کد خبر : 25392
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۵ - ۸:۵۶
153 مشترک

داستان درختی که عضو جدانشدنی یک خانواده تهرانی است +عکس

کسانی که به زیارت امامزاده پنج‌تن(ع) در محله لویزان رفته باشند، حتماً این درخت را دیده‌اند. درخت توت کهنسال لویزان که کسی به درستی نمی‌داند چند قرن از سن آن گذشته است اما همه اهالی محل خودشان و پدرانشان و پدر پدرانشان تا آنجا که یادشان می‌آید می‌گویند این درخت اینجا بوده و سالیان سال است از دیدن آن در بالکن یکی از خانه‌ها به وجد آمده‌اند؛ خانه‌ای که بالکنش روی درخت قرار دارد و گویا این درخت توت عضو جدانشدنی خانه و خانواده بیات است.

به گزارش وعده صادق ،کسانی که به زیارت امامزاده پنج‌تن(ع) در محله لویزان رفته باشند، حتماً این درخت را دیده‌اند. درخت توت کهنسال لویزان که کسی به درستی نمی‌داند چند قرن از سن آن گذشته است اما همه اهالی محل خودشان و پدرانشان و پدر پدرانشان تا آنجا که یادشان می‌آید می‌گویند این درخت اینجا بوده و سالیان سال است از دیدن آن در بالکن یکی از خانه‌ها به وجد آمده‌اند؛ خانه‌ای که بالکنش روی درخت قرار دارد و گویا این درخت توت عضو جدانشدنی خانه و خانواده بیات است. این بار سراغ صاحبان این خانه رفتیم تا تاریخچه آن را ورق بزنیم اما صاحبان قدیمی که با این درخت پیر شدند، مدتی است که از این خانه قدیمی خداحافظی کرده‌اند و دیگر در منطقه ما نیستند.

داستان درختی که عضو جدانشدنی یک خانواده تهرانی است +عکس

درختی که رفیق است

درِ کوچک دو لته‌ای قدیمی باز است. زنگ را که می‌زنیم فقط یک توضیح کوتاه لازم است. انگار یک امر طبیعی و روزانه است یا این کار همیشگی اهل خانه است و هیچ تعجبی نمی‌کنند. در باز می‌شود و قبل از اینکه داخل شویم، صاحب‌خانه را جلو در می‌بینیم. این روزها خانواده «احمدرضا بیات» فرزند «مرحوم محمدعلی بیات» ساکنان این خانه و همنشین این درخت توت هستند. احمدرضا ۴۳ ساله در این خانه به دنیا آمده و در همین خانه ازدواج ‌کرده است و فرزندانش هم همین‌جا بزرگ شده‌اند. شاید همین چیزهاست که موجب شده بیشتر از بقیه اعضای خانواده به این درخت دلبستگی داشته باشد: «‌من در این خانه به دنیا آمده‌ام. هرچه یادم می‌آید این خانه به همین شکل و شمایل بود. پدرم عاشق این درخت بود. می‌گفت این مونس من است. حالا نوبت ماست که این وظیفه را انجام دهیم. هرسال درخت را ترمیم می‌کنم، پوست درخت‌های دیگر را می‌کنم و با بتونه روی تنه درخت می‌چسبانم هم شکیل‌تر می‌شود و هم اجازه نمی‌دهد از بین برود. داخل درخت پوک شده با سیمان پوشانده‌ام تا هم از این حالت خارج بشود هم کرم نگذارد. این درخت رفیقم است. گاهی این‌قدر دوروبرش می‌چرخم و رسیدگی می‌کنم که بچه‌هایم می‌گویند خسته نمی‌شوی؟ می‌ترسم این درخت از بین برود.» اینکه هر دفعه یک‌بار کسی بیاید و در این خانه را بزند و از درخت سؤال کند برای خانواده بیات امر عادی است: «‌خیلی‌ها می‌آیند و عکس می‌گیرند حتی چند سال قبل عکسش را گرفته بودند و در یک مجله معروف ترکیه چاپ‌شده بود. در خانه ما عادی شده کسی زنگ بزند، تابه‌حال کسی نیامده در بزند و بی‌جواب برود همه را پذیرفته‌ایم.»

