• تاریخ انتشار: یکشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۰۲:۴۱ | کد خبر : 24020
  • به گزارش وعده صادق، پرویز پرستویی بازیگر سینما و تلویزیون در صفحه اینستاگرام خود ماجرای جالبی را منتشر کرد.

    وی نوشت:

     

     

    روزی مردی جوان از کنار رودی می گذشت، پیرمردی را در آنجا دید
    جویای حال پیرمرد شد.

    پیر گفت: میخواهم از رود رد شوم ولی چون چشمانی کم سو دارم و رود هم خروشان است نمیتوانم
    جوان کمک کرد و پیرمرد را از رود گذراند، سپس پیرمرد از وی تشکر کرد و هر کدام به راه خود ادامه دادند.

    پس از مدتی جوان پیرمرد را دید جلو رفت و پرسید: ای پیرمرد مرا میشناسی؟
    پیر جواب داد: نه نمیشناسم.
    جوان گفت: من همانم که تو را از آب رد کردم
    پیر دوباره تشکر کرد و دعای خیر برای جوان کرد.
    پس از مدتی دوباره همدیگر را ملاقات کردند و دوباره همان حرف ها رد و بدل شد و این ملاقات چند بار تکرار شد.

    روزی دیگر جوان دوباره پیرمرد را دید جلو رفت و پرسید: ای پیر مرا میشناسی؟ پیر که چشمانی کم سو داشت جواب داد: نه نمیشناسم.
    جوان گفت: من همانم که تو را از آب رد کردم
    پیر که دیگر از حرفهای جوان خسته شده بود، جواب داد: ای کاش آب مرا میبرد ولی تو مرا از آب رد نمیکردی !!!
    کارهای خوب را بدون نفس و گوش زد مدام انجام بدهید تا برکت یابد./ جام نیـوز

       نظر مخاطبان                                  نظرشما چیست؟               در انتظار تایید:0

  • برچسب ها :
  •  

    رزرو هتل در مشهد

     

    آخرین اخبار