• تاریخ انتشار: شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۰۱:۵۴ | کد خبر : 27577
  • وعده صادق متن کتاب صرف ساده (بخش فاسی) فعل را برای شما خواننده محترم آورده است

    تعریف صرف و اقسام کلمه

    المدخل

    بسم الله الرحمن الرحیم
    الحمد لله رب العالمین و الصلوه علی سیدنا محمد و آله الطیبین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین الی یوم الدین‌

    تعریف علم صرف

    علم صرف می‌آموزد چگونه کلمه‌ای را به صورتهای گوناگون درآوریم تا معانی مختلف بدست آید مثلا کلمه علم به معنی دانستن را طبق قواعد صرفی به صورتهای علم یعلم اعلم و … در می‌آوریم تا معانی دانست می‌داند بدان و … بدست آید و یا کلمه رجل به معنی مرد را به صورتهای رجال و رجیل در می‌آوریم تا معانی مردها و مرد کوچک حاصل شود

    فایده علم صرف

    در هر زبانی بسیاری از کلمات از یکدیگر گرفته می‌شوند مثلا در فارسی کلمات گفتم گفتی گفت گفتیم گفتید گفتند می‌گفتم … با خواهم گفت … از ماده گفتن گرفته شده‌اند بنا بر این باید علم صرف را بیاموزیم تا کلمات را بشناسیم و به معانی آنها پی ببریم و نیز بتوانیم برای معانی منظور کلمات مناسب بسازیم از آنچه گذشت روشن شد که فایده علم صرف شناختن کلمه و معنی آن و قدرت بر ساختن کلمه است‌

    موضوع علم صرف‌

    و ضمنا معلوم شد که موضوع علم صرف کلمه است یعنی این علم فقط درباره ساختمان و خصوصیات کلمه صحبت می‌کند

    تعریف کلمه‌

    کلمه لفظ مفردی است که دارای معنی باشد و به آن لفظ مستعمل هم می‌گویند در برابر لفظ بی معنی که لفظ مهمل نام دارد

    اقسام کلمه‌

    کلمات عربی مانند کلمات هر زبان دیگر به سه دسته تقسیم می‌شود فعل اسم حرف.
    فعل کلمه‌ای است که بر معنای مستقلی دلالت کند و زمان آن را نیز برساند مانند حسن نیکو شد یذهب می‌رود اذهب برو.
    اسم کلمه‌ای است که بر معنای مستقلی دلالت کند بدون دلالت بر اقتران آن معنی به زمان مانند علم دانستن مال ثروت.
    حرف کلمه‌ای است که معنی آن مستقل نیست و ربط بین کلمات دیگر است مانند فی در در جمله دخلت فی المدرسه و من از در جمله خرجت من الدار.
    توجه کنید صورت و شکل حرف همیشه ثابت است لذا در علم صرف از حرف بحث نمی‌شود و هر کجا لفظ کلمه آورده شد فقط فعل و اسم مقصود است بنا بر این مباحث این کتاب در دو بخش فعل و اسم عنوان می‌گردد و یک سری مطالب متفرقه در خاتمه مطرح خواهد شد

    پرسش و تمرین

    * علم صرف چه علمی است.
    * علم صرف درباره چه چیز بحث می‌کند.
    * منظور شما از خواندن صرف چیست.
    * لفظ مهمل و مستعمل را تعریف کنید و برای هر کدام چند مثال بزنید.
    * کلمه و لفظ مهمل با هم چه فرقی دارند.
    * اسم و فعل را تعریف کنید.
    * در کلمات زیر هر کدام از افعال اسماء و حروف را در ستون مخصوصی بنویسید:
    ضحی – چاشت – شعر- مومن- از – یاتی: می‌آید – اسد: شیر – کبیر: بزرگ – مسجد – صبح – لا تشرب: نیاشام – رجل: مرد – حتی: تا – اعلم: بدان – نصرتم: یاری کردید – عشاء: اول شب – حسن – احمد – دحرج: غلطانید – علم: دانستن – یقتل: می‌کشد – ل: برای – شارع: خیابان – زقاق: کوچه – نما: رشد کرد – نام: خوابید – سماء: آسمان – لیل: شب – ذهاب: رفتن – نهار: روز – بقر: گاو – طائر: پرنده – الی: تا – جن – ملک.
    * بر کلمات هر ستون چند کلمه دیگر اضافه کنید.
    * بین فعل و اسم از جهت معنی چه فرقی است.
    * چرا در علم صرف از حرف بحث نمی‌شود.

    جامد و مشتق و ابنیه کلمه

    جامد و مشتق‌

    کلمه یا جامد است یا مشتق
    * جامد کلمه‌ای است که از کلمه دیگر گرفته نشده باشد یعنی حروف آن ابتداء از حروف الفباء گرفته شده باشد مانند حجر سنگ علم دانستن عسی امید است.
    * مشتق کلمه‌ای است که از کلمه دیگر گرفته شده باشد مانند احجار سنگها معلوم دانسته شده عالم دانا علم دانست.
    * کلمه‌ای را که مشتق از آن گرفته شده باشد جامد باشد یا مشتق اصل آن کلمه می‌نامند.
    * از یک اصل کلمات چندی گرفته می‌شود اصل و مشتقات آن را کلمات همجنس می‌گویند
    حروف اصلی و زائد
    * از حروف کلمه حرفی را که در تمام کلمات همجنس آورده شود حرف اصلی و آن را که در بعضی آورده شود نه در تمام حرف زائد می‌نامند مثلا در کلمات علم عالم معلوم علیم اعلم و … حروف ع ل م اصلی و بقیه زائدند

    ابنیه کلمه‌

    کلمه در زبان عربی دارای شش بناء است زیرا
    یا سه حرف اصلی دارد که به آن ثلاثی می‌گویند
    و یا چهار حرف اصلی که به آن رباعی گفته می‌شود
    و یا دارای پنج حرف اصلی است که آن را خماسی نامیده‌اند
    هر کدام از این سه قسم یا بدون حرف زائد است که به آن مجرد می‌گویند و یا دارای حرف زائد است که مزید فیه نامیده می‌شود.
    به مثالهای زیر توجه نمایید ثلاثی مجرد علم رجل مزید اعلم رجال رباعی مجرد دحرج جعفر مزید تدحرج جعافر خماسی مجرد سفرجل مزید خندریس توجه کنید خماسی بودن مختص به اسم است و فعل یا ثلاثی است یا رباعی‌

    پرسش و تمرین

    * فرق بین مشتق و جامد اصل و مشتق اصل و جامد را بیان کنید.
    * سه دسته کلمات همجنس ذکر کنید.
    * در دسته‌های زیر حروف اصلی و زائد را معین کنید خروج خارج اخراج مخرج خرج خراج خراج مخارج صبر اصطبار صبور صابرین یصبر اصبر صابر سؤال مساله سائل مسائل مسؤول سؤالات.
    * بناء کلمات زیر را معین کنید حسن حسین صابر صبر درهم دراهم دریهم خرج خروج خارج قمطر قرطعب برثن صدق صدیق.
    * اسم چند بناء دارد و فعل چند بناء برای هر کدام از ابنیه چند مثال جدید بزنید

    وزن و قواعد آن

    اشاره

    برای اینکه حروف اصلی کلمه از حروف زائد مشخص شود سه حرف ف ع ل را به ترتیب به جای حروف اصلی بکار می‌برند مثلا می‌گویند کتب بر وزن فعل و علم بر وزن فعل است و همینطور …
    در ساختن وزن کلمات قواعد زیر باید رعایت شود
    * در مقابل حروف اصلی به ترتیب ف ع ل قرار می‌گیرد و اگر کلمه‌ای بیش از سه حرف اصلی داشته باشد لام وزن تکرار می‌شود بنا بر این وزن ثلاثی دارای یک لام و وزن رباعی دارای دو لام و وزن خماسی دارای سه لام خواهد بود مثلا سال بر وزن فعل درهم بر وزن فعلل سفرجل بر وزن فعللل است.
    * اگر در کلمه‌ای حرف زائد بود چنانچه حرف زائد تکرار حرف اصلی باشد مثل سلم و جلبب در وزن نیز حرفی که مقابل حرف تکرار شده قرار می‌گیرد تکرار می‌شود مانند سلم فعل و جلبب فعلل و اگر چنین نبود خود زائد را در وزن می‌آورند مانند عالم فاعل و معلوم مفعول.
    * حرکت هر کدام از حروف وزن باید مانند حرکت همان حرفی باشد که در مقابل آن قرار می‌گیرد بنا بر این علم بر وزن فعل و علیم بر وزن فعیل و علوم بر وزن فعول خواهد بود مگر اینکه حرکت بر اثر قواعد اعلال و غیره که خواهد آمد تغییر کرده باشد که در این صورت حرکت اصلی مراعات می‌شود مثلا می‌گوییم قال بر وزن فعل است زیرا در اصل قول بوده است و نیز می‌گوییم یمد بر وزن یفعل است زیرا در اصل یمدد بوده است و همینطور …
    * اگر در کلمه‌ای حرف مشدد که نمودار دو حرف همجنس است باشد با مراجعه به کلمات همجنس باید ببینیم آن دو حرف هر دو اصلیند یا هر دو زائد یا یکی اصلی و دیگری زائد در صورت اول وزن را بدون حرف مشدد می‌آوریم مانند مر مرور کرد که می‌گوییم بر وزن فعل است و در صورت دوم همان زائد مشدد را در وزن می‌آوریم مانند اجلواز به هم چسبیدن که می‌گوییم بر وزن افعوال است و در صورت سوم هر گاه نتوان تشخیص داد که حرف اول از دو حرف همجنس زائد است یا دوم هر کدام از ف ع ل وزن را که مقابل آن حرف قرار گرفته باشد مشدد می‌کنیم مثلا می‌گوییم سلم بر وزن فعل و احمر بر وزن افعل است و هر گاه بدانیم کدامیک از آن دو زائد است و کدام اصلی وزن را بدون حرف مشدد می‌آوریم مثلا می‌گوییم سید بر وزن فیعل است و علی بر وزن فعیل.
    * اگر بعضی از حروف اصلی کلمه طبق قواعد اعلال و غیره که خواهد آمد حذف شود از وزن نیز حرفی که مقابل آن است حذف می‌شود مثلا می‌گوییم قل بگو از قال یقول بر وزن فل و هب ببخش از وهب یهب بر وزن عل و ف وفا کن از وفی یفی بر وزن ع است.
    * اگر در کلمه‌ای قلب قلب مکانی واقع شده بود یعنی ترتیب اصلی فاء و عین و لام بهم خورده بود در وزن نیز ترتیب ف ع ل بهم خواهد خورد مثلا می‌گوییم جاه بر وزن عفل است زیرا با مراجعه به کلمات همجنس آن از قبیل وجه وجیه وجاهت و غیره معلوم می‌شود ج عین الفعل و ا که منقلب از واو است فاء الفعل می‌باشد فایده دانستن وزن کلمات تشخیص حروف است که بوسیله آن می‌توان نوع و بناء+کلمه را شناخت تبصرهدر کلمه حرفی را که برابر ف است فاء الفعل حرفی را که مقابل ع است عین الفعل‌و حرفی را که مقابل ل است لام الفعل می‌نامند لام الفعلهای رباعی را لام الفعل اول و دوم و لام الفعلهای خماسی را لام الفعل اول دوم و سوم نامیده‌اند

    پرسش و تمرین‌

    * وزن چیست.
    * با رعایت قواعد ۱ و ۳ وزن کلمات دسته اول و با رعایت سه قاعده اول وزن کلمات دسته دوم و با رعایت چهار قاعده اول وزن کلمات دسته سوم و با رعایت تمام قواعد وزن کلمات دسته چهارم از کلمات زیر را معین کنید.
    * دسته اول
    کرم کتب فرس قفل کتف عضد صعب عنب ضرس
    * دسته دوم
    عالم علماء علامه مخارج خروج اسلام مسلم دراهم دریهم دحراج تدحرج
    * دسته سوم
    غفار جعفری تعلم خراج سلم قرار مقر مداد مد استمد مدن تمدن جید لین علوی نبی وفی خدام جبار قوی
    * دسته چهارم
    ق با توجه به وقی وقایه سل با توجه به سال و سؤال حادی با توجه به واحد وحده توحید ایس با توجه به یاس یؤس یائسه طامن با توجه به طمان اطمان اطمئنان.
    * با توجه به تمام قواعد وزن وزن کلمات زیر را معین کنید
    استعلام معلم متعلم احسان استحسان تحسین تکامل استکمال کمال کمیل مکمل کملین.
    * فاء عین و لام الفعل کلمات زیر را معین کنید
    کلام تکلم استسلام استغفار غفار صبور سؤال تفؤل فعال سفرجل رجیل درهم زبرج صدر کریم.
    * اسم رباعی مجرد دارای شش وزن است
    فعلل فعلل فعلل فعلل فعلل فعلل و اسم خماسی مجرد دارای چهار وزن فعللل فعللل فعللل فعللل با توجه به اوزان فوق بناء کلمات زیر را معین کنید جعافر قذعمل دراهم زبرج قرمز جحمرش ثعلب.
    * حروف اصلی و زائد کلمات موزون زیرا را معین کنید
    احمار افعال توکل تفعل استیحاش استفعال اجاره افاله و فعاله صبور فعول میثاق مفعال توکیل تفعیل تقاعد تفاعل تجاره فعاله جولان فعلان کراهیه فعالیه ضروره فعوله جهور فعول حوقل فوعل شیطنه فیعله تمسکن تمفعل استحی استفل مقضی مفعول مهدی مفعول یخشون یفعون ملی فعیل مبیع مفعل‌

    صحیح معتل مهموز مضاعف سالم

    اشاره

    کلمه از نظر چگونگی حروف اصلی سه تقسیم دارد
    * ۱ صحیح و معتل
    کلمه‌ای را که هیچکدام از حروف اصلی آن حرف عله نباشد صحیح گویند و کلمه‌ای را که یک یا چند حرف اصلی آن حرف عله باشد معتل می‌نامند حروف عله عبارتند از واو یاء و الفو سایر حروف را صحیح می‌گویند بنا بر این کلمه صحیح مثل سلم سالم و کلمه معتل مانند یسر آسان شد باع فروخت رمی پرتاب کرد معتل هفت قسم است
    ۱ – معتل الفاء که آن را مثال گویند مانند یسر و وقت
    ۲ – معتل العین که آن را اجوف می‌نامند مانند خاف و بیع
    ۳ – معتل اللام که آن را ناقص گویند مانند دعا و رمی
    ۴ – معتل الفاء و اللام که آن را لفیف مفروق گویند مانند وفی و وحی
    ۵ – معتل العین و اللام که آن را لفیف مقرون گویند مانند لوی و حی
    ۶ – معتل الفاء و العین که آن را نیز لفیف مقرون گویند مانند ویل
    ۷ – معتل الفاء و العین و اللام مانند واو و یاء که در اصل ووو و ییی بوده است.
    * ۲ مهموز و غیر مهموز
    مهموز و غیر مهموز کلمه ای را که یک یا چند حرف اصلی آن همزه باشد مهموز می‌نامند مانند امر سال بری‌ء و مهموز بر سه قسم است مهموز الفاء مانند امر و آمر مهموز العین مانند سال و سائل مهموز اللام مانند برا و باری‌ء.
    * ۳ مضاعف و غیر مضاعف
    کلمه‌ای را که عین الفعل و لام الفعل یا فاء الفعل و عین الفعل آن همجنس باشد مضاعف نامند مانند مد حج ببر ددن لهو و لعب.
    تتمه کلمه‌ای را که نه معتل باشد و نه مهموز و نه مضاعف سالم می‌نامند مانند ضرب و بقر.
    تبصره ۱ تقسیمات فوق مخصوص ثلاثی است و رباعی و خماسی این انقسام را ندارند فقط به مثل زلزل و سلسل مضاعف گفته شده است.
    تبصره ۲ باید توجه داشت که یک کلمه ممکن است هم صحیح باشد هم مهموز مانند امر سال یا هم صحیح باشد و هم مضاعف مانند مد ددن همچنین کلمه می‌تواند هم معتل باشد و هم مهموز مانند یئس و ابی یا هم معتل باشد و هم مضاعف مانند حی و ود و نیز کلمه می‌تواند هم مهموز باشد و هم مضاعف مانند ان ناله کرد از جوشید و اما کلمه سالم همیشه صحیح است.
    تبصره ۳ حرف عله را اگر ساکن باشد حرف لین نامند مانند قول بیع دار امیر و حرف لین را اگر حرکت ما قبلش با آن مناسب باشد حرف مد نیز می‌نامند مانند دار امیر.
    حرکت مناسب با واو ضمه است و مناسب با یاء کسره و مناسب با الف فتحه بنا بر این الف همیشه حرف مد است زیرا خود ساکن است و تا ما قبلش مفتوح نباشد قابل تلفظ نیست.
    تبصره ۴ مضاعف ثلاثی در معرض ادغام است و ادغام این است که دو حرف پهلوی هم را از یک مخرج ادا کنیم به طوری که در تلفظ بین آنها فاصله نیافتد در این صورت حرف اول را مدغم و حرف دوم را مدغم فیه گویند و غالبا هر دو را بصورت یک حرف و گاهی آنها را جدای از هم می‌نویسند مانند مدد مد الرجل الرجل بحث تفصیلی درباره ادغام در فعل مضاعف ثلاثی مجرد خواهد آمد.
    تبصره ۵ همزه و حرف عله در معرض تغییرند تغییر همزه را تخفیف گویند و آن به دو صورت است قلب و حذف.
    تخفیف قلبی هرگاه در کلمه‌ای همزه ساکن بعد از همزه متحرک قرار گیرد همزه ساکن را به حرف مد تبدیل می‌کنند مانند اءمن آمن اءمر اومر اءمان ایمان ولی اگر همزه ساکن بعد از حرف متحرکی غیر از همزه قرار گیرد تبدیل آن به حرف مد جایز است نه واجب مانند راس راس شؤم شوم ذئب ذیب و در بعضی کلمات دیگر نیز که وضعیت فوق را ندارد تبدیل همزه شنیده شده است مانند ائمه ایمه نبی‌ء نبی بری‌ء بری نبوءه نبوه مقروء مقرو.
    تخفیف حذفی قاعده مشخصی ندارد و سماعی است مانند اؤخذ خذ اؤکل کل تغییر حرف عله را اعلال گویند و اعلال حرف عله بر سه قسم است سکون و قلب و حذف که اعمال هر کدام طبق قواعد خاص و در شرایط معینی صورت می‌گیرد تفصیل آن در فصل ۱۲ بخش اول و مقدمه بخش دوم خواهد آمد