همنشینی خانه و درخت

باغبانی شغل پدری مرحوم حاج علی‌محمد بیات بوده و قبل از اینکه به روستای لویزان بیاید در لشکرک باغبان یک باغ اربابی بوده است. حاج علی ۲ ساله بوده که خانواده‌اش به لویزان کوچ می‌کنند و در کوچه قنات و بعدها در محله شیان ساکن می‌شوند. بالاخره حاج علی‌محمد بزرگ می‌شود و ازدواج می‌کند و سال ۱۳۴۳ این ملک را به قیمت ۳هزار و ۴۰۰ تومان از«هاشم کیانی» می‌خرد. خانه‌ای ۵۰‌ـ ۶۰ متری شامل یک اتاق، یک سالن، آشپزخانه و سرویس بهداشتی. تا سال‌ها طبقه زیر خانه، گاوداری و دامداری و حاجی هم به این کار مشغول بوده است، اما بالاخره دامداری را جمع می‌کند و مغازه مصالح‌فروشی دایر می‌کند و سال ۱۳۵۶ آقا غلامرضا پسر بزرگ خانواده آن را به مغازه پوشاک تغییر می‌دهد. غلامرضا ۵۹ سال دارد و می‌گوید: «۷‌ـ ۸ ساله بودم پدرم این خانه را خرید و ما ساکن آن و همسایه درخت شدیم. آن زمان این خیابان تا انتها پر از درخت‌های توت بود که متأسفانه به‌تدریج خیلی از درخت‌ها خشک شدند اما پدرم خیلی تلاش کرد که این درخت آسیب نبیند و مراقبت کرد که مبادا خشک شود. پدرم این درخت را خیلی دوست داشت ما هم به این درخت علاقه داریم. ما با این درخت بزرگ شدیم و از توت‌هایش خوردیم. شیرینی و درشتی توت‌های این درخت را هیچ درخت دیگری ندارد. درخت پربرکتی است البته این سال‌ها یک مقدار بارش کم شده شاید به خاطر سن و سالش باشد. نه تنها ما بلکه مردم محل هم به این درخت علاقه دارند. خیلی وقت‌ها رهگذرانی که از اینجا رد می‌شوند می‌ایستند و عکس می‌گیرند. پدرم تا زنده بود می‌گفت: تا من زنده‌ام نمی‌گذارم آسیبی به این درخت برسد.»

مارمولک‌ پیر سوغات درخت

از داخل بالکن خانه صدای چهچه قناری می‌آید که با رقص برگ‌های سبز درخت توت همگونی خاصی دارد. فاطمه خانم همسر احمدرضا از ابتدای ازدواج در این خانه زندگی کرده و در حال حاضر با همسر و پسر و دخترش تنها ساکنان این خانه‌اند.
او می‌گوید: «‌این درخت قدرت پروردگار را نشان می‌دهد. خدابیامرز پدرشوهرم، باغبان بود و به درخت‌ها علاقه داشت. بچه‌هایش هم علاقه دارند. حالا این درخت به‌نوعی جزو خانواده ما شده است، خودم بیشتر ازهمه به آن علاقه دارم.»
آقا احمدرضا لبخند می‌زند و می‌گوید: «‌همه ما این درخت را دوست داریم و عضو ثابت خانواده ماست. آدم به ماشین که یک‌چیز بی‌جان است، عادت می‌کند درخت که جان دارد و جای خود. ما تا چشم‌باز کردیم این درخت را دیده‌ایم چطور ممکن است دوستش نداشته باشیم؟ در کل من عاشق گلکاری و درختکاری‌ام.»
درخت‌های جلو در خانه را نشان می‌دهد: «همه اینها را خودم کاشتم و امسال از این درخت تقریباً ۲۰‌کیلو انگور چیدم.» احمدرضا موضوع جالبی را تعریف می‌کند: «‌داخل تنه این درخت یک مارمولک پیر است که سالیان سال است داخل تنه‌اش زندگی می‌کند و هرسال تولید مثل می‌کند اما این‌همه سال‌ با اینکه پنجره خانه ما همیشه باز است و سقف‌ها تیر چوبی است هنوز یکی از این مارمولک‌ها وارد خانه ما نشده‌اند انگار می‌دانند که نباید وارد خانه ما شوند و حریم خانه ما را حفظ می‌کنند.‌»

