه حامیان آیت الله رئیسی در تلگرام :: «کلیک کنید»

  • برچسب ها :
  •    نظر مخاطبان                                  نظرشما چیست؟               در انتظار تایید:0

    آخرین اخبار