    پرسش و تمرین‌

    * انوع و بناء کلمات موزون زیر را معین کنید
    مرء فعل ثعلب فعلل سلسله فعلله سئم فعل قذاره فعاله اجاره فعاله براءه فعاله فرار فعال بئر فعل رای فعل قوی فعیل مائل فاعل جریان فعلان جاری فاعل قساوه فعاله فیض فعل فیضان فعلان فیاض فعال مداد فعال ذر فعل سلام فعال سالم فاعل راهنمایی در حل این تمرین و همچنین تمرین بعدی می‌گوییم مرء ثلاثی مجرد مهموز ثعلب رباعی مجرد و همینطور …
    * معتل مهموز مضاعف و سالم را در کلمات موزون زیر معین کنید
    طی فعل ولی فعیل یاء فعل مؤتمر مفتعل اتی فعل مراه فعله مرئی مفعل حریر فعیل تودیع تفعیل حکام فعال طیر فعل طیاره فعاله یاقوت فاعول وحشه فعله وصول فعول صابر فاعل سد فعل صدود فعول سماک فعال ایم فیعل دیان فعال علی فعیل علوی فعلی احمر افعل.
    * حروف اصلی و زائد کلمات زیر را معین کنید
    الندد دشمن سرسخت افنعل عفنجج کلفت نادان فعنلل مهدد اسم زنی است فعلل درهم فعلل جعفر فعلل شرشره قطعه قطعه کردن فعلله یلندد دشمن سرسخت یفنعل زمزمه فعلله احرنجم افعنلل تزلزل تفعلل خدب پیر فعل برثن پنجه شیر فعلل.
    * برای هر یک از اقسام کلمه که در تبصره شماره ۲ به آنها اشاره شده است سه مثال بزنید.
    * چرا الف همیشه حرف مد است.
    * حروف عله مد و لین را در تمرین شماره ۲ مشخص کنید.
    * ادغام مدغم و مدغم فیه را تعریف کنید.
    * لام ال در حروف شمسی که عبارتند از ۱۴ حرف ت ث د ذ ر ز س ش ص ض ط ظ ل ن ادغام می‌شود مانند التقوی الثواب و …
    * نام بقیه حروف چیست؟ برای ادغام لام ال در هر یک از حروف شمسی دو مثال بزنید و آنها را تلفظ کنید.
    * برای لزوم تبدیل شدن همزه به حرف مد چند شرط وجود دارد نام ببرید.
    * موارد قیاسی و سماعی تخفیف همزه را با ذکر مثال بیان کنید.
    * تخفیف همزه در کدامیک از کلمات زیر جائز است و در کدام واجب چرا اءدم اءداب مؤدب اءخر اءمن اوتی باری‌ء اءذان اءذر تاسیس مؤاخات مؤمن یؤمن مؤبد مؤن فئه باس مئزر سائر جائز مسائل.
    * اصطلاحات زیر را معنی کنید حرف عله اعلال حرف صحیح حرف لین حرف مد کلمه مضاعف مهموز صحیح معتل مثال اجوف ناقص لفیف مفروق لفیف مقرون سالم.
    * هر کدام از حروف عله اصلی‌اند یا منقلب‌

    بخش اول: فعل

    اشاره

    اصل فعل مصدر

    فعل از مصدر گرفته می‌شود و مصدر کلمه‌ای است که تنها بر وقوع کار یا حالتی دلالت کند مانند خروج خارج شدن حسن نیکو شدن علامت مصدر این است که در آخر ترجمه فارسی آن تن یا دن آورده شود مشروط بر اینکه اگر ن را برداشتیم تبدیل به فعل ماضی شود بنا بر این کلماتی مانند عنق گردن و خاضع فروتن مصدر نیستند آنچه مستقیما از مصدر گرفته می‌شود تنها فعل ماضی است و اما مضارع و امر چنین نیستند بلکه مضارع از ماضی گرفته می‌شود و امر از مضارع مصدر ماضی مضارع امر

    تعریف و تقسیم‌

    فعل کلمه‌ای است که بر وقوع کار یا پدیدار شدن حالتی در زمان گذشته یا حال یا آینده دلالت کند واقع شدن کار مانند ضرب زد یضرب دارد می‌زند یا خواهد زد اضرب بزن و پدیدار شدن حالت مانند حسن نیکو شد یحسن نیکو می‌شود احسن نیکو شو فعل بر سه قسم است ماضی مضارع امر فعل ماضی فعلی است که بر وقوع کار یا حالتی در زمان گذشته دلالت کند مانند ضرب و حسن فعل مضارع فعلی است که بر وقوع کار یا حالتی در زمان حال یا آینده دلالت کند مانند یضرب و یحسن و فعل امر فعلی است که بر طلب ایجاد کار یا حالتی دلالت نماید مانند اضرب و احسن‌

    پرسش و تمرین

    * اقسام فعل و چگونگی انقسام آن را ذکر کنید.
    * بین فعل و مصدر چه فرقی است.
    * از کلمات زیر کدام فعل و کدام مصدر است احسان نیکی کردن محسن نیکو کار عدن نام مکانی است نوم خوابیدن جاء آمد ینصر یاری می‌کند نسج بافتن ختن نام مکانی است

    معلوم و مجهول‌

    فعل یا معلوم است یا مجهول فعل معلوم فعلی است که فاعلش در کلام ذکر شده باشد مانند ضرب زید بکرا زید بکر را زد و فعل مجهول فعلی است که فاعلش ذکر نشود و به مفعول نسبت داده شود در این صورت مفعول را چون به جای فاعل گذاشته شده است نائب فاعل می‌گویند مانند ضرب بکر، بکر زده شد بنا بر این هر فعلی یا معلوم است یا مجهول یعنی یا دارای فاعل است یا دارای نائب فاعل.
    باید توجه داشت که فعل مجهول را مستقیما از مصدر نمی‌گیریم بلکه ماضی آن از ماضی معلوم و مضارع آن از مضارع معلوم و امر آن از مضارع مجهول گرفته می‌شود ماضی معلوم ماضی مجهول مضارع معلوم مضارع مجهول امر مجهول توضیح و چگونگی این اشتقاق خواهد آمد

    صیغه های فعل‌

    فاعل یا نائب فاعل یا غائب است یا مخاطب و یا متکلم به همین مناسبت فعل را در این سه حالت به ترتیب غائب مخاطب و متکلم می‌نامند.
    دو فعل غائب و مخاطب با مذکر یا مؤنث بودن فاعل یا نائب فاعل و نیز با مفرد یا مثنی و یا جمع بودن آن تغییر می‌کند و در هر مورد صورت خاصی دارد و فعل متکلم فقط با مفرد یا غیر مفرد بودن فاعل یا نائب فاعل تغییر می‌کند و دارای دو صورت است هر کدام از صور فوق را صیغه می‌گویند و آن را به نام فاعل یا نائب فاعل می‌خوانند مثلا می‌گویند صیغه مفرد مذکر غائب صیغه مثنای مذکر غائب صیغه جمع مذکر غائب و همینطور …
    از آنچه گذشت روشن شد که فعل غائب دارای شش صیغه است و فعل مخاطب نیز دارای شش صیغه و فعل متکلم دارای دو صیغه و در نتیجه هر فعل دارای ۱۴ صیغه می‌باشد.
    غائب مذکر ۱ مفرد ۲ مثنی ۳ جمع مؤنث ۴ مفرد ۵ مثنی ۶ جمع مخاطب مذکر ۷ مفرد ۸ مثنی ۹ جمع مؤنث ۱۰ مفرد ۱۱ مثنی ۱۲ جمع متکلم ۱۳ مفرد وحده ۱۴ غیر مفرد مع الغیر

    ثلاثی مجرد

    توضیح فعل مجرد به فعلی می‌گویند که در صیغه اول ماضی آن حرف زائد نباشد و فعل مزید فیه به فعلی گفته می‌شود که صیغه اول ماضی آن دارای حرف زائد باشد

    پرسش و تمرین

    * فاعل نائب فاعل معلوم و مجهول را در جملات زیر معین کنید
    قرا زید الکتاب قرء الکتاب کتبت الدرس کتب الدرس اکلت فاطمه الخبز اکل الخبز شربت الماء شرب الماء عرف زید سال التلمیذ نصر علی قتل الحسین ع.
    * فعل غائب مخاطب متکلم را تعریف کرده برای هر کدام به فارسی مثال بزنید.
    * چرا هر کدام از دو قسم غائب و مخاطب شش صیغه و متکلم دو صیغه دارد آیا در فارسی هم همینطور است توضیح دهید.
    * شماره صیغه های زیر چیست
    متکلم وحده متکلم مع الغیر مفرد مؤنث مخاطب مفرد مؤنث غائب جمع مؤنث غائب جمع مؤنث مخاطب جمع مذکر مخاطب تثنیه مذکر غائب تثنیه مؤنث مخاطب.
    * نام صیغه های زیر را ذکر کنید
    ۶٫ ۱۴ ۱۳ ۷ ۴ ۱ هر کدام از اقسام فعل معلوم و مجهول از چه گرفته می‌شوند

    مبحث اول: ثلاثی مجرد

    فصل ۱ ماضی معلوم‌

    اشاره

    ماضی معلوم ثلاثی مجرد از مصدر گرفته می‌شود.
    برای گرفتن آن از مصدر باید حرف زائد مصدر را اگر دارای حرف زائدی است انداخت فاء الفعل و لام الفعل را مفتوح و عین الفعل را متحرک نمود نوع حرکت عین الفعل در ماضی هر مصدر سماعی است بنا بر این ماضی ثلاثی مجرد معلوم بر یکی از این سه وزن است.
    فعل فعل فعل مانند ذهاب رفتن ذهب رفت علم دانستن علم دانست حسن نیکو شدن حسن نیکو شد.
    صیغه‌ها هر کدام از سه وزن فوق خود صیغه اول است سایر ۱۳ صیغه را از صیغه اول می‌گیریم بدین ترتیب.
    صیغه دوم با اضافه کردن الف به آخر صیغه اول فعل فعلا.
    صیغه سوم با اضافه کردن واو به آخر صیغه اول و مضموم کردن لام الفعل فعل فعلوا.
    صیغه چهارم با اضافه کردن تاء ساکنه ت به آخر صیغه اول فعل فعلت.
    صیغه پنجم با اضافه کردن تا به آخر صیغه اول فعل فعلتا.
    صیغه ششم با اضافه کردن نون مفتوحه ن به آخر صیغه اول و ساکن کردن لام الفعل فعل فعلن.
    صیغه هفتم با اضافه کردن تاء مفتوحه ت به آخر صیغه اول و ساکن کردن لام الفعل فعل فعلت.
    صیغه هشتم با اضافه کردن تما به آخر صیغه اول و ساکن کردن لام الفعل فعل فعلتما.
    صیغه نهم با اضافه کردن تم به آخر صیغه اول و ساکن کردن لام الفعل فعل فعلتم.
    صیغه دهم با اضافه کردن تاء مکسوره ت به آخر صیغه اول و ساکن کردن لام الفعل فعل فعلت.
    صیغه یازدهم با اضافه کردن تما به آخر صیغه اول و ساکن کردن لام الفعل فعل فعلتما.
    صیغه دوازدهم با اضافه کردن تن به آخر صیغه اول و ساکن کردن لام الفعل فعل فعلتن.
    صیغه سیزدهم با اضافه کردن تاء مضمومه ت به آخر صیغه اول و ساکن کردن لام الفعل فعل فعلت.
    صیغه چهاردهم با اضافه کردن نا به آخر صیغه اول و ساکن کردن لام الفعل فعل فعلنا.
    بنا بر این صیغه‌های ماضی ثلاثی مجرد معلوم چنین صرف می‌شود فعل فعلا فعلوا فعلت فعلتا فعلن فعلت فعلتما فعلتم فعلت فعلتما فعلتن فعلت فعلنا.
    و همینطور است صرف صیغه‌های دو وزن دیگر فعل و فعل.
    ضمائر از آنچه گذشت دانستیم که علامت صیغه‌های ماضی ثلاثی مجرد معلوم به ترتیب عبارت است از
    ا و ت تا ن ت تما تم ت تما تن ت نا
    هر کدام از این علامتها را ضمیر می‌نامند بجز ت در صیغه‌های ۴ و ۵ که فقط علامت تانیث فاعل است نه ضمیر.
    ضمیر دو صیغه ۱ و ۴ به ترتیب هو و هی است که چون مقدر است به آن ضمیر مستتر و سایر ضمائر را ضمیر بارز می‌گویند.
    ضمیر به جای اسم می‌نشیند از این رو اگر بعد از فعلی فاعل بصورت اسم ظاهر آورده شود آن فعل خالی از ضمیر بارز یا مستتر خواهد بود می‌گوییم ذهب الرجل ذهب الرجلان ذهب الرجال قالت هند قالت النساء

    پرسش و تمرین

    * مطلق فعل و فعل ماضی را تعریف کنید.
    * چرا ماضی ثلاثی مجرد معلوم سه وزن دارد.
    * در ماضی ثلاثی مجرد معلوم علامتهای زیر مخصوص چه صیغه‌هایی هستند
    و تا ن ت تما ت ت.
    * صیغه های زیر چگونه ساخته می‌شوند
    ۵ ۱۴ ۱۳ ۹ ۸ ۵ ۴ ۲
    معنای صیغه‌های فوق را از فعل ذهب بیان کنید.
    * به جای جملات زیر معنی مناسب ذکر کنید
    دو زن رفتند من دانستم تو رفتی شما دو مرد رفتید زنان نیکو شدند ما دانستیم شما گروه زنان رفتید مردها دانستند.
    * افعال زیر را صرف کنید
    سال قتل عظم شهد کبر رحم صدق رؤوف.
    * چگونگی ضمائر فعل ماضی را توضیح دهید.
    * در فعل ماضی ضمیر صیغه‌های زیر چیست
    ۱۰ ۱۲ ۶ ۱۰ ۸ ۵ ۲ ۱۴ ۱۳ ۷ ۴ ۱
    * اغلاط زیر را تصحیح کنید
    رجل جائت امراه جائا نصروا الرجال امراتان اکلا نساء شربوا حسنا الرجلان علمتا امراتان علموا النساء نحن ضربن انتما ضربتم زید ضربت هند و سعیده قرء ضربا الرجلان‌

    فصل ۲ مضارع معلوم‌

    اشاره

    مضارع معلوم ثلاثی مجرد از ماضی آن گرفته می‌شود بدین طریق ابتدا یک یاء مفتوحه ی بر سر ماضی صیغه اول ماضی درآورده سپس فاء الفعل را ساکن و لام الفعل را مضموم می‌کنیم حرکت عین الفعل مضارع نیز سماعی است و ممکن است مفتوح یا مکسور و یا مضموم باشد.
    بنا بر این مضارع ثلاثی مجرد معلوم نیز سه وزن دارد یفعل یفعل یفعل مانند ذهب یذهب دارد می‌رود یا خواهد رفت ضرب یضرب دارد می‌زند یا خواهد زد قتل یقتل دارد می‌کشد یا خواهد کشت.
    صیغه‌ها هر کدام از سه وزن فوق صیغه اول مضارع است و ۱۳ صیغه دیگر را از صیغه اول می‌گیریم بدین طریق.
    صیغه دوم با اضافه کردن الف و نون مکسوره ان به آخر صیغه اول و مفتوح کردن لام الفعل یفعل یفعلان.
    صیغه سوم با اضافه کردن واو و نون مفتوحه ون به آخر صیغه اول یفعل یفعلون.
    صیغه چهارم با تبدیل یاء حرف مضارع به تاء یفعل تفعل.
    صیغه پنجم با تبدیل یاء به تاء و مفتوح کردن لام الفعل و اضافه کردن الف و نون مکسوره ان به آخر آن یفعل تفعلان.
    صیغه ششم با ساکن کردن لام الفعل و اضافه کردن یک نون مفتوحه ن به آخر آن یفعل یفعلن.
    صیغه هفتم با تبدیل یاء صیغه اول به تاء یفعل تفعل.
    صیغه هشتم با تبدیل یاء صیغه اول به تاء و مفتوح کردن لام الفعل و اضافه کردن الف و نون مکسوره ان به آخر آن یفعل تفعلان.
    صیغه نهم با تبدیل یاء صیغه اول به تاء و اضافه کردن واو و نون مفتوحه ون به آخر آن یفعل تفعلون.
    صیغه دهم با تبدیل یاء صیغه اول به تاء و مکسور کردن لام الفعل و اضافه کردن یاء و نون مفتوحه ین به آخر آن یفعل تفعلین.
    صیغه یازدهم با تبدیل یاء صیغه اول به تاء و مفتوح کردن لام الفعل و اضافه کردن الف و نون مکسوره ان به آخر آن یفعل تفعلان.
    صیغه دوازدهم با تبدیل یاء صیغه اول به تاء و ساکن کردن لام الفعل و اضافه کردن یک نون مفتوح ن به آخر آن یفعل تفعلن.
    صیغه سیزدهم با تبدیل یاء صیغه اول به همزه یفعل افعل.
    صیغه چهاردهم با تبدیل یاء صیغه اول به نون یفعل نفعل.
    توجه کنید یاء تاء همزه و نون حروف اتین را که در اول صیغه های مضارع قرار دارند حروف مضارعه یا علامت فعل مضارع می‌نامند این حروف در مضارعی که ماضی آن چهار حرفی باشد مضموم و در مضارعی که ماضی آن کمتر از چهار حرفی یا بیشتر از آن باشد مفتوح می‌باشند بنا بر آنچه گذشت صرف مضارع ثلاثی مجرد معلوم چنین است.
    یفعل یفعلان یفعلون تفعل تفعلان یفعلن تفعل تفعلان تفعلون تفعلین تفعلان تفعلن افعل نفعل.
    و همچنین است صرف صیغه های دو وزن دیگر یفعل و یفعل.
    ضمائر الف در تثنیه‌ها واو در جمعهای مذکر نون در جمع های مؤنث یاء در مفرد مؤنث مخاطب ضمائر بارز فاعل است در صیغه های ۱۴ ۱۳ ۷ ۴ ۱ ضمیر فاعل مستتر است در صیغه ۱ هو در صیغه ۴ هی در صیغه ۷ انت در صیغه ۱۳ انا و در صیغه ۱۴ نحن.
    توجه کنید در فعل مضارع دو صیغه جمع مؤنث مبنی و بقیه صیغه‌ها معرب است صیغه های معرب بخودی خود مرفوع می‌باشند علامت رفع در صیغه های ۱۳ ۷ ۴ ۱ و ۱۴ ضمه لام الفعل و در تثنیه‌ها جمعهای مذکر و مفرد مؤنث مخاطب نون آخر صیغه است که به آن نون عوض رفع می‌گویند.
    در دو صیغه جمع مؤنث ۶ و ۱۲ نون مفتوحه ضمیر است نه علامت رفع‌

    پرسش و تمرین

    * فعل مضارع را تعریف کنید.
    * مضارع ثلاثی مجرد معلوم چند وزن دارد چرا.
    * مضارع ثلاثی مجرد معلوم از چه گرفته می‌شود و چگونه.
    * صیغه های زیر چگونه ساخته می‌شوند
    ۵ ۱۱ ۸ ۱۲ ۶ ۱۴ ۱۳ ۷ ۴ ۱
    نام صیغه های تمرین فوق چیست.
    * مضارعهای زیر را صرف کنید یعمل یحسد یقذف یشرف یکتب یقرء یصبر.
    * صیغه های زیر را از یعلم معنی کنید
    ۸ ۱۰ ۳ ۱۱ ۸ ۵ ۲ ۱۴ ۱۳ ۷ ۴ ۱
    کیفیت ضمائر فعل مضارع را توضیح دهید.
    * حروف مضارعه و حرکت آنها در مضارع ثلاثی مجرد معلوم و کیفیت وقوع آنها را بیان کنید.
    * اعراب و علامت رفع در صیغه های مضارع به چه کیفیت است.
    * در چه صیغه هایی از مضارع لام الفعل ساکن است و جامع بین این صیغه‌ها چیست‌