باد، درخت، تکان و خانه

زندگی کردن با یک درخت به این راحتی‌ها که به زبان می‌آید، نیست. درخت از وسط سالن پذیرایی، بالکن، راه‌پله رد شده و سر از پشت‌بام درآورده است. در این خانه حضور این درخت همیشه احساس و گاهی وجودش باعث‌ و ‌بانی بعضی چیزها شده است. هر بار که باد خیلی شدید می‌آمده و شاخه‌های درخت را تکان می‌داده، خانه می‌لرزیده و اهل خانه گاهی فکر می‌کرده‌اند که زلزله آمده است. از آنجاکه درخت سال‌به‌سال رشد می‌کند و تنومندتر می‌شود و این تنومندی موجب می‌شود که آجرهای دیوار به گلویش فشار بیاورد؛ این مواقع حاج علی‌محمد به داد درخت می‌رسیده و آجرها را می‌شکافته و چند سانتیمتری از درخت فاصله می‌داده و تا چند سال درخت و صاحب‌خانه خیالشان راحت بوده است. احمدرضا این‌طور تعریف می‌کند: «این درخت از یک بچه دردسرش بیشتر است. پدرم همیشه در حال گچ‌کاری بود. وقتی تعمیر می‌کرد تا چند سال خیالمان راحت بود. تا اینکه دوباره باد شدید می‌وزید و خانه تکان می‌خورد و ما از تکان خوردن خانه می‌فهمیدیم شاخه درخت بزرگ‌شده و دوباره باید دورش را بتراشیم و تا جا برای بزرگ شدنش باشد. تنها این موضوع نبود. درخت از سقف رد شده و باید جوری آسفالت سقف آب‌بندی می‌شد که با آن برف و باران‌های قدیم لویزان خانه نم نمی‌داد.»

داستان درختی که عضو جدانشدنی یک خانواده تهرانی است +عکس

جوانه‌های امید

به گفته بیات این درخت چند سالی است که دیگر از لحاظ قدی رشد نمی‌کند حتی تعدادی از شاخه‌های بالایی درخت خشک‌شده‌اند اما آنها وظیفه خودشان می‌دانند که از جوانه‌ها مراقبت کنند. احمدرضا شاخه‌های جوان چندساله را نشانمان می‌دهد و می‌گوید: «‌این شاخه یک برگ کوچک بود با توری بستم و از او مراقبت کردم تا بزرگ شد. هرچند هنوز توت نداده و شاخه‌های قدیمی توت می‌دهند. درخت عین فرزندم می‌ماند کسی پوستش را بکند انگار پوست بچه خودم را کنده است، دعوایش می‌کنم. من هر سال داخل تنه درخت گل رونده می‌کاشتیم بعضی می‌آمدند و می‌کندند وقتی اعتراض می‌کردم می‌گفتند: مگر برای شماست؟‌»

کسی به فکر درخت هست؟

مدت‌ها از فوت حاج علی‌محمد و همسرش آسیه خانم گذشته و ممکن است تا چند سال دیگر این خانه فروخته یا کوبیده و نوسازی شود اما سرنوشت درخت کهنسال لویزان چه می‌شود؟ احمدرضا می‌گوید: «‌ممکن است خانه را بفروشیم یا بسازیم، در هر صورت شکل و شمایل این خانه قدیمی از بین می‌رود. ممکن است اگر شخص غریبه‌ای این خانه را بخرد درخت را قطع کند. البته شهرداری این مواقع مانع می‌شود. حتی اگر اینجا را هم بفروشیم نمی‌گذاریم به این درخت آسیبی برسانند اما از طرف دیگر با عقب‌نشینی ملک، درخت وسط خیابان قرار می‌گیرد.» آقا بیات دل‌نگران است: «‌شنیده‌ام این درخت جزو چندمین درخت کهنسال ایران است با این وجود اغلب درخت‌های تهران را پلاک زده‌اند اما این درخت حتی یک پلاک نخورده است. اصلاً یک کارشناس نیامده و به حال آن رسیدگی کند که چرا داخل این درخت پوک شده و جلو پوک شدنش را به روش علمی بگیرند. کسی ما را حمایت نمی‌کند این درخت سرمایه ملی است و نگهداری‌اش هزینه دارد. شاخه‌های جدید که می‌زند باید هر روز مراقبت شود انگار کسی به فکرش نیست.»/مشرق

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین اخبار

    Sorry, no posts matched your criteria.

تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب