رزرو هتل در مشهد

 

  • تاریخ انتشار: یکشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۰۲:۰۷ | کد خبر : 27813
  • در سایه اخلاق و عرفان – قسمت۵

    مجموعه ای از دستور العمل های عرفانی و اخلاقی

    قسمت قبل را میتوانید در لینک زیر ببینید

    در سایه اخلاق و عرفان – قسمت۳

    تبیین تقوا

    تقوا: عبارت است از سر بر انجام دستورات خدا نهادن و از آنچه او نهی کرده است دوری گزیدن . بر این اساس است که همه نیکیها را در بر دارد .
    از امام صادق ((ع )) پرسیده شد: تقوا چیست ؟ ایشان فرمودند:
    ((ان لایفقدک حیث امرک و لایراک حیث نهاک ))
    هر جا خداوند تو را فرمان داده است حضور داشته باشی و در جائی که نهیت کرده دیده نشوی .
    بر تو باد ، برادرم (خدا تو را توفیق دهد) به مراعات این وصیت جامع و زینت دادن زندگی و رفتار خود بر اساس آن .
    از عمر کوتاه خود در دنیا ، که سرمایه زندگی آن سر او مایه خوشبختی جاودان و کرامت همیشگی است ، به نیکی بهره گیر .
    شگفتا! با این سرمایه ناچیز به چه سود بزرگی می توان دست یافت .
    آنان که در این معامله کوتاهی کرده و از سرمایه عمرشان بهره نگرفته اند . بهنگام دیدن جایگاه بلند سابقین و جلوداران در کسب فضیلت ها و مقام والای و اصلان بحق و نتایج تلاش کوشندگان در عبادت ، سخت پشیمان شده و بر کوتاهی کردن خود ، افسوس می خورند و حال آن که فرصت از دست رفته و جبران آن ناممکن است . اگر بدانی که بهای سعادت جاودانی آخرت چه چیز است و از سوی دیگر ، درباره قدر و ارزش آن سعادت و رستگاری بی پایان بیندیشی ، هرگز به خود اجازه نمی دهی با غفلت و سستی و تنبلی ، آن خوشبختی جاودانه از کفت برود و به حسرت فقدان آن دچار شوی . با دقت در این نکته ، حقایق زیادی برایت روشن خواهد شد . می دانیم که به چنگ آوردن سعادت جاودانی آخرت ، تنها در این عمر اندک دنیا میسور است . عمری که تازه آنان که آرزوی طولانی شدنش را دارند ، امید ندارند به صد سال برسد . در این عمر اندک ، مگر چقدر آن صرف اعمالی می شود که بهای زندگی جاودانی است ؟
    یک محاسبه ساده پاسخ این سؤ ال را روشن می کند: بخش مهمی از آن ، بناچار ، صرف خواب و استراحت می شود . بخش دیگر آن ، صرف ضروریات زندگی ، از قبیل کار و تحصیل معاش ، نظافت و . . . . می شود . مابقی عمر که صرف این عمر نمی شود (مشروط به این که مواظبت شود تا هرز نرود و در گناه مصرف نشود) ثمن و بهای خوشبختی جاوید است .
    حیات جاویدی که بقاء بدون فناء ، لذت بدون مشقت ، خوشحالی بدون ناراحتی ، بی نیازی بدون فقر ، کمال بی نقصان ، عزت بی ذلت و . . . است ؛ بالاخره هر چه مطلوب ومرغوب است ، بگونه ای که به هیچ وجه از آن ، اندکی کم نگردد و از نا محدوتیش کاسته نشود . به این مثال ، برای روشن شدن حقیقت امر توجه کنید: اگر فضای این جهان مادی ، از اعماق زمین تا آسمان ، پر از مورچه های ریزه (که گفته اند: وزن صدتای آنها به اندازه یک دانه جو است ) باشد و پرنده ای در هر صد سال ، بلکه در هر چند صد سال یکی از آنها را بخورد تا آنها تمام شود ، از نا محدود چیزی کاسته نشود؛ اساسا نمی شود بین محدود و نا محدود مقایسه کرد .
    بنابراین سزاوار است در مدت کوتاه عمر ، که با هر نفسی از آن گنج هایی بدست می آید و رسیدن به سعادت آن سرا ، جز در همین ایام کوتاه امکان پذیر نیست ، آستین همت را بالا زده و تمام توان خود را در جهت کسب سعادت جاودان بکارگیری . چقدر زشت است سستی و کوتاهی در بدست آوردن آن برای کسی که اعتقاد به وجود آخرت دارد ، اعتقادی که از ارکان ایمان است و هیچ مکلفی را گریزی از عقیده به آن نیست ؛ زیرا وجود جهان دیگر از اموری است که آیات و روایات بسیاری درباره آن وارد شده است و همه پیامبران الهی بر آن اتفاق کرده اند و در تمام ادیان و مذاهب بشری ، با وجود اختلاف در مرام ، بدان اذعان دارند . شگفتا! اهل دنیا را می بینیم که تمام توان خود را مصرف رسیدن به سود اندک ، کوتاه مدت و همراه با رنج و آلام کرده و در راه رسیدن به آن رنجها کشیده و سختیها را به جان می خرند واز بهره ها و سودهای خود برای رسیدن به آن می گذرند . در حالی که به این سود بدست آمده ، بر فرض سلامت آن از آفات ، نمی شود امید بست ؛که هیچ خردمندی به بقاء آن امید ندارد .
    بی شک ، دنبال این سعادت نرفتن و در تهیه مقدمات آن کوتاهی کردن ، بر خاسته از ضعف ایمان به آخرت است و گرنه عقل ناقص ، به انسان حکم می کند که برای رسیدن به این سعادت عظیم ، آستین همت بالا زند چه رسد به عقل کامل .
    بدان ! ضبط اوقات عمر و باروری لحظه های آن ، برای رسیدن به خوشبختی و سعادت جاودانه ، جز با مراعات ، پاسداری ، محاسبه ومراقبه نفس ممکن نیست .
    در صورت سستی و کوتاهی نفس ، در انجام وظایف ، باید آن را تنبیه کرد؛ به آنگونه که در مسائل مادی ، که سود آن نا چیز و از دست رفتن آن چندان زیانی ندارند ، با طرف معامله خود برخورد می کنی .
    همچنانکه یک تاجر ، از شریک خود کمک می گیرد و سرمایه خویش را برای تجارت به او می سپارد و پس از آن ، مراقبت و حسابگری از آن تاجر را سرلوحه کارخویش کرده و در صورت کوتاهی یا زیان ، او را سرزنش می کند ، عقل هم که تاجر راه آخرت است ، باید از (( نفس )) در این تجارت ، کمک بگیرد؛ تجارتی که سود آن تزکیه نفس است و تنها با پیراستن جان از بدیها و آراستن آن به نیکیها صورت می گیرد . چنانکه خداوند در قرآن می فرماید: ((قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها)) آن که جان خود را تزکیه کرد فلاح یابد و آن که به هوا آلوده گشت ، نابود گردد . بله ، خرد ، باید در این تجارت سترگ از نفس کمک بگیرد و از آن در آنچه مایه رفعت و کمال اوست بهره گیرد ، همانگونه که تاجر ، شریک را به منزله دشمنی در جدال می بیند و در طی چند مرحله با او برخورد می کند: (قرار داد ، نظارت ، محاسبه ، سرزنش و مجازات در صورت کوتاهی ) ، عقل انسان نیز باید نخست با نفس قرار داد بندد و وظایفی را بعهده او بگذارد و بر انجام آن وظایف پیمان بندد و راه رستگاری و فلاح را به او نشان دهد و پس از آن ، از نظارت و مراقبت بر نفس خویش غفلت نکند؛ زیرا کسی که نفس خویش را بخود وانهد ، ارمغانی جز خیانت و تباهی سرمایه ، از او نخواهد دید ، همانطور که غلام خائن ، وقتی مال را به او بسپاری و او را بخود واگذاری چنین کند . در مرحله بعد لازم است که از او حساب کشد و انجام وظایف و عمل به قراردادها را از او بخواهد . چون سود این تجارت ، بهشت برین و رسیدن به سدره المنتهی ، که مقام انبیاء و شهداست ، می باشد . و زیان آن ، (پناه بخدا) عذاب جهنم و همزبانی با فرعونها و بدبختهاست ؛ چون آن سرا را دو مقام بیش نیست : بهشت و یا جهنم . بهشت برای تقوا پیشگان آماده شده و جهنم برای آنان که در بهروری از استعداد و اوقات خویش ، کوتاهی کرده اند پس دقت و وسوسه در حساب کشی در این زمینه ، بسیار مهمتر از دقت در سود ، بهره های دنیائی است ؛ زیرا سود کوتاه مدت دنیا ، در قبال نعمت های جاودانه عقبی ، بسیار ناچیز است .
    در سود بی دوام خیری نیست ، بلکه شر زودگذر بهتر از سود گذراست . چه ، سختیهای زودگذر شادمانی در پی دارد و سودگذرا ، تاءسف و حسرت بدنبال دارد . به گفته شاعر:
    اشد الغم عندی فی سرور تیقن عنه صاحبه انتقالا
    نزد من ، سخت ترین اندوه خوشی ای است که صاحب آن یقین بزوالش دارد .
    بنابراین ، بر مؤ من دوراندیش است که از حسابگری و سخت گیری بر حرکات ، سکنات و لغزشهای نفس ، غفلت نورزد؛ زیرا هر نفسی از نفسهای عمر ، گوهر گرانبها و بی همتائی است که می توان با آن گنجی از گنجهای بی پایان آن سرا را خرید .