    فصل ۳ ابواب ثلاثی مجرد

    اشاره

    باید دانست که مضارع فعل ممکن است بر یکی از سه وزن یفعل یفعل یفعل و مضارع فعل ممکن است بر یکی از دو وزن یفعل یفعل بیاید و مضارع فعل فقط بر وزن یفعل می‌آید به عبارت دیگر در فعل ثلاثی مجرد معلوم به این چند گونه ماضی مضارع برخورد خواهیم کرد
    فعَل یفعَل مانند منع یمنع
    فعَل یفعِل مانند ضرب یضرب
    فعَل یفعُل مانند نصر ینصر
    فعِل یفعَل مانند سمع یسمع
    فعِل یفعِل مانند حسب یحسب
    فعُل یفعُل مانند کرم یکرم.
    هر کدام از این اقسام ماضی مضارع را باب می‌نامند بنا بر این فعل ثلاثی مجرد دارای شش باب است

    پرسش و تمرین

    * اینکه می‌گویند فعل ثلاثی مجرد معلوم شش باب دارد یعنی چه.
    * ماضی و مضارع مصادر زیر را بسازید
    اکل خوردن از باب ۳ قعود نشستن از باب ۳ شهاده حاضر بودن از باب ۴ ضرب زدن از باب ۲ رکوع خم شدن از باب ۱ سامه ناراحت شدن از باب ۴ قتل کشتن از باب ۳٫ ۳ صیغه‌های ۱۴ ۱۳ ۷ ۴ ۱ ماضی و مضارعهای فوق را معنی کنید.
    * شماره ابواب زیر را معین کنید جاء یجی‌ء فهم یفهم سال یسال عمل یعمل حلم یحلم ذهب یذهب قتل یقتل علم یعلم حسن یحسن‌

    فصل ۴ امر معلوم

    اشاره

    فعل امر از مضارع گرفته می‌شود البته نه اینچنین که صیغه اول آن از مضارع و بقیه صیغه‌ها از صیغه اول بلکه هر کدام از صیغه های آن از همان صیغه مضارع گرفته می‌شود شش صیغه غائب و دو صیغه متکلم با درآوردن لام امر بر سر مضارع ساخته می‌شود و شش صیغه مخاطب با تغییر خاصی در صیغه مضارع لذا آن هشت صیغه را امر بلام یا امر غائب و متکلم و این شش صیغه را امر به صیغه یا امر حاضر می‌نامند.
    صیغه‌ها برای ساختن صیغه های غائب و متکلم امر لام مکسوری را که به آن لام امر گویند در اول صیغه های مضارع درآورده علامت رفع را از آخر آن می‌اندازیم و برای ساختن صیغه های مخاطب آن اولا از اول هر کدام از صیغه های مضارع مخاطب حرف مضارع را می‌اندازیم ثانیا اگر ما بعد حرف مضارع متحرک بود از همانجا امر را بنا می‌کنیم و دیگر احتیاج به زیاد کردن چیزی نیست و اگر ساکن بود همزه متحرکی در اول آن می‌آوریم ثالثا اگر عین الفعل مضموم بود همزه را مضموم و الا همزه را مکسور می‌آوریم رابعا علامت رفع را از آخر صیغه می‌اندازیم.
    بنا بر این صرف صیغه های امر از یفعل چنین است لیفعل لیفعلا لیفعلوا لتفعل لتفعلا لیفعلن افعل افعلا افعلوا افعلی افعلا افعلن لافعل لنفعل
    و از یفعل چنین است لیفعل لیفعلا لیفعلوا …
    افعل افعلا افعلوا …
    لافعل لنفعل و از یفعل چنین است لیفعل لیفعلا لیفعلوا …
    افعل افعلا افعلوا …
    لافعل لنفعل
    دو نکته
    ۱- لام امر را چون بعد از واو یا فاء یا ثم قرار گیرد می‌توانیم ساکن کنیم مانند
    و لتنظر نفس ما قدمت لغد فلیعبدوا رب هذا البیتثم لیقضوا تفثهم و لیوفوا نذورهم و لیطوفوا بالبیت العتیق
    قرآن مجید.
    ۲- همزه امر همزه وصل است یعنی چون صیغه امر در اثناء کلام واقع شود همزه در تلفظ ساقط می‌شود و ما قبل آن به ما بعد وصل می‌گردد مانند ثم ارجع البصر کرتین۴ الملک.
    ضمائر کیفیت ضمائر فعل امر مانند مضارع است و نیز ضمائر سائر افعال یعنی ثلاثی مزید معلوم رباعی مجرد معلوم رباعی مزید معلوم و مجهول تمام این افعال مانند ضمائر ثلاثی مجرد معلوم است ماضی مانند ماضی مضارع و امر مانند مضارع البته روشن است که ضمیر در فعل معلوم ضمیر فاعل و در فعل مجهول ضمیر نائب فاعل می‌باشد

    پرسش و تمرین

    * فعل امر را تعریف کنید.
    * کیفیت اشتقاق امر از مضارع را بیان کنید.
    * قاعده ساختن امر غائب و امر حاضر را بیان کنید.
    * امر صیغه های زیر چیست یذهب یعلمون نعلم اذهب تذهبین تذهبان یذهبان یعلمن تعلمن تذهب تعلم.
    * امر یقرء یکتب یصبر را صرف نموده صیغه های ۹ ۶ ۵ ۲ ۱۴ ۱۳ ۷ ۴ ۱ آنها امرها را معنی کنید.
    * در سور آخر قرآن مجید ده فعل امر حاضر را که همزه آن ساقط شده باشد پیدا کنید.
    * کیفیت ضمائر فعل امر را بیان کنید.
    * ضمائر زیر در چه صیغه هایی از مضارع و امر بکار می‌روند ا ن ی هو انا نحن.
    * در صیغه های زیر از مضارع و امر چه ضمیری بکار می‌رود و بارز است یا مستتر ۱۴ ۱۳ ۱۲ ۵ ۴ ۳ ۲

    فصل ۵ ماضی مجهول‌

    اشاره

    گذشت که ماضی مجهول را از ماضی معلوم می‌گیریم برای تبدیل ماضی معلوم به مجهول ما قبل آخر را اگر مکسور نباشد مکسور و حروف متحرک قبل از آن را که در ثلاثی مجرد فقط فاء الفعل است مضموم می‌کنیم مانند ضرب زد ضرب زده شد علم دانست علم دانسته شد.
    بنا بر این ماضی مجهول ثلاثی مجرد بیش از یک وزن ندارد و آن فعل است صیغه های ماضی مجهول را همانند ماضی معلوم می‌سازیم منتهی در اینجا اختلاف صیغه‌ها و ضمائر به خاطر اختلاف نائب فاعل است نه فاعل و در این جهت سائر افعال مجهول مانند ماضی مجهول است صرف صیغه‌ها چنین است فعل فعلا فعلوا فعلت فعلتا فعلن فعلت فعلتما فعلتم فعلت فعلتما فعلتن فعلت فعلنا

    پرسش و تمرین‌

    * ماضی مجهول را تعریف کنید.
    * در فعل مجهول اختلاف صیغه‌ها بخاطر اختلاف نائب فاعل است این مطلب را توضیح دهید.
    * کیفیت ضمائر ماضی مجهول را بیان کنید.
    * صیغه های ۱ تا ۶ مجهول علم و ۷ تا ۱۲ مجهول ضرب و متکلم مجهول نصر را بسازید.
    * مجهول اکل قتل علم و امر را صرف کنید

    فصل ۶ مضارع مجهول‌

    اشاره

    مضارع مجهول از مضارع معلوم گرفته می‌شود برای تبدیل مضارع معلوم به مجهول حرف مضارع را اگر مضموم نباشد مضموم و ما قبل آخر را اگر مفتوح نباشد مفتوح می‌کنیم مانند یعلم می‌داند یعلم دانسته می‌شود یضرب می‌زند یضرب زده می‌شود ینصر یاری می‌کند ینصر یاری می‌شود.
    بنا بر این مضارع مجهول ثلاثی مجرد نیز فقط یک وزن دارد و آن یفعل است صیغه سازی مضارع مجهول همانند معلوم و صرف آن از این قرار است یفعل یفعلان یفعلون تفعل تفعلان یفعلن تفعل تفعلان تفعلون تفعلین تفعلان تفعلن افعل نفعل‌

    پرسش و تمرین

    * مضارع مجهول را تعریف کنید.
    * مضارع مجهول ثلاثی مجرد چند وزن دارد چرا.
    * مجهول افعال زیر چیست یاکل یقتل یعلم یامر یکتب.
    * صیغه های زیر را از مجهولهای تمرین سابق بسازید ۱۳ ۷ ۴ ۱
    * اختلاف ضمائر در مضارع مجهول به چه مناسبت است کیفیت آنها را بیان کنید.
    * بین مضارع معلوم و مجهول در اشتقاق چه فرقی است‌

    فصل ۷ امر مجهول‌

    اشاره

    امر مجهول از مضارع مجهول گرفته می‌شود و همانند امر معلوم هر صیغه آن از همان صیغه مضارع برای تبدیل هر کدام از صیغه های مضارع مجهول به امر لام امر مکسور در اول آن درآورده علامت رفع را از آخر می‌اندازیم مانند یعلم دانسته می‌شود لیعلم باید دانسته شود تضرب زده می‌شوی لتضرب باید زده شوی بنا بر این تمام صیغه های امر مجهول با لام امر ساخته می‌شود و صرف آن چنین است لیفعل لیفعلا لیفعلوا لتفعل لتفعلا لیفعلن لتفعل لتفعلا لتفعلوا لتفعلی لتفعلا لتفعلن لافعل

    پرسش و تمرین

    * بین امر معلوم و مجهول در ساختن صیغه‌ها چه فرقی است.
    * امر معلوم و مجهول یعلم یکتب یسال را صرف کنید.
    * صیغه های ۱۲ ۶ ۹ ۳ ۱۴ ۱۳ ۷ ۴ ۱ چند امر مجهول تمرین فوق را معنی کنید.
    * چه صیغه هایی از امر مجهول ضمیر مستتر دارد و آن ضمیر یا ضمائر چیست.
    * ضمائر بارز امر مجهول و محل هر یک را ذکر کنید

    فصل ۸ مجهول فعل لازم‌

    دانستیم که در فعل مجهول باید مفعول را بعنوان نائب فاعل بعد از فعل قرار داد از این رو فعلی را که بخواهیم مجهول کنیم باید متعدی یعنی دارای مفعول باشد مانند ضرب که فعل علاوه بر فاعل به مفعول به نیز احتیاج دارد می‌گوییم ضرب زید بکرا و در مجهول آن می‌گوییم ضرب بکر.
    و اما فعل لازم مانند ذهب را که مفعول ندارد نمی‌توان مجهول کرد مگر اینکه آن را بوسیله حرف جر متعدی نماییم.
    متعدی کردن فعل لازم با حرف جر چنین است که حرف جری بر سر اسم درآورده بعد از فعل قرار دهیم مانند ذهب زید زید رفت ذهب زید ببکر زید بکر را برد ذهب ببکر بکر برده شد.
    صرف ماضی مجهول متعدی به حرف جر از این قرار است فعل به فعل بهما فعل بهم فعل بها فعل بهما فعل بهن فعل بک فعل بکما فعل بکم فعل بک فعل بکما فعل بکن فعل بی فعل بنا.
    و صرف مضارع آن از این قرار است یفعل به یفعل بهما یفعل بهم …
    یفعل بک یفعل بکما یفعل بکم …
    یفعل بی …
    و صرف امر آن از این قرار است لیفعل به لیفعل بهما لیفعل بهم …
    لیفعل بک لیفعل بکما لیفعل بکم …
    لیفعل بی …
    ضمائر همانطور که ملاحظه شد ضمائر مجهول متعدی به حرف جر غیر از ضمائر اقسام گذشته است این ضمائر عبارتند از ه هما هم‌ها هما هن ک کما کم ک کما کن ی نا که بوسیله حرف جر به ترتیب نائب فاعل صیغه های چهارده گانه فعل قرار می‌گیرند به جای شش ضمیر اول می‌توان اسم ظاهر آورد مانند ذهب به یا ذهب برجل …
    ذهب بهن یا ذهب بنساء ولی در هشت صیغه بعد فقط باید ضمیر آورده شود

    فصل ۹ مجهول بدون معلوم

    اشاره

    در زبان عرب چند فعل مجهول وجود دارد که یا معلوم آن استعمال نشده است مثل اغمی علیه (بیهوش شد) و یا اصل معنای معلوم در آن حفظ نشده است مثل اولع به (به او علاقه زیاد پیدا کرد) یا به آن چیز یا کار حریص شد یا حریص بود حم تبدار شد غشی علیه غش کرد جن دیوانه شد ا تری آیا گمان می‌کنی عنی به به او اهتمام ورزید و …

    پرسش و تمرین

    * اصطلاحات زیر را معنی کنید فعل لازم فعل متعدی متعدی بنفسه متعدی به حرف جر جار و مجرور مفعول با واسطه مفعول بی واسطه.
    * از سوره های نصر و انشراح برای اصطلاحات فوق مثال بیاورید.
    * فعل لازم را چگونه مجهول می‌کنند و چرا.
    * ماضی و مضارع مجهول افعال زیر را صرف کنید خرج منه دخل فیه سال عنه نظر الیه.
    * صیغه های زیر را از ماضی و مضارع های مجهول فوق معنی کنید ۶٫ ۱۴٫ ۱۳٫ ۷٫۴٫ ۱ امر مجهول مضارع های تمرین سابق ۴ را صرف کنید و صیغه های ۱۲٫۹٫۶٫۳٫۲ از امر مجهولها را معنی کنید.
    * ضمائر مجهول فعل لازم و کیفیت تخلف جانشین شدن اسم ظاهر از آنها را بیان کنید.
    * بنظر شما علت آوردن فعل مجهول به جای معلوم یعنی ذکر نکردن فاعل چه چیزها می‌تواند باشد.
    * آیا قواعدی که برای ساختن مجهول گفته شد عمومی است یا مختص به ثلاثی مجرد به چه دلیل.
    * کیفیت ضمائر معلوم و مجهول عمومی است یا خصوصی چرا

    تتمه

    انکه در خلال فصلهای اخیر روشن شد فعل مجهول چه مجهول متعدی بنفسه و چه مجهول متعدی به حرف جر فقط به یک صورت صرف می‌شود و ۱۴ صیغه دارد و همین طور است فعل معلوم لازم لکن فعل معلوم متعدی چه متعدی بنفسه و چه متعدی به حرف جر برای هر صیغه آن در رابطه با مفعول ۱۴ صیغه متصور است که از ضرب ۱۹۶ ۱۴٫۱۴ صورت بدست می‌آید هر چند تمام این صور مورد استفاده قرار نمی‌گیرد دو جدول زیر صور آن را در حالتی که مفعول ضمیر متصل باشد نشان می‌دهدو بر همین قیاس است صرف مضارع و امر در مجهول کردن هر کدام از صیغه های جدول شماره ۲ فعل را مجهول کرده ضمیر فاعلی را حذف نموده و جار و مجرور را بعنوان نائب فاعل بعد از فعل می‌آوریم مانند ذهبوا بزید ذهب بزید اما در مجهول کردن هر کدام از صیغه های جدول شماره ۱ فعل را مجهول کرده ضمیر فاعلی را حذف می‌کنیم و ضمیر مفعولی را به ضمیر فاعلی معادل خود تبدیل کرده و بعنوان نائب فاعل به فعل مجهول ملحق می‌کنیم روشن است که در برخی از صیغه‌ها ضمیر نائب فاعل مستتر خواهد بود مثلا مجهول نصروهن نصرن و مجهول نصرنهم نصروا و …
    در جدول زیر معادله بین ضمائر فاعلی و مفعولی مشخص شده است ضمائر فاعلی ماضی ضمائر مفعولی ضمائر فاعلی مضارع و امر هو مستتر ه هو مستتر ا هما ا و هم و هی مستتر‌ها هی مستتر ا هما ا ن هن ن ت ک انت مستتر تما کما ا تم کم و ت ک ی تما کما ا تن کن ن ت ی انا مستتر نا نا نحن مستتر

    فصل ۱۰ مضاعف

    اشاره

    گذشت که مضاعف کلمه‌ای است که فاء و عین یا عین و لام آن همجنس باشد لکن در زبان عربی فعلی که فاء و عین آن همجنس باشد شنیده نشده است بنا بر این فعل مضاعف منحصر است در فعلی که عین الفعل و لام الفعل آن همانند باشد مانند مدد کشید و سدد بست فعل مضاعف چنانچه در مقدمه گذشت در معرض ادغام است ادغام در بعضی از صیغه های فعل مضاعف واجب و در بعضی جائز و در بعضی ممتنع است.
    ماضی در پنج صیغه اول ماضی ادغام واجب است زیرا حرف دوم متحرک و حرف اول جائز التسکین است و در بقیه صیغه‌ها ممتنع می‌باشد زیرا حرف دوم ساکن و سکون آن به جهت اتصال به ضمیر رفع متحرک است صرف آن از مد کشید بر وزن فعل چنین است معلوم مد مدا …
    مددن مددت …
    مجهول مد مدا …
    مددن مددت …
    مضارع ادغام در دو صیغه جمع مؤنث مضارع ممتنع و در بقیه صیغه‌ها واجب است دلیل امتناع و وجوب همان است که در ماضی گفته شد صرف آن از یمد می‌کشد بر وزن یفعل چنین است معلوم یمد یمدان یمدون تمد تمدان یمددن تمد تمدان تمدون تمدین تمدان تمددن امد نمد مجهول یمد …
    یمددن تمد …
    تمددن امد نمد.
    امر ادغام در صیغه های ۱۳ ۷ ۴ ۱ و ۱۴ امر جائز و در صیغه های ۶ و ۱۲ ممتنع و در بقیه واجب است دلیل امتناع و وجوب همان است که گذشت و دلیل جواز در آن پنج صیغه این است که حرف دوم بخاطر عامل جزم یا بناء ساکن است روشن است که در این پنج صیغه اگر بخواهیم ادغام کنیم باید حرف دوم را حرکت دهیم حرکت آن می‌تواند فتحه یا کسره و اگر عین الفعل مضموم است فتحه یا کسره یا ضمه باشد بنا بر این در مضموم العین چهار وجه و در غیر آن سه وجه جائز است.
    در پنج صیغه اول امر حاضر در صورت ادغام همزه امر می‌افتد زیرا فاء الفعل به حرکت عین الفعل متحرک می‌شود و دیگر احتیاجی به همزه نیست صرف صیغه های امر معلوم یعض می‌گزد بر وزن یفعل چنین است لیعضض لیعض لیعض لیعضا …
    اعضض عض عض عضا …
    لاعضض لاعض لاعض …
    صرف صیغه های امر معلوم یفر فرار می‌کند بر وزن یفعل چنین است لیفرر لیفر لیفر لیفرا …
    افرر فر فر فرا …
    لافرر لافر لافر …
    صرف صیغه های امر معلوم یمد می‌کشد بر وزن یفعل چنین است لیمدد لیمد لیمد لیمد لیمدا …
    امدد مد مد مد مدا …
    لامدد لامد لامد لامد …
    تبصره ماده های الحیاه زنده شدن و العی عاجز شدن و امثال آن هم مضاعف‌اند و هم لفیف بنا بر این حکم هر دو را می‌توان در آنها جاری کرد و گفت حیی حییا حیوا …
    حییوا نیز سماعا جائز است یحیی یحییان یحیون …
    لیحی لیحییا لیحیوا …
    احی احییا احیوا …
    و یا حی حیا حیوا …
    یحی یحیان یحیون …
    لیحیی لیحی لیحی لیحیا لیحیوا …
    و همینطور ماده های دیگر از این قبیل در بعضی از صیغه های چنین افعالی تغییراتی عارض می‌شود که جهت آن در فصلهای آینده خواهد آمد

    پرسش و تمرین

    * ادغام چیست.
    * حکم ادغام کلمات زیر چیست چرا؟
    ویل لکل همزه لمزه یجرر مررت سارر عوود محمرر درر حرر ممسوح تنوین محلل مرره اشتدد یشددن تعوون مضارر تحررر ببر لم یعضض افرر احللن قررتم مستقرر سددتما منوال یوبب.
    * دو حرف متقارب را تعریف کنید.
    * آیا قاعده ادغام به فعل یا اسم اختصاص دارد.
    * آیا انقسام به صحیح معتل مهموز مضاعف سالم مخصوص کلمه ثلاثی است.
    * ضمائر فعل را ضمیر رفع یا مرفوع می‌گویند چرا.
    * عض را که بر وزن فعل و مد و فر را که بر وزن فعل هستند صرف کنید.
    * ادغام در چه مواردی واجب در چه مواردی جائز و در چه مواردی ممتنع است اجمالا ذکر کنید.
    * یمد یفر و یعض را صرف کنید.
    * خصوصیت امر از جهت ادغام نسبت به مضارع چیست.
    * علت هر کدام از وجوه صیغه های چند وجهی امر را می‌دانید آن علت چیست.
    * امر یمد یفر و یعض را صرف کنید.
    * ماضی مجهول مد و مضارع مجهول فر و امر مجهول عض را صرف کنید

    فصل ۱۱ مهموز

    اشاره

    مهموز بر سه نوع است
    ۱ – مهموز الفاء مانند امر فرمان داد
    ۲ – مهموز العین مانند سال پرسید
    ۳ – مهموز اللام مانند قرا خواند نوع دوم و سوم مانند سالم است و امتیازی ندارد و اما نوع اول محل جریان قاعده تخفیف همزه می‌باشد بدین ترتیب که همزه در صیغه های ۱۳ مضارع و امر و ۷ تا ۱۲ امر معلوم وجوبا تخفیف می‌شود مانند معلوم یامر یامران …
    آمر نامر لیامر …
    اومر …
    لامر لنامر مجهول یؤمر یؤمران …
    اؤمر نؤمر لیؤمر …
    لتؤمر …
    لاؤمر لنؤمر و در بقیه صیغه های مضارع و امر تخفیف آن جائز است مانند یامر …
    و یومر …
    چند مورد استثنائی ۱ و ۲ و ۳ اخذ گرفتن اکل خوردن امر فرمان دادن امر حاضر معلوم این سه ماده از قواعد عمومی استثناء شده چنین صرف می‌شود خذ خذا خذوا …
    کل کلا کلوا …
    مر مرا مروا …
    یعنی نه تنها همزه امر نمی‌گیرد بلکه همزه فاء الفعل نیز می‌افتد البته این عمل در دو ماده اول واجب و در ماده سوم جائز است یعنی امر آن را این چنین نیز می‌توان صرف کرد اومر اومرا اومروا …
    سؤال پرسیدن در ماضی مضارع و امر معلوم این ماده جایز است همزه عین الفعل را به الف تبدیل کنیم پس می‌گوییم سال سالا سالوا یا سال سالا سالوا …
    یسال یسالان …
    یا یسال یسالان …
    لیسال …
    اسال …
    یا لیسل …
    سل …
    در صیغه های ۱۴ ۱۳ ۷ ۴ ۱ و نیز ۶ و ۱۲ امر الف به التقاء ساکنین می‌افتد در صیغه های ۱۰ ۹ ۸ و ۱۱ سلا سلوا و سلی نیز شنیده شده است و در صورتی که واو یا فاء بر سر صیغه امر درآید مانند و اسال و فاسالوا تبدیل همزه آن بالف شنیده نشده است.
    ۵ -رای رؤیه دیدن از معلوم و مجهول مضارع و امر این مصدر همزه عین الفعل پس از نقل حرکت آن به ما قبل حذف می‌شود می‌گوییم یری یریان یرون …
    لیر لیریا لیروا …
    رأ ریا روا …
    یری یریان یرون …
    لیر لیریا لیروا …
    در بعضی از صیغه های این فعل تغییراتی عارض می‌شود که جهت آن در بحث ناقص خواهد آمد

    پرسش و تمرین

    * سالم صحیح مضاعف و مهموز را تعریف کنید.
    * تبدیل همزه به حرف مد در کجا واجب و در کجا جائز است.
    * مضارع معلوم و مجهول امن یامن و امر یامر و امر معلوم آن دو را صرف کنید.
    * امر معلوم و مجهول یاخذ یاکل و یامر را صرف کنید.
    * ماضی معلوم مضارع معلوم و مجهول و امر معلوم و مجهول رای یری را صرف کنید.
    * معلوم و مجهول ماضی مضارع و امر سؤال را به وجوه ممکن صرف کنید

    فصل ۱۲ قواعد اعلال

    اشاره

    چنانکه قبلا اشاره شد حروف عله در معرض تغییرند که تغییر آنها را اعلال می‌نامند اینک لازم است قبل از بررسی اقسام فعل معتل تغییراتی را که در حروف عله عارض می‌شود بشناسیم این تغییرات در چهار چوب قواعدی که به قواعد اعلال معروفند صورت می‌گیرد قواعد اعلال بعضی مخصوص نوع خاصی از انواع کلمه‌اند مثلا مخصوص فعل مضارع مثال واوی یا ماضی اجوف یا امر ناقص می‌باشند و بعضی دیگر چنین نبوده و نسبتا عمومی‌اند از قواعد عمومی نسبی اعلال بعضی بیشتر در فعل مورد دارند و بعضی فقط در اسم دسته اول از قواعد عمومی اعلال در اینجا و دسته دوم در مقدمه بخش اسم بیان می‌شود و هر کدام از قواعد خصوصی در موضع مخصوص به خود خواهد آمد.
    قاعده اول واو و یاء متحرک اگر عین الفعل کلمه واقع شوند و ما قبلشان حرف صحیح و ساکن باشد حرکتشان به ما قبل داده می‌شود مانند یقول یقول یبیع یبیع یخوف یخوف یخاف به خلاف فتیه مثلا.
    قاعده دوم واو و یاء مضموم یا مکسور اگر در اثناء کلمه واقع شوند و عین الفعل یا لام الفعل باشند و ما قبلشان حرف صحیح و متحرک باشد پس از سلب حرکت ما قبل حرکتشان به ما قبل داده می‌شود مانند قول قول قیل بیع بیع یدعوون یدعوون یدعون رضیوا رضیوا رضوا.
    قاعده سوم واو مضموم ما قبل مضموم و یاء مضموم یا مکسور ما قبل مکسور اگر در آخر کلمه قرار گیرند حرکتشان می‌افتد مانند یدعو یدعو یرمی یرمی رامی رامی.
    قاعده چهارم واو ساکن ما قبل مکسور قلب به یاء می‌شود مانند قول قیل موزان میزان.
    قاعده پنجم واو در صورتیکه لام الفعل باشد و ما قبل آن مکسور قلب به یاء می‌شود مانند دعو دعی دعون دعین داعو داعی داعین داع به خلاف رخو و رجو رجا.
    قاعده ششم واو در صورتیکه لام الفعل باشد و ما قبل آن مفتوح قلب به یاء می‌شود مشروط بر اینکه حرف چهارم به بعد کلمه باشد مانند یدعو یدعی یدعی یدعون یدعین به خلاف دعو دعا باید توجه داشت که این قاعده بر قاعده هشتم اعلال مقدم است یعنی در مواردی که امکان اجرای هر دو قاعده باشد اول این قاعده جاری می‌شود و سپس قاعده هشتم.
    قاعده هفتم یاء ساکن ما قبل مضموم قلب به واو می‌شود مشروط بر اینکه فاء الفعل باشد مانند ییسر یوسر میسر موسر.
    قاعده هشتم واو و یاء متحرک ما قبل مفتوح قلب به الف می‌شوند مشروط به اینکه حرکت آنها عارضی نباشد و حرکتی را که قبل از الف یا یاء نسبت یا علامت تثنیه یا نون تاکید و یا به جهت دفع التقاء ساکنین باشد عارضی گویند مانند دعو دعا یدعو یدعی یدعی به خلاف دعوا و رضوی و فتیان و فتیین و اخشون صیغه نهم امر معلوم مؤکد به نون تاکید ثقیله و اخشوا الله و امثال اینها و همچنین است اگر واو و یاء در موضع حرکت باشند یعنی به جهت جریان قواعد اعلال سکونی در همین کلمه ساکن شده باشند مانند یخوف یخوف یخاف یبیع یبیع یباع تبصره این قاعده در فاء الفعل جاری نمی‌شود مانند یود و تیسر قاعده نهم الف ما قبل مضموم قلب به واو و الف ما قبل مکسور قلب به یاء می‌شود مانند قابل قابل قوبل مصباح مصیباح مصیبیح.
    قاعده دهم حرف عله در التقاء ساکنین حذف می‌شود مانند قول قل بیع بع خاف خف تفصیل این قاعده در فصل دوم خاتمه خواهد آمد.
    تذکار ۱ از قواعد دهگانه فوق سه قاعده اول مربوط به اعلال سکونی است و شش قاعده بعد مربوط به اعلال قلبی و قاعده دهم مربوط به اعلال حذفی ۲ در تزاحم بین قواعد قلبی و سکونی قاعده قلبی بر سکونی مقدم است مثلا خوف می‌شود خاف نه خوف که بشود خیف.

    تبصره

    بر قواعد اعلال حرف عله در موارد زیر در حکم حرف صحیح است و اعلال نمی‌شود
    عین الفعل لفیف مقرون مانند قوی و یحیی
    عین الفعل کلماتی که بمعنی عیب یا رنگ باشند مانند عور حول قود اسود
    عین الفعل اسم آلت مانند مقود و مخیط
    عین الفعل جمع قله مانند ادور جمع دار اعین جمع عین انیاب جمع ناب اسوره جمع سوار احوال و احوله جمع حول و حال
    عین الفعل مصدر مشهور باب تفعیل مانند تقویم تنوین تبیین تعیین
    عین الفعل افعل تفضیل و افعل وصفی صفت مشبهه مانند اهون و ابیض
    عین الفعل صیغه تعجب مانند ما اقوم زیدا و اقوم بزید
    عین الفعل وزن فعلان مانند جولان حیوان فوران هیجان
    عین الفعل کلمه‌ای که بعد از عین الفعل آن حرف مد است مانند جواد طویل بیان غیور گر چه در بعضی موارد اعلال می‌شود مانند صوام صیام مبیوع مبیع و تفصیل آن در بحث اجوف و مقدمه بخش اسم خواهد آمد
    غیر آخر کلمه ملحق بحث ملحق در فصل ۶ خاتمه خواهد آمد مانند جهور و خورنق به خلاف مثل اسلنقی
    حرف عله مشدد مانند صیر و مصور

    فصل ۱۳ مثال

    اشاره

    مثال بر دو نوع است
    واوی مانند وعد وعده داد
    یائی مانند یسر آسان شد.
    مثال واوی ثلاثی مجرد دارای دو قاعده خصوصی است
    از مصدر آن اگر بر وزن فعل باشد غالبا واو فاء الفعل پس از نقل حرکتش به ما بعد می‌افتد و به جای آن یک تاء در آخر آورده می‌شود مانند وعد وعده دادن عده وصل صله به خلاف مثل وزر سنگینی گاهی در مصدر بر وزن فعل مثال واوی نیز قاعده فوق جاری می‌شود مانند وسع سعه وضع ضعه لکن غالبا جاری نمی‌شود مانند وقت و وزن و …
    ۲ -از مضارع معلوم آن اگر بر وزن یفعل مکسور العین باشد فاء الفعل حذف می‌شود مانند یوعد یعد این قاعده در چند مضارع مفتوح العین نیز جاری می‌شود از قبیل یوسع یسع یوضع یضع یوقع یقع یودع یدع یورع یرع یوطا یطا یوذر یذر یوهب یهب یوسع و یوضع نیز شنیده شده است امر معلوم چنین افعالی نیز نظیر مضارع معلوم آن محذوف الفاء خواهد بود مانند لیعد لیعدا لیعدوا …
    عد عدا عدوا …
    اما در مضارع و امر مجهول واو حذف نمی‌شود می‌گوییم یوعد یوعدان …
    لیوعد لیوعدا …

    پرسش و تمرین

    * معتل را تعریف نموده اقسام آن را نام ببرید.
    * مصادر زیر در اصل چه بوده‌اند هبه سعه جده مقه دیه.
    * مضارع معلوم یعد و یرث مضارع مجهول یجد و یصل امر معلوم یکل و یهب امر مجهول یضع و یطا را صرف کنید.
    * قواعد خصوصی و عمومی مثال را با ذکر دو نمونه برای هر یک ذکر نمایید.
    * امر حاضر معلوم یدع یرد یذر و یقف را صرف کنید

    فصل ۱۴ اجوف

    اشاره

    اجوف ثلاثی مجرد دارای دو قاعده خصوصی می‌باشد که عبارتند از
    قاعده ۱ مضارع معلوم اجوف چه واوی باشد چه یائی اگر مضموم العین یفعل باشد ماضی معلوم و مجهول آن از صیغه ششم به بعد مضموم الفاء می‌شود و اگر مفتوح العین یا مکسور العین یفعل یا یفعل باشد از صیغه ششم به بعد مکسور الفاء می‌گردد.
    در ماضی معلوم القول گفتن که فعل آن از باب فعل یفعل است می‌گوییم قال قالا
    قالوا قالت قالتا قلن قلت …
    و در مجهول آن می‌گوییم قیل قیلا قیلوا قیلت قیلتا قلن قلت …
    در ماضی معلوم البیع معامله کردن که فعل آن از باب فعل یفعل است می‌گوییم باع باعا باعوا باعت باعتا بعن بعت …
    و در مجهول آن می‌گوییم بیع بیعا بیعوا بیعت بیعتا بعن بعت …
    و در ماضی معلوم الخوف ترسیدن که فعل آن از باب فعل یفعل است می‌گوییم خاف خافا خافوا خافت خافتا خفن خفت …
    و در مجهول آن می‌گوییم خیف منه خیف منهما خیف منهم …
    تبصره
    در فعل ماضی لیس نیست قاعده مزبور جاری نمی‌شود و فاء الفعل در تمام صیغه‌ها مفتوح است می‌گوییم لیس لیسا لیسوا لیست لیستا لسن لست …
    قاعده ۲
    اجوف واوی مجرد باشد یا مزید اگر در مصدر آن واو ما قبل مکسور قبل از الف قرار گیرد قلب به یاء می‌شود مشروط به اینکه واو در ماضی آن اعلال شده باشد مانند قوام قیام انقواد انقیاد به خلاف لواذ و اجتوار.
    توجه کنید با در نظر گرفتن قواعد عمومی اعلال تغییراتی که در صیغه های مختلف اجوف صورت گرفته است
    روشن می‌شود الف در پنج صیغه اول ماضی معلوم اجوف قاعده هشتم جاری می‌شود و در بقیه صیغه‌ها بعد از این قاعده قاعده دهم جاری می‌گردد ب در تمام صیغه های مضارع معلوم قاعده اول و در دو صیغه ۶ و ۱۲ قاعده دهم نیز جاری می‌شود ج به جهت اجراء همین قواعد قاعده ۱ و ۱۰ است که امر یقول را چنین صرف می‌کنیم لیقل لیقولا لیقولوا …
    قل قولا قولوا و امر یبیع را چنین لیبع لیبیعا لیبیعوا …
    بع بیعا بیعوا …
    و نیز اصل قیل مجهول قال قول بود که به جهت اجراء قواعد ۲ و ۴ بدین صورت درآمد و اصل بیع مجهول باع بیع بود که بواسطه اجرای قاعده ۲ چنین شد و همینطور …

    پرسش و تمرین

    در کلمات زیر کدام قاعده از قواعد اعلال جاری می‌شود یزین یروع لوم قوم به صیر یجی‌ء حوله جوران عود القول میقظ مختیر میسر معتود میقن مرتوض اجود قوم یقول محول روی موثاق اجلواز غیب قولت سیرت سیر قومن یهیبن.
    معلوم و مجهول ماضی قام یقوم و خاف یخاف اجوف واوی و سار یسیر و هاب یهاب اجوف یائی را صرف کنید.
    معلوم مضارع های تمرین سابق را صرف کنید و بیان کنید در صیغه های ۱۰ ۶ ۱ یقول چه قاعده یا قواعدی جاری می‌شود.
    در پنج صیغه اول ماضی مجهول قال و باع چه قاعده یا قواعدی جاری می‌شود و در بقیه صیغه های آن چه قواعدی.
    امر معلوم و امر مجهول افعال تمرین دوم را صرف کنید.
    می‌دانید که در اجوف همیشه از صیغه های ۶ ۱۴ ۱۳ ۷ ۴ ۱ و ۱۲ امر عین الفعل حذف می‌شود علت این مطلب چیست.
    مجهول ماضی مضارع و امر خاف منه سار الیه قام فیه را صرف کنید.
    با توجه به قواعد وزن که در مقدمه گذشت وزن صیغه های ماضی معلوم الخوف و مضارع مجهول البیع و امر معلوم القول را ذکر کنید.
    قواعد خصوصی اجوف را بیان نموده برای هر کدام مثال بزنید و لیس را صرف کنید.
    ده کلمه معتل از قرآن مجید بیاورید و اعلال آنها را بیان کنید

