• تاریخ انتشار: سه شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۰۱:۰۰ | کد خبر : 24270
  • به گزارش وعده صادق ، شعری در مدح سرور و سالار شهیدان اباعبدالله الحسین علیه السلام تقدیم می شود.

     

    جبرئیل آمد از سما امشب ، می زند از شعف به هم شهپر

    همه دنبال او ملائکه ها ، صف زده گرد خانه ی حیدر

     

    هر چه در آسمان ستاره که هست ، می درخشند کنار یکدیگر

    نکند حق برای دوم بار ، کرده کوثر عطا به پیغمبر

     

    که نهیبی به خود زدم گفتم ، من به بیداریم و یا خوابم

    که ز گهواره این ندا آمد ، تو مرا نوکری ، من اربابم

     

    فُطرس از بعد این همه حسرت ، صاحب بال و پر شد از کَرَمَش

    می برد لذت دو عالم را ، به دو چشمش اگر نهد قدمش

     

    گرچه ناقابلم ولی قلبم ، شده مشتاق یک نگاه کَمَش

    به خدا عاقبت به خیر شود ، پاگذارد هر آنکه در حرمش

     

    هر که دارد به سینه مهرش را ، جایگاهش بود بهشت برین

    تا قیامت گدای در گاهش ، پادشاهی کند به عرش و زمین

     

    هر چه در چهره اش نگاه کنی ، چهره اش جلوه ای ز روی علیست

    از میان ملائکه یکسر ، با نگاهش به جستجوی علیست

     

    خنده اش مو نمی زند با مادر ، خُلق و خویش به خُلق و خوی علیست

    می گشاید همین که آغوشش ، بوی خوش می دهد که بوی علیست

     

    به علی رفته هر که می نگرد ، جود و احسان و هم مرام حسین

    با دل شیعه می کند بازی ، از همین کودکی مرام حسین

     

    می کند مثل لاله پیغمبر ، نوه ی نو رسیده را بویش

    به چه عشقی و از تمام وجود ، شانه مادر زند به گیسویش

     

    هر چه نور بوده در عالم ، تابَد از پشت پرده ی رویش

    اگر این پرده را کنار زند ، آسماه ها شوند پی جویش

     

    دین و دنیا ببازد آنکس که ، دوست دارد کسی به غیر حسین

    از قیامت دگر نمی ترسد ، هر که دارد به سینه مِهر حسین

     

    به مسیحی بگو بیا و ببین ، جلوه ای از خدای عیسی را

    ای یهودی ببین به گهواره ، باعث معجزات موسی را

     

    پیر عیسی بود همین کودک ، که شفا می دهد مسیحا را

    به روی دست مصطفی بینید ، این تجلی طور سینا را

     

    هر که شد عاشق حسین هرگز ، حرفی از عشق دیگری نزند

    هر که شد گدای کوی حسین ، در خانه ی دگری نزند

     

    او ردم گر کند خدا نکند ، یا که از خود جدا ، خدا نکند

    هر چه دارم من از عنایت اوست ، دل به او بسته ام رها نکند

     

    گر چه خوارم اگر چه پَستَم من ، نکند او مرا دعا نکند

    شب میلاد می زنم صدا او را ، جان دهم گر مرا صدا نکند

     

    جمع ما یک شب از عنایت او ، اگر او از همه رضا باشد

    سال دیگر ولادت ارباب ، وعده ی ما به کربلا باشد

     

    نگران بود مادرت تا دید ، بوسه زد مصطفی به حنجر تو

    پدرت با خبر از این که شود ، قطعه قطعه تمام پیکر تو

     

    گریه می کرد مجتبی به آن روزی ، که جدا می شود زتن سر تو

    سر و جان تمام علمیان ، به فدای تن مطهر تو

     

    شده از کودکی به هر محفل ، گریه کردن به تو سعادت من

    من ز خاک کمترم اگر که شود ، سر موئی کم از ارادت من

    منبع: من غلام قمرم

       نظر مخاطبان                                  نظرشما چیست؟               در انتظار تایید:0

  • برچسب ها :
  •  

    رزرو هتل در مشهد

     

    آخرین اخبار