کد خبر : 30767
تاریخ انتشار : جمعه ۲۸ خرداد ۱۳۹۵ - ۲۱:۱۸
108 مشترک

کیانیان :دوبار دچار شوک شدم

“هر سال روز تولدم را فراموش مى‌کنم. شاید از بچگی عادت کرده‌ام! چون آن زمان کسی برای ما تولد نمی‌گرفت! بچه‌ها کنار هم بزرگ می‌شدند؛ گله‌وار! “با گفتن “گله‌وار” می‌خندد و این گونه است که رضا کیانیان همیشه روز تولدش را فراموش می‌کند و دیگران به یادش می‌اندازند که ۲۹ خرداد به دنیا آمده است!

به گزارش وعده صادق همسرش که همیشه از قبل این روز را به یاد دارد، با همراهی علی تنها فرزند این زوج جشن تولدی خانوادگی و دوستانه برگزار می‌کنند

در کنار یادآوری‌های خانوادگی ، یادآور‌ی‌های دیگری هم هستند؛ یادآوری‌هایی از جنس مطبوعات و آنچه در ادامه می‌خوانید، گپ و گفت دوستانه ما در سرویس سینما و تئاتر ایسنا با این هنرمند است.

رضا کیانیان اما از آن آدم‌هایی نیست که روز تولدش فکر و خیال‌های خیلی خاصی داشته باشد، در گذشته و آینده‌ غرق شود یا برای بشریت تصمیمات اساسی بگیرد! او روز تولدش به هیچ چیز خیلی خاصی فکر نمی‌کند.

” دروغ نگویم به هیچ چیزی فکر نمی‌کنم. البته همیشه خوشحال می‌شوم که شب تولدم تعدادی از دوستان و خانواده را می‌بینم اما واقعا به هیچ چیز خاصی فکر نمی‌کنم. در تمام این سال‌ها فقط دو بار در ۴۰ سالگی و ۶۰ سالگی‌ام دچار شوک شدم. وقتی ۴۰ ساله شدم، تصمیم گرفتم تا می‌توانم به خودم دروغ نگویم چون معمولا نمی‌شود به دیگران اصلا دروغ نگفت. مجبوریم در جامعه گاهی دروغ‌هایی بگوییم البته نه دروغ‌های خیلی اساسی بلکه دروغ‌های ریز و کوچک.

آن زمان فکر نمی‌کردم تصمیم خیلی سختی گرفته باشم اما دیدم خیلی مشکل است که آدم به خودش دروغ نگوید و خودش را بیهوده مبرا نکند. ۲۰ سال طول کشید تا توانستم این کار را انجام دهم. اما در ۶۰ سالگی هم دوباره دچار شوک شدم و این بار تصمیم گرفتم تا جایی که می‌توانم، به بقیه هم دروغ نگویم. امسال ۶۵ سالم می‌شود، زیاد هم فرقی نمی‌کند چون هیچ مشکلی با این موضوع ندارم. قبلا هم گفته‌ام نود و نه سالگی هم بمیرم، جوانمرگ شده‌ام!”

دوست داریم بدانیم اولین روزهای شصت و پنج سالگی‌اش را چگونه می‌گذارند با چه کارها و پروژ‌هایی که می‌گوید:“در این لحظه که با شما گفت‌وگو می‌کنم، نه سر فیلم هستم و نه سریال و نه قراری برای بازی در تئاتری دارم. اما حتما نمایشگاهی برپا می‌کنم. قرار بود این نمایشگاه را اردیبهشت برگزار کنم که به دلایلی نشد و تصمیم دارم آن را در زمان دیگری برگزار کنم. این روزها بیشتر با خودم در گیرم و کلنجار مى روم ، فکر می‌کنم، ورزش می‌کنم…”

 و بعد با خنده ادامه می‌دهد: “کار عجیبی نمی‌کنم. ما که پرورش چریکی انقلابی داشتیم، مدام فکر می‌کردیم نباید لحظه‌ای بیکار بمانیم. بیکار بودن انگار گناه بود. فکر می‌کردیم همیشه باید در تلاش باشیم. اما چند سال‌ پیش که خیلی خسته بودم و همه جهان برایم تنگ شده بود، با احساس گناه به همسرم گفتم دلم می‌خواهد هیچ کاری نکنم و او هم گفت خب هیچ کاری نکن! بعد پرسیدم مگر می‌شود هیچ کاری نکرد؟! اگر هیچ کاری نکنم، پس به چه درد دیگران می‌خورم؟! و او پاسخ داد مدتی فقط به درد خودت بخور! “

صحبت از تشابه فکری نسل‌ها که به میان می‌آید، ادامه می‌دهد: “حتى دهه شصتیها شبیه نسل من هستند اما دهه هفتادی‌ها کاملا فرق می‌کنند. آنها شیوه زندگى کاملا متفاوتى دارند. نسل ما با تصورى از آینده زنده بود. با تصور «دنیایى که باید باشد» زندگى مى‌کردیم. همه خوبى‌ها را در آینده‌اى رویایى و دور از دسترس مى‌خواستیم! مثل رفاه همگانى ، آزادى ، ریشه کن شدن بىکارى . خانه دار شدن همگانى و… اما دهه هفتادی‌ها همین حالا  و همین‌جا همه‌ى این چیزها را می‌خواهند. در دنیایى که هست!آدم اول باید به درد خودش بخورد تا بعد به درد دیگران هم بخورد.”  

و بعد با خنده و شگفتی میتینگ دهه هشتادی‌ها را یادآوری می‌کند: “ببینید دهه هشتادی‌ها چگونه در کورش میتینگ برگزار کردند! کاش بین آن‌ها شیرینى وگل پخش مى‌کردند و پایان سال تحصیلى را به آنها تبریک مىگفتند و از همهشان مىخواستند به خانه برگردند. “

انتهای پیام

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین اخبار

تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب