• تاریخ انتشار: شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۲۳:۴۸ | کد خبر : 33000
  • در ۱۴ تیر ماه ۶۱ هنگامی که چهار دیپلمات ایران راهی سفارت ایران در بیروت بودند در یک ایست بازرسی توسط گروه شبه نظامی مسیحی لبنانی[ فلانژها] ربوده شدند . برخی مقامات ایرانی من جمله رکن آبادی سفیر سابق ایران در لبنان همچنین سید حسن نصر الله ادعا کرده اند کهاین افراد زنده و در اسارت اسرائیل به سر می برند، ادعایی که توسط شاهدان عینی که در زندان های رژیم صهیونیستی بوده اند تأیید می شود.

    در ۱۴ تیر ماه ۶۱ هنگامی که چهار دیپلمات ایران راهی سفارت ایران در بیروت بودند در یک ایست بازرسی توسط گروه شبه نظامی مسیحی لبنانی[ فلانژها] ربوده شدند . برخی مقامات ایرانی من جمله رکن آبادی سفیر سابق ایران در لبنان همچنین سید حسن نصر الله ادعا کرده اند کهاین افراد زنده و در اسارت اسرائیل به سر می برند، ادعایی که توسط شاهدان عینی که در زندان های رژیم صهیونیستی بوده اند تأیید می شود.

    گوشه ای از زندگی نامه دیپلمات های ربوده شده

    تقی رستگار مقدم: وی مسئول آموزش و تاکتیک لشکر ۲۷ محمد رسول الله در جنگ هشت ساله بود . با پیروزی انقلاب برای مقابله با غائله کردستان راهی غرب کشور شد و همان جا با متوسلیان آشنا گشت.

    سید محسن موسوی: کاردار سفارت ایران درلبنان بود. و در ۱۵ سالگی موفق به اخذ دیپلم شد ولی فشار های ساواک باعث شد در سال ۱۳۵۶ به همراه همسر و برادر خود راهی آمریکا شود. با پیروزئ انقلاب وی در اردیبهشت ۱۳۵۸ به ایران بازگشت و در حراست فرودگاه مشغول به کار شد. وی در همان سال تحت پوشش یک گروه دانشجویی به دعوت شیعیان لبنان و دکتر چمران و بنا به دستور امام راهی لبنان شد. او در سال ۵۹ کاردار سفارت ایران در لبنان شد. موسوی در لبنان ۱۱ بار مورد سوء قصد قرار گرفت.

    احمد متوسلیان یزدی: فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول الله در جنگ هشت ساله بود . وی که از فعالان سیاسی دوران انقلاب بود در سال ۵۴ توسط اکیپی از کمیته مشترک ضد خرابکاری ساواک دستگیر و به مدت پنج ماه روانه زندان فلک الافلاک شد و پس از آزادی ، هنگام قیام های خونین قم و تبریز نقش رابط تظاهرات در محلات جنوبی تهران را ایفا می کرد. او در سال ۶۰ مامور فرماندهی تیپ محمد رسول الله گشت. حاج احمد در اواخر خرداد سال ۶۱ در مأموریتی به همراه هیأتی رسمی از مسئولین سیاسی – نظامی ایران به سوریه رفت تا راهای کمک به مردم لبنان را بررسی کند.

    حال مسئله این است که تا کنون چه اقداماتی در راستای ازاد سازی این افراد صورت گرفته است. به نقل از رسالتمریم مجتهدزاده لاریجانی ، همسر و سیدمحسن موسوی در این رابطه گفت:

    قبلا کمیته‌ای برای پیگیری موضوع تشکیل شده بود. زمانی که شهید رکن‌آبادی سفیر لبنان بود، این کمیته فعال شد، فراخوانی داده بودند. یکسری افرادی که آنها را در زندان‌های رژیم صهیونیستی دیده بودند، در دادگاهی صحبت‌هایشان تایید شد تا بعدا بتوانند از آن در مجامع بین‌المللی استفاده کنند. نامه‌ای هم به “بان کی مون” نوشته شد و پرونده‌ای در سازمان ملل برای پیگیری باز شد. یک کمیته حقوقی هم تشکیل شد تا قضیه را به طور جدی پیگیری کند. همیشه مسئله چهار دیپلمات ربوده شده مورد پیگیری بوده است. الان هم سفارت جمهوری اسلامی ایران در لبنان، پیگیری‌هایی دارد. همه به این موضوع اهتمام جدی دارند. رژیم صهیونیستی به هیچ قانونی پایبند نیست و هیچ تعهدی را در قبال انسان‌ها به عهده نمی‌گیرد. متاسفانه سازمان‌های بین‌المللی هم استاندارد دوگانه‌ای در قبال دیپلمات‌های ما داشتند. ما می‌بینیم زمانی که در لبنان یکسری از افراد به اسارت گرفته می‌شوند، تمام مجامع بین‌المللی وارد قضیه می‌شوند و تلاش می‌کنند که معمولا هم منجر به آزادی گروگان‌ها می‌شود اما عزیزان ما با اینکه اولین قربانیان گروگانگیری در لبنان بودند، متاسفانه بعد از ۳۴ سال هیچ سازمان و گروهی از مجامع بین المللی به طور جدی در این موضوع وارد نشده است.

    آخرین خبر این است که دیپلمات‌های ایرانی زنده‌اند و در زندان‌های رژیم صهیونیستی نگهداری می‌شوند. تاکنون هر شخصی که دلایلی برای زنده بودن آنها ارائه نموده، بلافاصله بعد از آن، ترور شده است! ما ملاقاتی با “ایلی حبیقه” داشتیم که رهبر فالانژهای لبنان در زمان اسارت دیپلماتها بوده است. او گفت: آنها زنده هستند و در یک زندانی به نام “عتلیت” نگهداری می‌شوند. اگر شما از آن زندان بازدید کنید، آثاری که روی دیوار کنده شده به شما حقایقی را نشان می‌دهد. پسرم رفت و داخل آن زندان شد. البته زندان متروکه شده بود. یک کلمه یازهرا بر دیوار بود که “ها” زهرا مدل فارسی و ایرانی نوشته شده بود. معلوم بود که یک ایرانی آن را نوشته است. بعد از آن “ایلی حبیقه” کشته شد!

    خیلی از افراد گفته‌اند که آنها را در زندان‌ها دیده‌اند. آمریکایی‌ها در جریان آزادسازی گروگان‌های غربی طی گزارشی که به ایران داده بودند، نوشتند: می‌گویند که اینها کشته شده‌اند ولی در مورد زمان کشته شدن تناقض‌هایی وجود دارد. یک گزارشی داریم که همان روز کشته شده‌اند، گزارش دیگری حاکی از آن است که دو سال بعد کشته شدند و گزارشی هست که نشان می‌دهد چهار سال بعد به شهادت رسیدند. این موضوع نشان می‌دهد که آنها در حال سناریوسازی هستند! وقتی تناقض مطرح می‌شود یعنی قصد در پنهان کردن حقایق هست. وقتی که با “سمیر جع‌جع” دیداری داشتیم گفت: آنها را همان روز کشتند. بعد گفت: “آنها آدم‌های با شخصیتی بودند، هر روز دعاهایی می‌خواندند که منتسب به امامان شیعه بود.” (سیدمحسن موسوی هر روز دعای توسل می‌خواند) بعد گفتند: آنها را کشته‌اند و در چاهی انداخته‌اند. گفتیم: اگر در چاه هم باشند می‌توان از بقایا و “دی ان ای” تشخیص داد! بعد گفتند: اصلا در بیابان بوده است! کاملا مشخص است که آنها زنده هستند. هر دفعه به شکل متفاوتی مسئله را بیان می‌کنند که دلالت بر این دارد که دیپلمات‌ها زنده هستند.

    خواسته‌شان چیست که در طی ۳۴ سال قصد پنهان سازی حقیقت را دارند و ضد و نقیض‌گویی می‌کنند؟
    هواپیمای یک اسرائیلی به نام “ران آراد” در حال بمباران مناطق لبنان ساقط می‌شود و آنها دنبال این هستند که چهار دیپلمات ما را با او معاوضه کنند! اولا ماهیت آنها کاملا متفاوت است. او فردی بوده در حال بمباران مناطق لبنان و اینها چهار دیپلماتی بودند که برای کمک به مردم لبنان رفته بودند. همسر من هم که ماموریت داشته و مسئول سفارت ایران بوده است. بین اینها فرق خیلی زیادی است. از سوی دیگر هیچکس از او خبری ندارد! اینکه او را در مقابل این چهار دیپلمات قرار می‌دهند، دلیل بر این است که آنها یک برگ برنده‌ای را به عنوان چهار دیپلمات زنده در زندان‌‌های خودشان دارند که بحث معاوضه را مطرح می‌کنند. این در حالی است که هیچ اطلاعی هم از “ران آراد” در اختیار نیست که بخواهد معاوضه‌ای بشود! یک فردی هم که آمد ادعا کرد که در زندان‌های رژیم صهیونیستی مسئول دادن غذا بوده، مطرح کرد که افرادی را دیده است و وقتی پلیس لبنان یکسری عکس به او نشان داد، عکس سیدمحسن موسوی را نشان داده و گفته که می‌آید و از او غذا می‌گیرد. از این موارد زیاد است. البته هر نوع فعالیتی هم انجام می‌شود ولی من نمی‌دانم که چرا به نتیجه‌ای نمی‌رسد! شاید اوایل که آنها را گرفته بودند باید قضیه به شکل جدی پیگیری می‌شد، شاید آن موقع کوتاهی‌هایی واقع شده که سرنوشت اینها را با پرده‌ای از ابهام مواجه کرده است.

    راهی که آنها رفتند مقدس بوده و آنها آگاهانه در این راه قدم برداشتند. این طور نبوده که راهی را می‌رفتند و تصادفا به دست دشمن اسیر شدند، این طور نیست! آنها آگاهانه می‌دانستند که احتمال اسارت و شهادت برایشان وجود دارد ولی بنابر ضرورت و احساس تکلیفی که می‌کردند، در این مسیر گام برداشتند. تاکنون، نه جنازه‌ای و نه جسدی نبوده است. حتی خبری هم که در مورد شهادت آنها می‌دهند سراسر تناقض و تضاد است پس معلوم است که ساختگی است. ما وظیفه داریم تا زمانی که اجساد مطهرشان برنگشته، قضیه آنها را پیگیری کنیم. تمام دستگاه های سیاسی، تبلیغی در این خصوص تکلیف دارند. اینها تنها افرادی هستند که در دست رژیم صهیونیستی اسیر هستند. آنها نماد مبارزه با رژیم صهیونیستی هستند، به هر حال باید وضعیتشان روشن بشود! همه باید روحیه مطالبه‌گری در مورد آنها را در همه مجامع بین‌المللی داشته باشند! هر جایی سخنرانی می‌شود باید این مسئله را به عنوان موضوعی که مورد مطالبه مردم و نظام است، مطرح کنند و همیشه به عنوان یک مطلب دسته اول باشد. به نظر من، این قضیه ملی است، من این مطلب را به عنوان یک “همسر” نمی‌گویم. وقتی که روز آزادسازی خرمشهر (سوم خردادماه) وزیر محترم دفاع مطرح کرد که دیپلمات‌ها زنده هستند و آقای رضایی هم بر این مطلب تاکید کرد، دیدیم که در شبکه‌های مجازی مردم برای آزادی آنهاد دعا کردند و کامنت گذاشتند و ابراز احساسات کردند. این مسئله نشان می‌دهد که مردم ایران برای قهرمانانشان ارزش قائل هستند.  همین مطلب می‌تواند تاکیدی باشد که مسئولین به طور جدی موضوع را پیگیری کنند و در مجامع بین المللی مورد مطالبه قرار بدهند! نباید این مسئله فراموش بشود چون حائز اهمیت است. خواست ما هم این است که به آن به عنوان یک پروژه ملی نگاه کنند. آنها در راستای ماموریت و هدفشان رفتند. دشمن نباید فکر کند که ما به سادگی از گروگانگیری و زندانی کردن اتباع‌مان می‌گذریم!

       نظر مخاطبان                                  نظرشما چیست؟               در انتظار تایید:0

  • برچسب ها : , , ,
  •  

    رزرو هتل در مشهد

     

    آخرین اخبار