    فصل ۱۵ ناقص

    اشاره

    ناقص ثلاثی مجرد دارای یک قاعده خصوصی است و آن اینکه در امر و مضارع مجزوم آن در صیغه های ۱۳ ۷ ۴ ۱ و ۱۴ که علامت رفع ضمه لام الفعل است خود لام الفعل می‌افتد.
    جریان قواعد عمومی اعلال در ناقص نیز تغییرات زیادی ایجاد می‌کند از این رو بعضی از قسمتهای آن را صرف می‌کنیم الدعاء الدعوه خواندن و دعوت کردن ناقص واوی از باب فعل یفعل است ماضی معلوم دعا دعوا دعوا دعت دعتا دعون دعوت دعوتما …
    مضارع معلوم یدعو یدعوان یدعون تدعو تدعوان یدعون تدعو تدعوان تدعون تدعین تدعوان تدعون ادعو ندعو امر معلوم لیدع لیدعوا لیدعوا لتدع لتدعوا لیدعون ادع ادعوا ادعوا ادعی ادعوا ادعون لادع لندع ماضی مجهول دعی دعیا دعوا دعیت دعیتا دعین دعیت …
    مضارع مجهول یدعی یدعیان یدعون تدعی تدعیان یدعین تدعی تدعیان تدعون تدعین تدعیان تدعین ادعی ندعی امر مجهول لیدع لیدعیا لیدعوا لتدع لتدعیا لیدعین لتدع …
    الرمی پرتاب کردن ناقص یائی از باب فعل یفعل است
    ماضی معلوم رمی رمیا رموا رمت رمتا رمین رمیت …
    مضارع معلوم یرمی یرمیان یرمون ترمی ترمیان یرمین ترمی ترمیان ترمون ترمین ترمیان ترمین ارمی نرمی امر معلوم لیرم لیرمیا لیرموا لترم لترمیا لیرمین ارم ارمیا ارموا ارمی ارمیا ارمین لارم لنرم ماضی مجهول رمی رمیا رموا رمیت رمیتا رمین رمیت …
    مضارع مجهول یرمی یرمیان یرمون ترمی ترمیان یرمین ترمی ترمیان ترمون ترمین ترمیان ترمین ارمی نرمی امر مجهول لیرم لیرمیا لیرموا لترم لترمیا لیرمین لترم …

    پرسش و تمرین

    دعا و رمی را صرف کرده اعلال تمام صیغه‌ها را بیان نمایید.
    دعی و رمی را صرف کرده چگونگی اعلال هر صیغه را بیان کنید.
    یدعو و یرمی را صرف کرده کیفیت اعلال تمام صیغه‌ها را بیان کنید.
    در یدعی چه قواعدی جاری است و در یرمی چه قاعده‌ای.
    امر معلوم یبکی و یعلو و امر مجهول یخلو و یجری را صرف کنید.
    یهدی یمشی یغزو و یرجو را صرف کنید.
    ماضی های زیر را صرف کنید بدا یبدو مشی یمشی محا یمحو.
    با توجه به قواعد وزن وزن صیغه های ماضی معلوم الرمی و مضارع معلوم الدعاء و مضارع مجهول الرمی را ذکر کنید

    فصل ۱۶ لفیف

    اشاره

    دانستیم که لفیف بر دو قسم است
    لفیف مفروق مانند وقی
    لفیف مقرون مانند لوی لفیف مقرون خود بر دو قسم است که معتل الفاء و العین آن مختص اسم می‌باشد.
    لفیف مفروق از جهت فاء الفعل مانند مثال و از جهت لام الفعل مانند ناقص است لذا قواعد عمومی و خصوصی هر دو قسم در آن جاری می‌شود مثلا الوقی نگهداشتن و حفظ کردن لفیف مفروق از باب فعل یفعل است ماضی معلوم آن می‌شود وقی …
    مضارع معلوم آن یقی …
    و امر معلوم آن لیق …
    ق …
    و مجهول آنها بترتیب وقی …
    یوقی …
    لیوق …
    لفیف مقرون نیز از جهت عین الفعل شبیه به اجوف و از جهت لام الفعل شبیه ناقص است اما در آن فقط احکام ناقص جاری می‌شود و در عین الفعل آن نه تنها قاعده خصوصی اجوف نمی‌آید بلکه قواعد عمومی اعلال نیز جاری نمی‌شود مثلا اللوی پیچاندن لفیف مقرون از باب فعل یفعل است ماضی معلوم آن لوی …
    مضارع معلوم آن یلوی …
    و امر معلوم آن لیلو …
    الو …
    است و مجهول آن بترتیب لوی …
    یلوی …
    لیلو …
    با توجه به قواعد عمومی و خصوصی اعلال صرف افعال لفیف روشن خواهد بود.
    تذکار فعلی که هر سه حرف اصلیش حرف عله باشد نداریم لذا در باره معتل الفاء و العین و اللام بحثی نخواهیم داشت‌

    پرسش و تمرین

    وجه تسمیه لفیف چیست لفیف یعنی پیچیده شده.
    در لفیف مقرون چه قواعدی جاری است و عین الفعل آن چه حکمی دارد.
    معلوم و مجهول ماضی مضارع و امر افعال زیر را صرف کنید وفی یفی وای یای وجی یوجی شوی یشوی عیی یعیی عی یعی حیی یحیی حی یحی.
    در مضارع معتل اللام چه صیغه‌هائی لفظا مشابهند و وزن هر کدام چیست.
    امر لفیف مفروق در چه صورتی یک حرفی است و چرا.
    با توجه به قواعد وزن وزن صیغه‌های مضارع معلوم الوعی و امر مجهول الوقی را ذکر کنید.
    در لفیف مفروق چه قواعدی جاری است

    فصل ۱۷ حالات فعل ماضی

    اشاره

    فعل ماضی در زبان عربی از جهت معنی چهار گونه است
    ماضی مطلق که همان ماضی ساده است و تا بحال در مثالها از آن استفاده می‌کردیم مانند ذهب زید زید رفت منفی ماضی مطلق را به دو نحو می‌توان ساخت الف با درآوردن ما یا لای نافیه بر سر فعل ماضی ب با درآوردن لم که حرف نفی و جزم است بر سر فعل مضارع از این ترکیب در فصل بعد بحث خواهد شد می‌گوییم ما ذهب زید یا لم یذهب زید زید نرفت.
    ماضی نقلی که بر وقوع کاری در زمان گذشته و در موردی که اثر آن تا زمان حال باقی باشد دلالت می‌کند ماضی نقلی از ترکیب قد با ماضی مطلق ساخته می‌شود می‌گوییم قد ذهب زید زید رفته است و منفی آن از ترکیب لما که حرف نفی و جزم است با فعل مضارع ساخته می‌شود می‌گوییم لما یذهب زید زید تا بحال نرفته است.۳ماضی بعید که بر تحقق کاری در گذشته بطوری که اثر آن نیز زائل شده است دلالت می‌کند این فعل از ترکیب فعل کان با فعل ماضی ساخته می‌شود می‌گوییم زید کان ذهب زید رفته بود زید و بکر کانا ذهبا زید و بکر رفته بودند و …
    گاهی قبل یا بعد از فعل کان حرف قد نیز آورده می‌شود مانند زید قد کان ذهب یا زید کان قد ذهب و گاهی اسم را بین کان و فعل ماضی می‌آورند و می‌گویند کان زید ذهب کان زید ذهب کان زید و بکر ذهبا و …
    منفی این فعل با درآوردن مای نافیه بر سر کان ساخته می‌شود مانند زید ما کان ذهب زید نرفته بود زید و بکر ما کانا ذهبا زید و بکر نرفته بودند.۴ماضی استمراری که بر وقوع مستمر کاری در گذشته دلالت می‌کند این فعل با درآوردن فعل کان بر سر فعل مضارع ساخته می‌شود می‌گوییم زید کان یذهب زید می‌رفت زید و بکر کانا یذهبان زید و بکر می‌رفتند و …
    گاهی بین کان و فعل مضارع یک یا چند کلمه فاصله می‌شود مانند کان زید یذهب و کان زید و بکر یذهبان وکانوا قلیلا من اللیل ما یهجعون۱۷ الذاریات منفی ماضی استمراری با درآوردن مای نافیه بر سر کان یا لای نافیه بر سر فعل مضارع ساخته می‌شود می‌گوییم ما کان زید یذهب زید نمی‌رفت زید و بکر ما کانا یذهبان زید و بکر نمی‌رفتند کانوا لا یتناهون عن منکر فعلوه۷۹ مائده و …

    پرسش و تمرین

    جملات زیر را به عربی ترجمه کنید حسن خوابیده بود علی می‌جنگید شما درس نخوانده‌اید بچه‌ها بازی می‌کردند مادرم مرا دوست می‌داشت پدرم به جبهه رفته بود شاگردان درس نخوانده‌اند هر روز به مدرسه می‌رفتم.
    جملات زیر را به فارسی برگردانید.ا لم نشرح لک صدرککانت تعمل الخبائثکانوا انفسهم یظلمونلم یکن شیئا مذکورا عصی ابلیس ربه و لما یندم قد سمع اللهکنا نخوض و نلعبقد شفی العلیلکنا نکذب بیوم الدین.
    جملات مثبت تمرین شماره ۱ را منفی و جملات منفی را مثبت کنید.
    چگونگی ساختن انواع ماضی در عربی را بیان کنید

    فصل ۱۸ حالات فعل مضارع

    اشاره

    فعل مضارع دارای پنج جهت و خاصیت است که عبارتند از:
    می تواند در زمان حال یا آینده استعمال شود
    مثبت است یعنی دلالت بر واقع شدن می‌کند نه واقع نشدن
    مرفوع است
    معنای آن خبری است و از تحقق چیزی خبر می‌دهد
    معنی را بطور ساده و بدون تاکید بیان می‌کند
    گاهی به اول یا آخر فعل مضارع چیزی اضافه می‌شود که موجب از بین رفتن بعضی از خواص فوق می‌گردد این چیزها به ترتیب تاثیر در جهات مذکور عبارتند از:
    حروف تعیین
    حروف نفی
    حروف جزم و حروف نصب
    حروف استفهام
    حروف تاکید بنا بر این هر دسته از این حروف حالت خاصی به فعل مضارع می‌دهند که آن را در معیت با حروف تعیین فعل حال یا مستقبل و با حروف نفی مضارع منفی و با حروف جزم مضارع مجزوم و با حروف نصب مضارع منصوب و با حروف استفهام مضارع استفهامی و با حروف تاکید مضارع مؤکد می‌نامند اینک هر کدام را در بحثی توضیح می‌دهیم.

    بحث ۱ فعل حال و مستقبل

    هر گاه در اول فعل مضارع لام مفتوحه درآید مختص به زمان حال می‌شود مانند لیذهب دارد می‌رود و اگر اول آن سین مفتوحه یا سوف درآید به زمان مستقبل اختصاص می‌یابد مانند سیذهب یا سوف یذهب خواهد رفت سین در آینده نزدیک و سوف در آینده دور به کار می‌رود به این حروف از این جهت که زمان مضارع را معین می‌کنند حروف تعیین می‌توان گفت به سین و سوف حروف تنفیس نیز گفته می‌شود تنفیس به معنی وسعت دادن است لام مفتوحه اقسام دیگری نیز دارد که در نحو از آن بحث می‌شود

    بحث ۲ مضارع نفی

    اشاره

    مضارع منفی حروف نفی عبارتند از ما و لا که بر سر مضارع درآمده معنی آن را منفی می‌کنند یضرب یعنی می‌زند ما یضرب یا لا یضرب یعنی نمی‌زند حروف نفی به مضارع اختصاص ندارند و بر سر فعل ماضی نیز درآمده معنی آن را منفی می‌کنند

    پرسش و تمرین

    * جهات پنجگانه فعل مضارع از چه و چگونه استفاده می‌شود.
    * ده فعل مضارع را با حروف تعیین بکار برده معنی نمایید.
    * یعلم یعد یقول یهدی یقی یروی را با ما و لا صرف نموده صیغه های اول هر کدام را معنی نمایید.
    * شش صیغه اول افعال زیر را با ما و لا صرف نموده صیغه اول هر کدام را معنی نمایید در منفی کردن به لا به تکرار لا و انضمام فعل دیگر توجه داشته باشید اکل جاء رای وفی حوی.
    * هر کدام از حروف تعیین و حروف نفی کدام جهت را از فعل مضارع می‌گیرند

    بحث ۳ مضارع مجزوم

    اشاره

    حروف جزم فعل مضارع عبارتند از لم لما لام امر لاء نهی و اداه شرط که بر سر فعل مضارع درآمده آن را مجزوم می‌کنند مجزوم شدن فعل مضارع به این است که علامت رفع از آخر آن ساقط شود بنا بر این در پنج صیغه ۱۳ ۷ ۴ ۱ و ۱۴ ضمه لام الفعل و در تثنیه‌ها و جمع‌های مذکر و مفرد مؤنث مخاطب نون عوض رفعی می‌افتد در ناقص مجزوم از پنج صیغه ۱۳ ۷ ۴ ۱ و ۱۴ خود لام الفعل می‌افتد و در اجوف مجزوم عین الفعل این پنج صیغه بالتقاء ساکنین حذف می‌شود و حکم مضارع مجزوم مضاعف حکم امر مضاعف است مراجعه نمایید می‌گوییم
    لم یضرب لم یضربا لم یضربوا لم تضرب لم تضربا لم یضربن …
    لم یقل لم یقولا لم یقولوا لم تقل لم تقولا لم یقلن …
    لم یدع لم یدعوا لم یدعوا لم تدع لم تدعوا لم یدعون …
    لم یمدد لم یمد لم یمد لم یمد لم یمدا …
    لم یضلل لم یضل لم یضل لم یضلا …
    و همینطور سایر حروف جزم و مجهول فعل مضارع مانند معلوم آن است حروف فوق علاوه بر جزم که اثر لفظی است در معنای فعل مضارع نیز اثر می‌گذارند و اثر معنوی آنها از این قرار است
    لم و لما معنی مضارع را به ماضی تبدیل کرده آن را منفی می‌کنند مثلا لم یضرب یعنی نزد و لما یضرب یعنی هنوز نزده است مضارع منفی به لم و لما را فعل جحد نیز می‌گویند.
    لام امر معنی خبری فعل مضارع را به انشائی که در اینجا طلب انجام است تبدیل می‌کند لیضرب یعنی بزند مضارع مدخول لام امر را فعل امر می‌گویند.
    لاء نهی نیز معنی خبری فعل مضارع را به انشائی که در اینجا بازداشتن از انجام فعل است تبدیل می‌کند لا یضرب یعنی نزند فعل مضارع مدخول لاء نهی را فعل نهی می‌گویند.
    اداه شرط بر دو قسم است بعضی فعل مضارع را مختص به آینده و بعضی دیگر معنای آن را ماضی می‌کند نوع اول مانند ان و نوع دوم مانند لو می‌گوییم ان تضرب اضرب اگر بزنی می‌زنم و لو تضرب اضرب اگر زده بودی می‌زدم حروف جزم مختص به فعل مضارع‌اند باستثناء ادات شرط که بر ماضی
    نیز داخل می‌شود و آن را محلا مجزوم می‌کند تنبیه ادوات شرط منحصر به حروف نیستند بلکه اسماء چندی بنام اسماء شرط داریم که آنها نیز بر سر فعل درآمده آن را مجزوم می‌کنند مجموع حروف جزم و ادوات شرط را عوامل جزم نیز نامیده‌اند

    پرسش و تمرین

    * حروف جزم چند اثر بر فعل مضارع دارند بیان کنید.
    * تغییر لفظی مضارع مجزوم را توضیح دهید.
    * افعال زیر را با لم صرف کنید یامن یسیر یدعو یفر.
    * افعال زیر را با لما صرف کنید یخرج یجوز یعصی یعفو.
    * جملات زیر را معنی کنید لم اسال لم اومر لم تکتبن لم تکتبوا لم یقرءا لم تدخلی لم نوخذ لم نعد لما نوعد لم یصبر لما تخرج لما نخرج.
    * در آیه ۱۴ سوره حجرات تامل نمایید و آنچه فهمیدید بنویسید.
    * آثار لام امر در فعل مضارع را توضیح دهید.
    * معلوم و مجهول افعال زیر را با لام امر صرف کنید یحمد یسر یعد یدل یعود الیه یدعو.
    * آیا بین امر به لام و امر به صیغه در معنای امری فرقی هست.
    * فرق بین اثر لام امر و لاء نهی در فعل مضارع را بیان کنید.
    * افعال زیر را با لاء نهی صرف کنید یکذب یضل یهن یقل یغیب یدعو علیه.
    * برای جملات زیر صیغه مناسب قرار دهید
    شما مردها نزنید آن دو زن نیایند آن مردها نروند ما نخواهیم من نباید بخورم تو مرد نباید گوش کنی تو زن نگو من نباید حرف بزنم شما زنها نباید راه بروید.
    * اثر ادات شرط را در فعل مضارع بیان کنید.
    * پنج جمله با ان و پنج جمله با لو آورده معنی کنید.
    * فرق ادات شرط با سایر حروف جزم چیست‌

    بحث ۴ مضارع منصوب

    اشاره

    مضارع منصوب حروف نصب عبارتند از ان لن کی اذن که در اول فعل مضارع درآمده آن را منصوب می‌کنند نصب فعل مضارع چنین است که در صیغه های ۱۳ ۷ ۴ ۱ و ۱۴ لام الفعل مفتوح می‌شود و از تثنیه‌ها و جمعهای مذکر و مفرد مؤنث مخاطب نون عوض رفعی می‌افتد در صیغه های ۱۳ ۷ ۴ ۱ و ۱۴ ناقص الفی یعنی ناقصی که در آخرش الف مقلوب باشد مانند یرضی و یدعی فتحه لام الفعل مقدر است ولی در ناقص واوی و یائی مانند یدعو و یرمی ظاهر می‌شود می‌گوییم
    ان یضرب ان یضربا ان یضربوا ان تضرب ان تضربا ان یضربن …
    ان یدعو ان یدعوا ان یدعوا ان تدعو ان تدعوا ان یدعون …
    ان یرضی ان یرضیا ان یرضوا ان ترضی ان ترضیا ان یرضین …
    و همین طور است سایر حروف نصب و مانند مضارع معلوم است مضارع مجهول حروف نصب در معنای فعل مضارع نیز مؤثراند ان فعل مضارع را تاویل به مصدر می‌برد یعنی معنایی به آن می‌دهد که می‌توان به جای آن دو مصدر آن فعل را گذاشت مانند اردت ان اعیبها یعنی اردت عیبها ۷۹ کهف لن معنی مضارع را مختص به مستقبل کرده آن را منفی می‌کند مانند لن ترینی یعنی مرا نخواهی دید ۱۴۳ اعراف کی فعل مضارع را علت ما قبل قرار می‌دهد مانند فرددناه الی امه کی تقر عینها او را به مادرش برگردانیدیم تا چشمش روشن شود ۱۳ قصص اذن فعل مضارع را جزاء یا جواب مطلب معهودی قرار می‌دهد مثلا در جواب کسی که گفته است ازورک می‌گوییم اذن اکرمک حروف ناصبه مختص به مضارع‌اند و بر ماضی و امر داخل نمی‌شوند

    پرسش و تمرین

    * تغییر لفظی مضارع منصوب را توضیح دهید.
    * افعال زیر را با لن صرف کنید یظلم یهب یجوز یعصی یوفی به یسهو یرمی.
    * برای هر کدام از حروف نصب با فعل مضارع دو مثال آورده معنی نمایید.
    * حروف جزم و نصب کدام جهت را از فعل مضارع می‌گیرند

    بحث ۵ مضارع استفهامی

    اشاره

    حروف استفهام عبارتند از همزه و هل که بر سر فعل مضارع درآمده معنای خبری آن را به انشائی که در اینجا سؤال است تبدیل می‌کنند هل علاوه بر اثر مذکور مضارع را مختص به استقبال نیز می‌کند حروف استفهام اثر لفظی در فعل مضارع ندارند می‌گوییم ا تذهب آیا می‌روی هل تذهب آیا خواهی رفت قال الله تعالیا تامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم …
    ۴۴ – بقره هل ینظرون الا ان یاتیهم۲۱۰ بقره‌

    پرسش و تمرین

    * معلوم افعال زیر را با هل و مجهول آنها را با همزه استفهام صرف کنید یقبل یجر یعیب یهدی
    * اثر حروف استفهام در فعل مضارع چیست‌

    بحث ۶ مضارع مؤکد

    اشاره

    حروف تاکید عبارتند از نون تاکید ثقیله که مشدد و متحرک است و نون تاکید خفیفه که یک نون ساکنه است نون تاکید در آخر فعل مضارع معلوم و مجهول درآمده آن را مؤکد و مختص به مستقبل می‌کند تاکید در ثقیله بیش از خفیفه است نون ثقیله به تمام صیغه‌ها ملحق می‌شود ولی خفیفه در آخر تثنیه و جمع مؤنث درنمی‌آید
    بنا بر این فقط به هشت صیغه می‌تواند ملحق شود نون ثقیله در تثنیه و جمع مؤنث مکسور و در بقیه صیغه‌ها مفتوح است اثر لفظی نون تاکید در فعل مضارع چنین است الف نون تاکید در صیغه های ۱۳ ۷ ۴ ۱ و ۱۴ ما قبل خود لام الفعل را مفتوح می‌کند و اگر لام الفعل الف مقلوب باشد به یاء برمی‌گردد یضرب یضربن البته البته خواهد زد و یضربن البته خواهد زد یدعو یدعون البته البته خواهد خواند و یدعون البته خواهد خواند
    یرضی یرضین البته البته راضی خواهد شد و یرضین البته راضی خواهد شد.
    ب در صیغه هایی که نون عوض رفعی وجود دارد آن را می‌اندازد یضربان یضربان.
    ج در جمع مذکر و مفرد مؤنث مخاطب واو و یاء ضمیر را نیز می‌اندازد مگر اینکه ما قبل ضمیر مفتوح باشد که در این صورت ضمیر ثابت مانده به حرکت مناسب متحرک می‌شود واو مضموم و یاء مکسور می‌شود بنا بر این یضربون یضربن و یضربن تضربون تضربن و تضربن تضربین تضربن و تضربن یخشون یخشون و یخشون تخشون تخشون و تخشون تخشین تخشین و تخشین.
    د در جمع مؤنث بین نون تاکید و نون جمع الفی فاصله می‌شود یضربن و تضربن یضربنان و تضربنان.
    بنا بر آنچه گذشت صرف صیغه های یضرب با نون تاکید ثقیله چنین است یضربن یضربان یضربن تضربن تضربان یضربنان تضربن تضربان تضربن تضربن تضربان تضربنان اضربن نضربن و با نون خفیفه چنین یضربن یضربن تضربن تضربن تضربن تضربن اضربن نضربن ۸۰
    ۱۴ – ۱۳ ۱۰ ۹ ۷ ۴ ۳ ۱ و صرف یدعو با ثقیله چنین است یدعون یدعوان یدعن تدعون تدعوان یدعونان تدعون تدعوان تدعن تدعن تدعوان تدعونان ادعون ندعون و با خفیفه چنین یدعون یدعن تدعون تدعون تدعن تدعن ادعون ندعون ۱۴ ۱۳ ۱۰ ۹ ۷ ۴ ۳ ۱ و صرف یخشی با نون ثقیله چنین است یخشین یخشیان یخشون تخشین تخشیان یخشینان تخشین تخشیان تخشون تخشین تخشیان تخشینان اخشین نخشین و با خفیفه چنین یخشین یخشون تخشین تخشین تخشون تخشین اخشین نخشین ۸۱
    ۱۴ – ۱۳ ۱۰ ۹ ۷ ۴ ۳ ۱ توجه کنید نون تاکید به آخر فعل امر نیز ملحق شده معنای آن را تاکید می‌کند اثر لفظی آن در فعل امر همان است که در مضارع گذشت به اضافه اینکه عین الفعل صیغه های ۱۳ ۷ ۴ ۱ و ۱۴ امر اجوف و لام الفعل همین صیغه‌ها از امر ناقص هنگام تاکید برمی‌گردد و در مضاعف این صیغه‌ها فقط یک وجه جایز است می‌گوییم
    لیضربن لیضربان لیضربن …
    اضربن اضربان اضربن …
    لیضربن لیضربن …
    اضربن اضربن …
    لیقولن لیقولان لیقولن …
    قولن قولان قولن …
    لیقولن لیقولن …
    قولن قولن …
    لیخشین لیخشیان لیخشون …
    اخشین اخشیان اخشون …
    لیخشین لیخشون …
    اخشین اخشون …
    لیمدن …
    مدن …
    لیمدن …
    مدن …
    در آخر فعل نهی مضارع مقرون به لاء ناهیه نیز نون تاکید درمی‌آید و اثر آن مانند اثر در امر است و همچنین در چند مورد دیگر که توضیح و تفصیل آن در جای خود بیان شده است‌

    پرسش و تمرین

    * فرق حرف تاکید با سایر حروفی که در مضارع داخل می‌شوند چیست.
    * حروف تاکید چند اثر در فعل مضارع دارند بیان کنید.
    * فرق اثر لفظی حروف تاکید با حروف نصب چیست.
    * فرق نون تاکید ثقیله با نون تاکید خفیفه چیست.
    * می‌دانید چرا بین نون ثقیله و نون جمع مؤنث الف فاصله می‌شود.یضرب یمد یقول یهدی و یفی به را با نون ثقیله صرف کنید و صیغه اول مؤکد هر کدام را معنی نمایید.
    * مجهول افعال تمرین سابق را با نون خفیفه صرف نمایید و صیغه اول هر کدام را معنی کنید.
    * معلوم و مجهول امر افعال تمرین ۶ را با نون ثقیله و خفیفه صرف نمایید و صیغه اول هر کدام را معنی نمایید.
    * حروف تاکید چه جهاتی از جهات فعل مضارع را زائل می‌کنند.
    * نهی مؤکد افعال تمرین ۶ را صرف کنید.
    * فعل جحد چرا مؤکد به نون تاکید نمی‌شود

    مبحث دوم: ثلاثی مزید

    مقدمه

    فعل ثلاثی مزید از ثلاثی مجرد گرفته می‌شود بدین معنی که صیغه اول ماضی معلوم آن را از صیغه اول ماضی معلوم ثلاثی مجرد می‌گیریم و اما بقیه صیغه‌های ماضی معلوم آن از صیغه اول و سائر قسمتهای آن فعل ثلاثی مزید از ماضی معلوم خودش گرفته می‌شود بنابر این فعل ثلاثی مزید آن است که صیغه اول ماضی معلوم آن دارای سه حرف اصلی و یک یا چند حرف زائد باشد حروفی که برای ساختن ثلاثی مزید در ثلاثی مجرد اضافه می‌شود حروف مخصوصی است و در جای مخصوصی از آن درمی‌آید و حروف کلمه جدید مزید فیه ممکن است حرکات جدیدی داشته باشد این خصوصیات را بوسیله اوزان ثلاثی مزید که خواهد آمد می‌توان دریافت ماضی ثلاثی مزید معلوم دارای ۲۵ وزن است مضارع آن نیز ۲۵ وزن دارد زیرا در غیر ثلاثی مجرد برای هر ماضی بیش از یک وزن مضارع نیست مصدر هر وزن نیز قیاسی و معین است
    از این ۲۵ وزن ده وزن مشهور است یعنی افعال زیادی طبق هر کدام از آنها مزید فیه می‌شود و پانزده وزن غیر مشهور اوزان مشهور عبارتند از ماضی مضارع مصدر
    ۱ – افعل یفعل افعال
    ۲ – فعل یفعل تفعیل
    ۳ – فاعل یفاعل مفاعله
    ۴ – افتعل یفتعل افتعال
    ۵ – انفعل ینفعل انفعال ماضی مضارع مصدر
    ۶ – تفعل یتفعل تفعل
    ۷ – تفاعل یتفاعل تفاعل
    ۸ – افعل یفعل افعلال
    ۹ – استفعل یستفعل استفعال
    ۱۰ – افعال یفعال افعیلال هر کدام از ماضی مضارع های فوق را همانطور که در ثلاثی مجرد گذشت باب می‌گویند و آن را بنام مصدر می‌خوانند مثلا می‌گویند باب افعال باب تفعیل باب مفاعله و …
    بنا بر این فعل ثلاثی مزید دارای ۲۵ باب است در ثلاثی مزید مصدر هم مانند مضارع معلوم همانطور که اشاره شد از ماضی گرفته می‌شود و بطور کلی برای ساختن هر کدام از سه قسمت ماضی مضارع و مصدر هر باب باید وزن آن را در نظر گرفت و بر طبق آن حرف زائد درآورد و حروف را متحرک و ساکن نمود دقت کنید قاعده ساختن مجهول ماضی و مضارع و معلوم و مجهول امر و صیغه سازی هر کدام از اینها همان است که در ثلاثی مجرد بیان گردید و نیز کیفیت ضمائر در ثلاثی مزید همانند ثلاثی مجرد است قاعده ادغام
    تخفیف همزه و قواعد عمومی اعلال و قاعده خصوصی ناقص در تمام ابواب ثلاثی مزید جاری می‌گردد و نیز ماضی و مضارع آن دارای حالات مختلف سابق است علاوه بر این دو قاعده اعلال نیز در ثلاثی مزید جاری می‌شود ۱ اگر واو و یاء بعد از الف زائد و در آخر کلمه قرار گیرند قلب به همزه می‌شوند مانند ارخاو ارخاء اجرای اجراء ۲ یاء ما قبل مضموم اگر لام الفعل باشد ما قبل خود را مکسور می‌کند مانند ترجی ترجی مصدر ناقص باب تفعل تبانی تبانی مصدر ناقص باب تفاعل بدین نکته باید توجه کامل داشت که هر ثلاثی مجردی را نمی‌توان بطور دلخواه به تمام یا بعضی از ابواب ثلاثی مزید برد زیرا بعضی اصلا مزید فیه ندارند و بعضی فقط به یک یا چند باب مخصوص برده می‌شوند بنا بر این مزید فیه شدن ثلاثی مجرد و کیفیت آن یعنی بابی که بدان برده می‌شود سماعی است نه قیاسی اینک به خصوصیات ابواب توجه نمائید

    پرسش و تمرین

    ‌۱ – اشتقاق تمام قسمتهای فعل ثلاثی مزید را بیان کنید.
    ۲ -آیا در ثلاثی مزید با داشتن وزن ماضی یا مضارع یا مصدر می‌توان وزن دو قسمت دیگر را دانست چرا.
    ۳ -مضارع ماضی‌های زیر چیست افعل افعل افتعل استفعل فاعل.
    ماضی مضارع‌های زیر چیست یفعل یتفعل یتفاعل یفعل یفعال.
    ۵ -مضارع مصادر زیر چیست افعال افعلال افعیلال افتعال تفاعل.
    ۶ -چرا به مضارع ثلاثی مجرد با اینکه دارای حرف زائد است مزید فیه گفته نمی‌شود.
    ۷ -مشهوریت در ابواب ثلاثی مزید به چه معنی است.
    ۸ -ابواب مشهور را نام ببرید.
    ۹ -اوزان زیر را بسازید افتعل افعل فاعل یفاعل مفاعله تفعل تفعل افعال افعیلال ینفعل انفعال افعلال.
    ۱۰ -اوزان زیر را صرف کنید افعل فاعل انفعل تفاعل یتفعل یفعل یستفعل یفعال.
    ۱۱ -مجهول افعال فوق را صرف کنید.
    ۱۲ -مضارع‌های تمرین ۱۰ را با لاء نهی و نون تاکید ثقیله صرف نمائید.
    ۱۳ -سماعی بودن ابواب مزید فیه را توضیح دهید.
    ۱۴ -کیفیت ضمائر ماضی مضارع و امر را ذکر کنید

    فصل ۱ باب افعال

    اشاره

    مانند کرم اکرم یکرم اکرام باب افعال دارای خصوصیتی است و آن اینکه همزه آن در ماضی مصدر و امر همزه قطع است یعنی چون در اثناء کلام واقع شود تلفظ می‌شود و ما بعد خود را از ما قبل قطع می‌کند همزه امر آن همان همزه‌ای است که در ماضی بوده زیرا آن را از مضارع اصلی می‌گیریم و مضارع اصلی باب افعال یا فعل است افعل یا فعل که چون در صیغه ۱۳ مضارع دو همزه جمع می‌شد آن را از مضارع انداخته‌اند
    صرف بعضی از قسمتهای باب افعال چنین است
    ماضی معلوم اکرم اکرما اکرموا …
    مضارع معلوم یکرم یکرمان یکرمون …
    ماضی مجهول اکرم اکرما اکرموا …
    مضارع مجهول یکرم یکرمان یکرمون …
    امر معلوم لیکرم لیکرما لیکرموا …
    اکرم اکرما اکرموا …
    امر مجهول لیکرم لیکرما لیکرموا …
    مثال اوعد یوعد ایعاد لیوعد اوعد اجوف اقام یقیم اقامه لیقم اقم مهموز الفاء و ناقص آتی یؤتی ایتاء لیؤت آت.
    توضیح در مصدر اجوف باب افعال پس از اینکه عین الفعل به جهت قواعد اعلال حذف شد به جای آن یک تاء در آخر آورده می‌شود اقوام اقامه و اعوان اعانه و …
    یک مورد استثنائی رای چون به باب افعال رود عین الفعل آن پس از نقل حرکتش بما قبل حذف می‌شود و در مصدر به جای عین الفعل محذوف یک تاء در آخر می‌آورند می‌گوییم اری یری اراءه اراءی ارءاء اراءه.
    تبصره
    ماده‌هائی مانند الحیاه و العی چون بباب افعال روند فقط حکم معتل در مورد آنها جاری می‌شود و نه حکم مضاعف.

    معانی باب افعال

    معانی باب افعال باب افعال در ده معنای زیر بکار برده می‌شود
    ۱ – تعدیه یعنی متعدی کردن فعل لازم مانند ذهب زید زید رفت اذهب زید بکرا زید بکر را روانه کرد ضحک زید زید خندید اضحکنی زید زید مرا خنداند تعدیه معنای غالبی باب افعال است.
    ۲ -دخول فاعل در وقت و این در افعالی است که ماده آنها وقتی از اوقات باشد مانند اصبح زید زید داخل صبح شد و امسی بکر بکر داخل عصر شد فسبحان الله حین تمسون و حین تصبحون …
    و حین تظهرون۱۸ روم.
    ۳ -وصول وقت یعنی وصول وقت ماده فعل برای فاعل مانند احصد الزرع وقت حصاد زرع رسید حصاد درو اقطف الثمر وقت چیدن میوه رسید.
    ۴ -مفعول را دارای صفتی یافتن مانند اعظمت الله خدا را با عظمت یافتم ابخلت فلانا فلانی را بخیل یافتم.
    ۵ -واجدیت یعنی دارای مبدا فعل شدن فاعل یا دارای مبدا فعل کردن مفعول مانند اغد البعیر شتر دارای غده شد اقفر البلد شهر دارای قفار یعنی ویرانی شد ارکبت ابی پدرم را دارای مرکب کردم ثم اماته فاقبره سپس او را میراند و برایش قبر قرار داد ۲۱ عبس.
    ۶ -سلب یعنی سلب مبدا فعل از فاعل یا مفعول مانند اشفی المریض شفای مریض بر طرف یعنی ممتنع شد اعجمت الکتاب عجمه و ابهام کتاب را بر طرف نمودم.
    ۷ -تعریض یعنی در معرض قرار دادن مثل اباع زید کتابه زید کتابش را در معرض بیع قرار داد.
    ۸ -مطاوعه یعنی اثر پذیری و این عکس معنای تعدیه است مانند کب زید الاناء زید کاسه را واژگون کرد اکب الاناء کاسه واژگون شد.
    ۹ -ضد معنای ثلاثی مجرد مانند نشطت الحبل ریسمان را گره زدم انشطت الحبل گره ریسمان را باز کردم.
    ۱۰ -معنای ثلاثی مجرد مانند قال او اقال زید البیع زید معامله را بهم زد.
    توجه کنید از باب افعال و دیگر ابوابی که در بیان معانی متعدد بکار گرفته می‌شوند ممکن است در یک استعمال بیش از یک معنی استفاده شود مانند اعظمت الله که هم مفید تعدیه است و هم مفعول را دارای صفتی یافتن
    اجمع القوم مردم جمع شدند اردف پشت سر هم درآورد اسخیت زیدا زید را سخی یافتم اکمل کامل کرد افطر الصائم روزه‌دار افطار کرد اسرع تند رفت اثمر الشجره درخت میوه‌دار شد انتجت الفرسه ماده اسب زائید اشفاک الله عسلا خداوند عسل را برای تو شفا قرار دهد افزعت زیدا بیم زید را برطرف کردم اقتلتنی مرا در معرض قتل قرار دادی اخفیت امری کارم را پنهان کردم با توجه به خفیت امری فلما راینه اکبرنه۳۱ یوسف اقیموا الصلوه و آتوا الزکاه۴۳ بقره آتونی زبر الحدید …
    افرغ علیه قطرا۹۶ کهف فسبحان الله حین تمسون و حین تصبحون …
    و حین تظهرون۱۸ رومثم اماته فاقبره۲۱ عبس.