    سپری کردن این نفسها و لحظه های عمر ، بدون به چنگ آودن سود ، زیان دهشت انگیزی است که هیچ عاقلی به آن تن ندهد .
    در این راستا ، بایسته است که مؤ من به خدا و آخرت ، از پگاه ، پس از فراعت از انجام فریضه صبح ، همچون یک تاجر ، تا پایان روز ، بانفس خود برخورد کند . ساعتی با نفس خود خلوت کرده و او را چنین مخاطب قرار دهد:
    هان ای نفس ! مرا جز همین لحظه های زندگی زودگذر ، سرمایه ای نیست . هر نفسی که بگذرد ، بخشی از سرمایه جان من نابود شده و من از تجارت و سود نامید خواهم شد .
    بدان ! امروز روز جدیدی است که خدا با لطف و کرم خود به من مهلت داده است و اجل مرا به تاءخیر انداخته است . اگر جانم را می گرفت ، آرزو می کردم ، برای حتی یک روز ، به دنیا برگردم و به جبران خسارتها و انجام کارهای شایسته موفق شوم .
    چنین پندار که مرده ای و دوباره به دنیا باز گشته ای ، پس بترس و اندیشه کن از تضییع اوقات و از دست دادن لحظه های این روز؛ چه هر نفسی از نفسهای تو گنجی است بی پایان . آگاه باش ای نفس ، شب و روز را بیست و چهار ساعت است . در حدیث آمده است :
    ((در قیامت ، در برابر هر شبانه روز عمر انسان ، بیست و چهار صندوق لاک مهر شده در اختیارش قرار می گیرد و جلو او یک بیک گشوده می گردد . یکی را می گشایند پر از نور است ؛ زیرا این ساعتی است که در آن ساعت ، در دنیا ، اعمال نیک انجام داده است . با دیدن این انوار ، که پلکان قرب به فرمانروای جبار روز قیامت ؛ یعنی خدای متعال چنان بشارت ، خوشحالی و شادمانی به او روی می آورد که اگر این شادمانی و بشارت را بر اهل جهنم توزیع کنند ، بگونه ای واله و شیدای این نور می گردند که درد و رنج آتش جهنم را درک نمی کنند . چون صندوق دیگری را گشایند ، سیاه و تاریک باشد و بوی گند آن پخش گردد و تاریکی آن فراگیر شود ، این ساعتی است که در دنیا فرمان خدا را انجام نداده است . در اینجا چنان وحشت و ترس بر او رسد که اگر بر اهل بهشت تقسیم کنند ، عیش آنها را مکدر و شادیشان را به اندوه مبدل کند .
    صندوق دیگر را گشایند . تهی ، نه در آن مایه خوشبختی و خوشنودی است و نه مایه تیرگی و ظلمت ، این انعکاس ساعتهائی است که در آن بغیر ضرورت خوابیده است و یا در غفلت گدرانده و یا به امور مباح دنیا مشغول بوده است .
    در این حال ، بربهره نگرفتن از این ساعت ، حسرت و پشیمانی بر وی روی آورد ، همچون ندامت و غم کسی که فرصت بدست آوردن سود کلانی را داشت ؛ ولی بر اثر سهل انکاری و اهمال کاری ، از آن سود عظیم محروم شده است و او را جز حسرت و تاءسف چاره ای نیست . اینچنین ، کلیه صندوقهای اوقات عمر بشر بر او عرضه گردد))
    پس باید نفس را مورد خطاب قرار دهد و بگوید: در این چند روز جدید تلاش کن که صندوقهای اوقات عمر را آباد کنی و لحظه لحظه های آن را بارور سازی . مبادا ، ساعت های عمرت از گنجهائی که اسباب قرب و نزدیکی به خداوند است خالی باشد . به کسالت ، استراحت و ندامت طولانی همدم گرددی . اگر در بهشت هم مقام کنی ، بر محرومیت از مقامهای بالاتر حسرت خوری . گرچه درد این حسرت ، فراتر از درد آتش است ، ولی باز هم توان تحمل آن را نداری .
    بعضی از بزرگان درباره غبن و حسرت آخرت ، گفته اند:
    ((بر فرض این که فرد بدکار ، مورد عفو قرار گیرد ، با محرومیت از پاداش و مقام خوبان چه خواهد کرد . مگر نه این است که مقام خوبان را از دست داده است))
    خداوند متعال می فرماید:
    ((یوم یجعمکم لیوم الجمع ذلک التغابن))
    آنچه که گفته شده نخستین مقام و قرارداد بانفس است که مربوط به پیش از عمل است و به آن محاسبه گفته می شود .

    :: عضویت در سوپر گروه حامیان آیت الله رئیسی در تلگرام :: «کلیک کنید»

  • برچسب ها : , ,
  •    نظر مخاطبان                                  نظرشما چیست؟               در انتظار تایید:0

    آخرین اخبار