    پرسش و تمرین

    * ۱ – امر حاضر معلوم باب افعال بر چه وزنی است همزه آن چه حرکتی دارد چرا.
    * ۲ -همزه بر چند قسم است و خاصیت هر کدام چیست برای هر کدام پنج مثال از قرآن مجید بیاورید.
    * ۳ -افعال زیر را به باب افعال ببرید هر وقت گفته می‌شود فلان فعل را به فلان باب ببرید باید صیغه اول ماضی و صیغه اول مضارع و بعد مصدر آن را ذکر کنید خرج مد وعد مات رای حی.
    * ۴ -از باب افعال افعال فوق ماضی معلوم سه فعل اول مضارع معلوم سه فعل دوم مضارع مجهول سه فعل اول ماضی مجهول سه فعل دوم امر معلوم سه فعل دوم و امر مجهول سه فعل اول را صرف کنید.
    * ۵ -در افعال زیر کدامیک از معانی باب افعال مراد است احسن نیکو کرد اخوص النخل درخت خرما خوشه‌دار شد اضحی زید زید چاشت کرد
    * ۶ -اعلال اراءه اساءه احاطه را بیان کنید

    فصل ۲ باب تفعیل

    اشاره

    مانند صرف صرف یصرف تصریف مصدر سالم این باب علاوه بر وزن تفعیل گاهی بر وزن فعال و گاهی بر وزن فعال و گاهی بر وزن فعال و گاهی بر وزن تفعال و گاهی بر وزن تفعله می‌آید مانند سلم یسلم تسلیم و سلام کذب یکذب تکذیب و کذاب و کذاب کرر یکرر تکریر و تکرار کرم یکرم تکریم و تکرمه مصدر مهموز اللام و ناقص این باب غالبا فقط بر وزن تفعله می‌آید مانند هنا یهنی‌ء تهنئه ربی یربی تربیه صرف بعضی قسمتهای باب تفعیل چنین است
    ماضی معلوم صرف صرفا صرفوا …
    مضارع معلوم یصرف یصرفان یصرفون …
    امر معلوم لیصرف لیصرفا لیصرفوا …
    صرف صرفا صرفوا …
    ماضی مجهول صرف صرفا صرفوا …
    مضارع مجهول یصرف یصرفان یصرفون …
    امر مجهول لیصرف لیصرفا لیصرفوا …
    مضاعف مدد یمدد تمدید لیمدد …
    مدد …
    اجوف حول یحول تحویل لیحول …
    حول …
    لفیف وصی یوصی توصیه لیوص …
    وص …
    معانی باب تفعیل باب تفعیل در هفت معنی بکار برده می‌شود
    تعدیه مانند فرح زید زید خوشحال شد فرح بکر زیدا بکر زید را خوشحال کرد تعدیه معنی غالبی باب تفعیل است.
    تکثیر یعنی دلالت بر کثرت و زیادی یا در خود فعل مانند طوف زید زید بسیار طواف کرد یا در فاعل مانند موت المال چارپایان زیاد مردند و یا در مفعول مانند غلقت الابواب همه درها را بستم.
    سلب یعنی سلب مبدا فعل از مفعول مانند قشرت البیضه تخم مرغ را پوست کردم جلدت الجزور پوست شتر یا گوسفند را کندم.
    نسبت یعنی نسبت دادن مبدا اشتقاق فعل به مفعول مانند وحد الله خدا را یگانه دانست عدلت زیدا به زید نسبت عدالت دادم کفرت بکرا بکر را کافر شمردم به او نسبت کفر دادم.
    تدریج مانند نزل بتدریج فرو فرستاد.
    ضد معنای باب افعال مانند فرط کوتاهی کرد که ضد افرط زیاده روی کرد می‌باشد.
    معنای ثلاثی مجرد مانند زال زید بین القوم یا زیل بینهم زید میان جمعیت تفرقه انداخت‌

    پرسش و تمرین

    * ماضی و مضارع مصادر زیر را ذکر کنید تقدمه تحیه تهیه کلام تمثال.
    * افعال زیر را به باب تفعیل ببرید صغر وسع جاز حد یسر سما وفی حوی ادب.
    * ماضی معلوم فعل اول ماضی مجهول فعل دوم مضارع معلوم فعل سوم مضارع مجهول فعل چهارم امر معلوم فعل پنجم امر مجهول فعل ششم نهی معلوم فعل هفتم مضارع معلوم مقرون به لن فعل هشتم و مضارع مجهول مؤکد به نون ثقیله فعل نهم از افعال تمرین سابق را صرف کنید.
    * در افعال زیر کدامیک از معانی باب تفعیل منظور است عدل تعدیل کرد عرف شناساند جلد الشاه پوست گوسفند را کند صدق تصدیق کرد یسوی برابر می‌کند قسم تقسیم کرد قدم جلو انداخت قدم جلو افتاد کثر زیاد کرد نظم دسته کرد ادب ادب کرد قرد البعیر قراد کنه را از شتر جدا کرد یذبحون ابناءکم۴۹ بقره قطعن ایدیهن۳۱ یوسف.
    * سه فعل لازم را با باب تفعیل متعدی کنید

    فصل ۳ باب مفاعله

    اشاره

    مانند ضرب ضارب یضارب مضاربه و ضراب مصدر مثال یائی این باب فقط بر وزن مفاعله می‌آید مانند یاسر ییاسر میاسره ولی مصدر سایر اقسام غالبا علاوه بر مفاعله بر وزن فعال نیز می‌آید اینک صرف بعضی از قسمتهای آن ماضی معلوم ضارب ضاربا ضاربوا …
    مضارع معلوم یضارب یضاربان یضاربون …
    امر معلوم لیضارب لیضاربا لیضاربوا …
    ضارب ضاربا ضاربوا …
    ماضی مجهول ضورب ضوربا ضوربوا …
    مضارع مجهول یضارب یضاربان یضاربون …
    امر مجهول لیضارب لیضاربا لیضاربوا …
    مضاعف ضار یضار مضاره و ضرار لیضارر لیضار لیضار …
    ضارر ضار ضار …
    مهموز آمر یؤامر مؤامره لیؤامر آمر اجوف قاوم یقاوم مقاومه لیقاوم قاوم لفیف ساوی یساوی مساواه لیساو ساو.
    معانی باب مفاعله معانی معروف این باب چهار معنی است
    مشارکت یعنی بیان شرکت دو شخص یا دو چیز در فعل یعنی هر دو هم فاعلند و هم مفعول مانند ضارب زید بکرا زید با بکر زد و خورد کردند شاعرت زیدا با زید مشاعره کردم مشارکت معنی غالبی این باب است.
    تعدیه مانند بعد دور شد باعدته او را دور کردم.
    تکثیر مانند ناعمه الله خدا زیاد به او نعمت داد.
    معنای ثلاثی مجرد مانند سفر زید یا سافر زید مسافرت کرد.
    غالبا چون فعلی از این باب به خداوند نسبت داده شود به همین معناست مانند قاتلهم الله عافاک الله یخادعون الله و هو خادعهم

    پرسش و تمرین

    * افعال زیر را به باب مفاعله ببرید عمل وضع عاد عان عدا سوی.
    * معلوم و مجهول ماضی فعل اول مضارع فعل دوم و امر فعل سوم را صرف کنید و نیز مضارع معلوم عدا را با لاء ناهیه و مضارع مجهول سوی را با نون تاکید ثقیله صرف کنید در تمام این افعال صرف باب مفاعله آنها منظور است.
    * در افعال زیر کدامیک از معانی باب مفاعله منظور است بارک الله خدا زیاد کند صافح زید بکرا زید با بکر مصافحه کرد شاهدت الحرب در جنگ حاضر شدم عاین زید زید دید صالح سعید زیدا سعید با زید مصالحه کرد فاستبشروا ببیعکم الذی بایعتم بهالتوبه ۱۱۱انما یبایعون الله الفتح ۱۰سارعوا الی مغفره من ربکم آل عمران ۱۳۳

    فصل ۴ باب افتعال

    اشاره

    مانند کسب اکتسب یکتسب اکتساب باب افتعال دارای هفت قاعده خصوصی است
    هر گاه فاء الفعل این باب صاد یا ضاد یا طاء یا ظاء باشد تاء باب به طاء تبدیل می‌گردد مانند صبر اصطبر ضرب اضطرب طرد اطرد ظلم اظطلم در مورد اخیر اظلم و اطلم نیز طبق قاعده ادغام جایز است.
    هر گاه فاء الفعل دال یا ذال یا زاء باشد تاء باب به دال تبدیل می‌شود مانند درک ادرک ذکر اذدکر زجر ازدجر در دو مورد اخیر نیز ادغام جایز است یعنی می‌توان گفت اذکر و ادکر و ازجر ادجر استعمال نشده است.
    هر گاه فاء الفعل حرف عله باشد به تاء تبدیل شده سپس در تاء باب ادغام می‌شود مانند وحد اتحد یسر اتسر در مورد اخیر ایتسر نیز جائز است.
    قاعده تخفیف همزه غالبا در مهموز الفاء این باب جاری نمی‌شود مانند ائتمن ائتم و … به خلاف اخذ ائتخذ ایتخذ اتخذ.
    چنانچه فاء الفعل ثاء باشد تاء باب به ثاء تبدیل سپس قاعده ادغام جاری می‌شود مانند ثار اثار انتقام خون کشته را گرفت.
    هر گاه عین الفعل این باب یکی از ۱۲ حرف ت ث ج د ذ ز س ش ص ض ط ظ باشد جائز است تاء باب را از جنس عین الفعل نموده و در آن ادغام نماییم سپس فاء الفعل را مفتوح یا مکسور کنیم مفتوح بنا بر قاعده ادغام و مکسور بنا بر قاعده التقاء ساکنین و چون از همزه باب مستغنی می‌شویم آن را بیاندازیم مانند اختصم اخصصم اخصم بفتح خاء و کسر آن خصم بفتح خاء و کسر آن یهتدی یهدی.
    در اجوف باب افتعال اگر به معنی مشارکت باشد قاعده هشتم اعلال جاری نمی‌شود مانند ازدواج علی و فاطمه و اعتونا به خلاف اعتاد و اختار و امثال آن.
    صرف بعضی از قسمتهای آن چنین است مضاعف امتد یمتد امتداد لیمتدد لیمتد لیمتد …
    امتدد امتد امتد …
    اجوف اعتاد یعتاد اعتیاد لیعتد اعتد
    ناقص ارتضی یرتضی ارتضاء لیرتض ارتض.
    معانی باب افتعال این باب به شش معنی می‌آید
    مطاوعه یعنی اثر پذیری مانند جمعت الناس فاجتمعوا مردم را جمع کردم پس جمع شدند البته چنانکه از مثال معلوم است فاعل این باب در این معنی مفعول ثلاثی مجرد است مطاوعه معنی غالبی این باب می‌باشد.
    مشارکت مانند اختصم زید و بکر زید و بکر با هم دشمنی کردند.
    اتخاذ یعنی فراهم آوردن و تهیه کردن مبدا فعل مانند احتطب زید و اختبز و اشتوی زید هیزم تهیه کرد و نان پخت و کباب درست کرد.
    طلب یعنی خواستن مبدا فعل از مفعول مانند اکتد زید بکرا زید از بکر خواست که کوشش کند.
    کوشش مانند اکتسبت المال با کوشش مال بدست آوردم.
    معنای ثلاثی مجرد مانند جذبت یا اجتذبت رداء زید عبای زید را کشیدم‌

    پرسش و تمرین

    * افعال زیر را به باب افتعال ببرید
    کسب حوی وسع غاب عاد رضی وقی درء زوج ذلق مد عد زحم صک ضجع صاد صفا طلب ظار ذخر دعا افک الف اکل اوی الی ام وهم وصل.
    * در افعال زیر کدامیک از معانی باب افتعال منظور است
    اجتمع القوم مردم جمع شدند اختصم الجند لشکر با هم نزاع کردند اکتحلت الفتاه دختر سرمه کشید اصطاد زید زید شکار کرد اقتسم تقسیم شد اقتدی طلب قرب کرد اجتور الاخوان برادرها کنار هم جمع شدند احتاط احتیاط نمود اکتری درخواست کرایه کرد و اصطنعتک لنفسی۴۱ طهفلا اقتحم العقبه۱۱ بلدان تنتهوا فهو خیر لکم۱۹ انفالان یتخذونک الا هزوا۳۶ انبیاء

    فصل ۵ باب انفعال

    اشاره

    مانند صرف انصرف ینصرف انصراف خصوصیت باب انفعال این است که افعال خارجی یعنی افعالی که اثر خارجی و ظاهری دارند به آن برده می‌شوند نه افعالی مانند علم و ظن و امثال آن این باب همیشه لازم است و متعدی ندارد.
    معنای باب انفعال فقط مطاوعه است مانند صرفته فانصرف قسمته فانقسم کسرته فانکسر و …

    پرسش و تمرین‌

    * افعال زیر را به باب انفعال برده معنی نمائید
    غلق بست عطل تعطیل کرد عدم نابود کرد هدم خراب کرد صرف گردانید طلق آزاد کرد عرف دانست فکر فکر کرد یقن یقین کرد قسم تقسیم کرد شق شکافت سمع شنید سد بست‌

    فصل ۶ باب تفعل

    اشاره

    مانند صرف تصرف یتصرف تصرف
    در باب تفعل چهار قاعده خصوصی جاری می‌شود
    در مضارع معلوم از صیغه‌های ۴ و ۵ غائب و شش صیغه مخاطب که دو تاء در اول صیغه جمع می‌شود جائز است تاء دوم را که تاء باب است بیاندازیم مثلا تتصرف تصرف تتصرفان تصرفان و همینطور …
    هر گاه فاء الفعل این باب یکی از دوازده حرف ت ث ج د ذ ز س ش ص ض ط ظ باشد جائز است که تاء باب را هم جنس فاء الفعل نموده در آن ادغام نماییم و در مواردی که لازمه این عمل سکون اول کلمه است چون ابتداء به ساکن محال یا مشکل است همزه وصل مکسوری در اول کلمه درمی‌آوریم بنا بر این تثبت …
    اثبت یثبت اثبت لیثبت اثبت تتبع …
    اتبع یتبع اتبع لیتبع اتبع تدثر …
    ادثر یدثر ادثر لیدثر ادثر و از این قبیل است افلم یدبروا ما یذکر و ازینت لا یسمعون یشقق فاصدق یضرعون فاطهروا
    قرآن مجید.
    در بعضی موارد چون فعل مضاعف به باب تفعل رود لام الفعل آن به یاء تبدیل می‌شود مانند ظن تظنن تظنی تظنی و از همین قبیل است تسری و تصدی ۴ در مصدر ناقص واوی باب تفعل واو لام الفعل قلب به یاء می‌شود و یاء ما قبل خود را مکسور می‌کند همچنان که در مصدر ناقص یائی آن نیز یاء ما قبل خود را مکسور می‌نماید مانند ترجو ترجی ترجی و تولی تولی
    صرف بعضی از قسمتهای این باب چنین است مضاعف تخلل یتخلل تخلل لیتخلل تخلل مثال توهم یتوهم توهم لیتوهم توهم ناقص تعدی یتعدی تعدی لیتعد تعد لفیف تولی یتولی تولی لیتول تول.
    معانی باب تفعل باب تفعل در نه معنی زیر به کار برده می‌شود:
    مطاوعه مانند ادبته فتادب همانطور که از مثال معلوم است فاعل این باب در این معنی مفعول باب تفعیل است از این رو گفته می‌شود باب تفعل برای مطاوعه باب تفعیل می‌باشد مطاوعه معنای غالبی باب تفعل است.
    تکلف یعنی بزحمت و مشقت کاری را بر خود تحمیل کردن مانند تشجع بزحمت از خود شجاعت نشان داد تحلم بزحمت حلم را بر خود تحمیل کرد.
    اتخاذ به همان معنی که در باب افتعال گذشت مانند توسد متکا تهیه کرد توسد الحجر سنگ را برای خود بالش قرار داد تبنی زیدا زید را بفرزندی گرفت.
    طلب یعنی خواستن معنای فعل مانند تعجلت الامر خواستم کار زود انجام گیرد تنجزت الوعد وفای به وعده را خواستار شدم.
    تدریج مانند تجرع الماء آب را جرعه جرعه نوشید تفهم المساله مساله را اندک اندک فهمید تجنب یعنی اجتناب کردن فاعل از معنای فعل مانند تاثم از گناه دوری کرد تذمم از مذمت کناره گرفت.
    صیرورت یعنی به حالتی درآمدن مانند تایمت المراه زن ایم بی‌شوهر شد.
    شکایت مانند تظلم از ظلم شکایت کرد.
    معنای ثلاثی مجرد مانند بسم یا تبسم لبخند زد

    پرسش و تمرین

    * افعال زیر را به باب تفعل ببرید درج سطح شرف صدر ضر ذل لط لع ثبط ترح.
    * افعال زیر را نیز به باب تفعل ببرید یسر طاع حال صبا وقی روی جزا ولی.
    * ماضی معلوم فعل اول مضارع معلوم فعل دوم و سوم امر معلوم فعل چهارم و پنجم ماضی مجهول فعل ششم و هفتم و مضارع و امر مجهول فعل هشتم از افعال تمرین سابق را صرف کنید.
    * کلمات زیر چه صیغه‌ای هستند از چه فعلی
    ادرج یصدر اطوع ازکی لیزک تصدران تصرفین اضررنا اترحنفانت له تصدی تنزل الملائکها فلا تذکرون.
    * صرف و نظر را به باب تفعل برده و مضارع آنها را به دو وجه ممکن صرف کنید.
    * معنی باب تفعل را در افعال زیر بیان کنید
    تصدق صدقه داد تعلم یاد گرفت طلب علم کرد تکسر شکست تصرف گردید تلحف لحاف بسر کشید تجسم مجسم شد تغیر تغییر یافت تخلفوا به اخلاق الله حدیث تجهزوا رحمکم الله نهج البلاغه تسحروا فان فی السحور برکه نهج الفصاحه التذلل للحق اقرب الی العز من التعزز بالباطل نهج الفصاحه فانت له تصدی۶ عبس تنزل الملائکه۶ قدرفما یکون لک ان تتکبر فیها۱۳ اعراف ان جاءکم فاسق بنباء فتبینوا۶ حجرات الذی یؤتی ماله یتزکی۱۸ لیل ا فلا تذکرون۳ یونس۸۷

    فصل ۷ باب تفاعل

    اشاره

    مانند ضرب تضارب یتضارب تضارب قواعد ۱ و ۲ و ۴ باب تفعل عینا در باب تفاعل نیز جاری می‌شود بنا بر این الف تتضارب تضارب تتضاربان تضاربان و …
    ب تتابع …
    اتابع یتابع اتابع لیتابع اتابع تثاقل …
    اثاقل یثاقل اثاقل لیثاقل اثاقل و همینطور تدارک تذابح تزاور تسارع تشاعر تصاعد تضارع تطابق تظاهر ج تداعو تداعی تداعی توالی توالی صرف بعضی از قسمتهای این باب چنین است مثال تواعد یتواعد تواعد لیتواعد تواعد اجوف تعاون یتعاون تعاون لیتعاون تعاون ناقص تراضی یتراضی تراضی لیتراض تراض لفیف تساوی یتساوی تساوی لیتساو تساو مجهول تعوون یتعاون لیتعاون.
    معانی باب تفاعل این باب در پنج معنی بکار برده می‌شود.
    مشارکت که معنای غالبی این باب است مانند تضارب زید و عمرو.
    تبصره: سه باب مفاعله افتعال و تفاعل همانطور که گذشت می‌توانند در بیان مشارکت بکار روند با این فرق که بعد از باب مفاعله لازم است دو اسم ذکر شود یکی بصورت فاعل مرفوع و دیگری بصورت مفعول منصوب ولی در دو باب دیگر می‌توانیم یک اسم که دارای افرادی است بیاوریم مثلا بگوییم اختصم القوم و تضارب الرجلان و یا دو اسم که در این صورت هر دو بصورت فاعل خواهند بود مانند اختصم زید و بکر تضارب زید و بکر.
    ۲ – مطاوعه مانند باعدته فتباعد او را دور کردم پس دور شد باب تفاعل برای مطاوعه باب مفاعله است.
    ۳ – تظاهر و تشبه یعنی خود را به حالتی زدن مانند تمارض خود را به مریضی زد تجاهل خود را به نادانی زد.
    ۴ – تدریج مانند توارد القوم جمعیت بتدریج وارد شدند.
    ۵ – معنای ثلاثی مجرد مانند تعالی الله که به معنی علا است یعنی خدا بلند مرتبه است‌

    پرسش و تمرین

    * در باب تفاعل چه قواعدی جاری است بیان کنید.
    * افعال زیر را به باب تفاعل برده مضارع آنها را به دو وجه ممکن صرف کنید عهد ولی عان.
    * افعال تمرین سابق را به باب تفاعل ببرید از فعل اول مجهول ماضی و مضارع از فعل دوم معلوم و مجهول امر و از فعل سوم مضارع معلوم را مؤکد به نون خفیفه صرف کنید.
    * افعال زیر را به باب تفاعل ببرید ترک ثقف درس ذکر سد شرط صدف ضحک طال ظرف زاج یسر ولی سوی علا.
    * در افعال زیر کدامیک از معانی باب تفاعل مراد است تعاضدنا همدستی کردیم تباکی خود را به گریه زد تساویا آندو با هم برابر شدند تجاهر اظهار کرد تهاجموا هجوم کردند تعاهدوا با هم عهد بستند تساقط بتدریج ساقط شد تغافل خود را به غفلت زد تغایر تغییر کرد
    لا تنابزوا بالالقاب۱۱ حجرات
    تعاونوا علی البر و التقوی۲ مائده
    تواضع للمحسن الیک نهج الفصاحه عم یتسالون۱ نبا

    فصل ۸ باب افعلال

    اشاره

    مانند حمره احمر یحمر احمرار خصوصیت این باب این است که غالبا در الوان و عیوب بکار می‌رود و همیشه لازم است در بیان دو منظور از باب افعلال استفاده می‌شود
    ۱ – دخول فاعل در مبدا فعل که معنای غالبی آن است مانند اسود اللیل شب وارد سیاهی شد احمر البسر خرمای نارس وارد قرمزی شد.
    ۲ -مبالغه مانند احمر الحدید آهن بسیار سرخ شد.
    صرف بعضی از قسمتهای آن چنین است ماضی معلوم احمر احمرا احمروا احمرت احمرتا احمررن احمررت …
    مضارع معلوم یحمر یحمران یحمرون تحمر تحمران یحمررن …
    امر معلوم لیحمرر لیحمر لیحمر لیحمرا لیحمروا …
    احمرر احمر احمر احمرا …
    ماضی مجهول احمر به احمر بهما احمر بهم …
    مضارع مجهول یحمر به یحمر بهما یحمر بهم …

    پرسش و تمرین

    * حمره بیاض و سواد را به باب افعلال برده معلوم و مجهول ماضی فعل اول و مضارع فعل دوم و امر فعل سوم را صرف کنید.
    * معنای باب افعلال را در افعال زیر معین نمائید اقطر النبت گیاه شروع به خشکیدن کرد اعور یک چشمی شد تخضر الحقله فی الربیع در بهار باغچه سبز می‌شود احول لوچ شد یصفر لون زید رنگ زید دارد زرد می‌شود یوم تبیض وجوه و تسود وجوه۱۰۶ آل عمران ما قام للدین عمود و لا اخضر للایمان عود نهج البلاغه ۵۶

    فصل ۹ باب استفعال

    اشاره

    مانند خرج استخرج یستخرج استخراج باب استفعال قاعده خصوصی ندارد و صرف اجمالی آن چنین است ماضی معلوم استخرج استخرجا استخرجوا …
    مضارع معلوم یستخرج یستخرجان یستخرجون …
    امر معلوم لیستخرج لیستخرجا لیستخرجوا …
    استخرج استخرجا استخرجوا ماضی مجهول استخرج استخرجا استخرجوا …
    مضارع مجهول یستخرج یستخرجان یستخرجون …
    مضاعف استمد یستمد استمداد لیستمدد لیستمد لیستمد لیستمدا لیستمدوا …
    استمدد استمد استمد …
    مثال استوضح یستوضح استیضاح لیستوضح استوضح اجوف استقام یستقیم استقامه لیستقم استقم ناقص استفتی یستفتی استفتاء.
    توضیح در مصدر اجوف باب استفعال مانند باب افعال پس از این که عین الفعل به جهت اجراء قواعد اعلال حذف شد به جای آن یک تاء در آخر آورده می‌شود مانند استقوام استقامه و از همین قبیل است استعاذه استفاده استحاله و …
    یک مورد استثنائی ماده حیی حیا کرد چون به باب استفعال رود می‌توان عین الفعل آن را پس از نقل حرکت آن به ما قبل انداخت و چنین صرف کرد استحی یستحی استحاء.
    معانی باب استفعال باب استفعال دارای هفت معنی است
    طلب که معنای غالبی این باب است مانند استغفر الله از خدا طلب غفران می‌کنم استنصر طلب یاری کرد باب استفعال در بیان این معنی متعدی است اگر چه از ثلاثی لازم باشد مانند استخرجت المعدن معدن را استخراج کردم.
    تحول مانند استحجر الطین گل سنگ شد.
    مفعول را بر صفتی یافتن مانند استعظمت الامر مطلب را بزرگ یافتم.
    مفعول را به صفتی متصف کردن مانند استخلفت زیدا زید را جانشین خود قرار دادم.
    تکلف مانند استجرا جرات را بر خود تحمیل کرد بزحمت جرات نشان داد.
    مطاوعه مانند ارحت زیدا فاستراح زید را راحت کردم پس او راحت شد.
    معنای ثلاثی مجرد مانند قر یا استقر آرام گرفت‌

    پرسش و تمرین

    * افعال زیر را به باب استفعال ببرید
    خرج مد امن وضح خار فتا وفی حبی غاث جاز حال.
    * افعال تمرین سابق را به باب استفعال برده به دستور زیر صرف کنید
    معلوم ماضی فعل اول مضارع فعل دوم امر فعل سوم مجهول ماضی فعل چهارم مضارع فعل پنجم نهی فعل ششم و مضارع معلوم مؤکد به نون ثقیله فعل هفتم.
    * معنای باب استفعال را در افعال زیر معین کنید
    استمر عبور کرد استنوق الجمل شتر نر ماده شد استجاز اجازه خواست استسلمت للموت آیا تسلیم مرگ شده‌ای استوحش وحشت کرد استسقی طلب سقایت کرد استحسن زید خالدا زید خالد را نیکو یافت و استغشوا ثیابهم۷ نوحو استعمرکم فیها۶۱ هودان رآه استغنی۷ علقفما استکانوا لربهم۷۶ مؤمنونان القوم استضعفونی۱۵۰ اعرافابی و استکبر۳۴ بقره‌

    فصل ۱۰ باب افعیلال

    اشاره

    مانند حمره احمار یحمار احمیرار خصوصیت این باب این است که غالبا در الوان و عیوب بکار می‌رود و همیشه لازم است معنای این باب بیان تدریج و مبالغه است مانند احمار الحدید آهن تدریجا بسیار سرخ شد صرف اجمالی آن ماضی معلوم احمار …
    احماررن …
    مضارع معلوم یحمار …
    یحماررن …
    ماضی مجهول احمور به …
    مضارع مجهول یحمار به …
    امر معلوم لیحمارر لیحمار لیحمار …
    نهی لا یحمارر لا یحمار لا یحمار …

    پرسش و تمرین‌

    * “سود” را به باب افعیلال برده ماضی معلوم و مجهول فعل اول مضارع معلوم و مجهول فعل دوم و امر معلوم و مجهول فعل سوم و چهارم را صرف کنید

    فصل ۱۱ ابواب غیر مشهور

    اشاره

    ابواب غیر مشهور که ۱۵ باب‌اند قاعده خصوصی ندارند و غالبا با تاکید و مبالغه معنای خود را بیان می‌کنند و همانطور که گذشت کمتر مورد استفاده قرار می‌گیرند لذا به ذکر اجمالی آنها اکتفا می‌شود
    باب فوعله فوعل یفوعل فوعله مانند حقل حوقل یحوقل حوقله پیر شدن.
    باب فیعله فیعل یفیعل فیعله مانند شطن شیطن یشیطن شیطنه شیطنت کردن.
    باب فعنله فعنل یفعنل فعنله مانند قلس قلنس یقلنس قلنسه کلاه پوشاندن.
    باب فعوله فعول یفعول فعوله مانند جهر جهور یجهور جهوره صدا بلند کردن.
    باب فعلله فعلل یفعلل فعلله مانند شمل شملل یشملل شملله تند رفتن.
    باب فعلاه فعلی یفعلی فعلاه مانند قلس قلسی یقلسی قلساه کلاه پوشاندن.
    باب تمفعل تمفعل یتمفعل تمفعل مانند رکز تمرکز یتمرکز تمرکز ثابت شدن.
    باب تفوعل تفوعل یتفوعل تفوعل مانند جرب تجورب یتجورب تجورب جوراب پوشیدن.
    باب تفیعل تفیعل یتفیعل تفیعل شطن تشیطن یتشیطن تشیطن بد جنسی کردن.
    باب تفعلل تفعلل یتفعلل تفعلل جلب تجلبب یتجلبب تجلبب لباس گشاد پوشیدن یا پوشاندن.
    باب تفعول تفعول یتفعول تفعول مانند رهک ترهوک یترهوک ترهوک لرزان راه رفتن.
    باب افعنلال افعنلل یفعنلل افعنلال مانند قعس اقعنسس یقعنسس اقعنساس امتناع کردن و به عقب برگشتن.
    باب افعنلاء افعنلی یفعنلی افعنلاء مانند سلق اسلنقی یسلنقی اسلنقاء به پشت خواباندن.
    باب افعوال افعول یفعول افعوال مانند جلز اجلوز یجلوز اجلواز بهم چسباندن.
    باب افعیعال افعوعل یفعوعل افعیعال مانند حلا احلولی یحلولی احلیلاء شیرین شدن.
    تبصره
    در پنج باب ۱۰ ۹ ۸ ۷ و ۱۱ قاعده اول باب تفعل جاری می‌شود مراجعه نمایید

    پرسش و تمرین

    * از ابواب مشهور چه ابوابی برای تعدیه و چه ابوابی برای طلب و چه ابوابی برای تدریج به کار می‌روند.
    * حرف مضارع حروف مضارعه در چه ابوابی از مشهور و غیر مشهور مضموم است چرا و در کدام مفتوح است چرا

    مبحث سوم: رباعی

    مقدمه

    تقسیمات فعل رباعی همانند ثلاثی است فعل رباعی مجرد معلوم ماضی مضارع امر مجهول ماضی مضارع امر مزید معلوم ماضی مضارع امر مجهول ماضی مضارع امر قاعده ساختن هر قسمت و صیغه‌های هر کدام نیز همانطور است که گذشت به مقدمه کتاب و اوائل مبحث ثلاثی مجرد و مقدمه مبحث ثلاثی مزید مراجعه نمایید و نیز ماضی و مضارع رباعی مانند ماضی و مضارع ثلاثی است در حالات مختلف رباعی مجرد دارای یک باب و رباعی مزید دارای سه باب است‌

    فصل ۱ رباعی مجرد

    اشاره

    ماضی رباعی مجرد بر وزن فعلل مضارع آن بر وزن یفعلل و مصدر آن بر وزن فعلله است و گاهی در بعضی افعال بر وزن فعلال نیز می‌آید مانند دحرج یدحرج دحرجه و دحراج غلطاندن ماضی مجهول دحرج …
    مضارع مجهول یدحرج …
    امر معلوم لیدحرج …
    دحرج …
    امر مجهول لیدحرج …
    نهی لا یدحرج …
    نفی لا یدحرج …
    تاکید یدحرجن یدحرجان یدحرجن …
    یدحرجن یدحرجن …

    پرسش و تمرین

    * اشتقاق قسمتهای مختلف فعل رباعی را بیان کنید.
    * کلمات زیر یک قسمت از باب رباعی مجردند دو قسمت دیگر هر کدام را ذکر کنید زمزمه یزخرف صحصح یشقشق شرشره زحلفه دادا.
    * باب زلزل و زحزح را ذکر نموده معلوم و مجهول ماضی فعل اول مضارع و امر معلوم فعل دوم را صرف کنید

    فصل ۲ رباعی مزید

    اشاره

    ابواب رباعی مزید از این قرار است
    * باب تفعلل
    تفعلل یتفعلل تفعلل مانند دحرج تدحرج یتدحرج تدحرج لیتدحرج تدحرج در این باب نیز قاعده اول باب تفعل جاری می‌شود و نمونه قسمتهای مختلف آن از این قرار است ماضی مجهول تدحرج به …
    مضارع مجهول یتدحرج به …
    امر مجهول لیتدحرج به …
    نهی لا یتدحرج …
    استفهام هل یتدحرج …
    تاکید یتدحرجن …
    یتدحرجن …
    معنی این باب مطاوعه فعلل رباعی مجرد است
    * باب افعنلال
    افعنلل یفعنلل افعنلال مانند حرجم احرنجم یحرنجم احرنجام لیحرنجم احرنجم ماضی مجهول احرنجم به …
    مضارع مجهول یحرنجم به …
    امر مجهول لیحرنجم به …
    معنی این باب نیز مطاوعه است حرجم جمع کرد احرنجم جمع شد
    * باب افعلال
    افعلل یفعلل افعلال مانند قشعریره اقشعر یقشعر اقشعرار امر معلوم لیقشعرر لیقشعر لیقشعر لیقشعرا …
    اقشعرر اقشعر اقشعر اقشعرا …
    ماضی مجهول اقشعر به …
    مضارع مجهول یقشعر به …
    امر مجهول لیقشعرر به لیقشعر به لیقشعر به …
    این باب مفید تاکید و مبالغه است

    پرسش و تمرین

    ‌معلوم و مجهول ماضی مضارع و امر تزلزل احرنجم و اقشعر را صرف کنید

    مبحث چهارم: فعل صناعی، غیر متصرف، اسم فعل‌

    فصل ۱ فعل صناعی

    فعل صناعی یا منحوت فعلی است که از اسم جامد غیر مصدر و یا از جمله اسمیه یا فعلیه بر وزن یکی از افعال ساخته می‌شود در قسم اول که از اسم جامد غیر مصدر ساخته می‌شود شرط است که حاوی جمیع حروف اصلی اسم باشد و غالبا بر وزن یکی از ابواب مزید فیه ثلاثی یا رباعی می‌آید مانند اصبح صبح کرد امسی داخل شب شد قشره پوستش را کند تبنی زیدا زید را به فرزندی گرفت اغد البعیر شتر غده درآورد اقفر البلد شهر ویران شد درعه به او زره پوشانید ادرع و ادرع زره پوشید درع الفرس اسب سرش سیاه و سایر اعضایش سفید شد سافه و تسیفه او را با شمشیر زد سایفوا و تسایفوا با شمشیر زد و خورد کردند اختبز الخبز نان پخت احتطب هیزم فراهم کرد ییا الیاء یاء را نوشت احمر سرخ شد و همینطور است ابیض و اسود و اصفر احمار بتدریج سرخی‌اش شدید شد استنوق الجمل شتر نر ماده شد فلفل الطعام در غذا فلفل ریخت عصفر الثوب لباس را به عصفر رنگ‌آمیزی کرد اقشعر او را لرزه گرفت و …
    و از همین قبیل است آیه شریفه فسبحان الله حین تمسون و حین تصبحون … ۱۷ – روم و حدیث شریفکل مولود یولد علی الفطره حتی یکون ابواه یهودانه و ینصرانه و یمجسانه‌بحار ج ۲ ص ۸۸ و در قسم دوم که از جمله اسمیه یا فعلیه ساخته می‌شود شرط است که یک یا چند حرف از تمام یا اکثر کلمات آن جمله گرفته شود و حروف جمع‌آوری شده بصورت فعلی درآورده شود تا مضمون جمله را بیان نماید و غالبا بر وزن باب رباعی مجرد آورده می‌شود مانند بسمل و حمدل و حوقل و حسبل و سبحل گفت بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله لا حول و لا قوه الا بالله حسبی الله سبحان الله جعفل گفت جعلنی الله فداک طلبق گفت اطال الله بقاءک مساه باو گفت مساک الله بالخیر یعنی دعا کرد شبش به خیر باشد و …

    فصل ۲ فعل غیر متصرف

    آنچه تاکنون گذشت درباره فعل متصرف بودو فعل متصرف فعلی است که ماضی مضارع و امر و تمام چهارده صیغه هر کدام از اینها را داشته باشد و فعلی را که چنین نباشد غیر متصرف گویند افعال غیر متصرف چهار دسته‌اند
    آنهایی که امر ندارند
    آنهایی که مضارع و امر ندارند
    آنهایی که مضارع ندارند
    آنهایی که ماضی و مضارع ندارند.
    افعال دسته اول عبارتند از زال یزال برح یبرح فتی‌ء یفتؤ انفک ینفک کاد یکاد اوشک یوشک طفق یطفق.
    چهار فعل اول بمعنی قطع شد می‌باشند و دائما با اداه نفی بکار برده می‌شوند و در نتیجه دوام و اتصال را می‌رسانند و دو فعل بعد بمعنی نزدیک شد است و فعل اخیر بمعنی شروع کرد می‌باشد.
    افعال دسته دوم عبارتند از تبارک مقدس و منزه است و این فعل فقط به خداوند متعال نسبت داده می‌شود خلا عدا حاشا این سه فعل در استثناء بکار برده می‌شوند شد سخت است طال دیر زمانی است کثر زیاد است قل نیست کم است لیس نیست دام دوام یافت
    این فعل همیشه بعد از مای وقتیه مصدریه قرار می‌گیرد عسی حری اخلولق این سه فعل بمعنی امید است می‌باشند انشا جعل اخذ علق این چهار فعل بمعنی شروع کرد می‌باشند کرب نزدیک شد بئس ساء این دو فعل بمعنی ناپسند است می‌باشند و به آنها فعل ذم می‌گویند نعم حب این دو فعل بمعنی پسندیده است می‌باشند و به آنها فعل مدح می‌گویند و صیغه‌های عقود مانند بعت و اشتریت و …
    افعال دسته سوم افعال دسته سوم عبارتند از افعل و افعل بعنوان دو وزن تعجب وزن اول همیشه بعد از مای استفهامیه و قبل از اسم منصوب قرار می‌گیرد و دومی قبل از باء جاره و اسم مجرور به آن دو وزن فوق را در ترکیبی که گذشت دو صیغه تعجب می‌گویند مثلا ما احسن زیدا یا احسن بزید یعنی چقدر زید نیکو است از حسن زید تعجب می‌کنم.
    تذکر عین الفعل صیغه اول تعجب اعلال و عین الفعل صیغه دوم اعلال و ادغام نمی‌شود می‌گوییم ما اقوم زیدا اقوم بزید و اعزز به.
    افعال دسته چهارم عبارتند از تعال بیا هات بیاور هاء بیاور هاء بگیر هی بشتاب هب فرض کن.
    تبصره فعل غیر متصرف مبدا اشتقاق مصدر ندارد

    منبع:قائمیه

       نظر مخاطبان                                  نظرشما چیست؟               در انتظار تایید:0

  • برچسب ها : , , , , , , , , , , ,
  •  

    رزرو هتل در مشهد

     

    آخرین اخبار