رزرو هتل در مشهد

 

  • تاریخ انتشار: یکشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۴۷ | کد خبر : 36257
  • بازی دو سر بُرد پاکستان با مرگ و زندگی طالبان؛ «صلح» تنها مقوله فراموش‌شده

    به گزارش وعده صادق، اوایل تیرماه ۱۳۹۵ ملیحه لودهی نماینده پاکستان در سازمان ملل در اظهاراتی قابل توجه ضمن اعتراض به حمله پهپادهای آمریکایی به هدفی در خاک پاکستان که منجر به کشته شدن ملا اختر منصور رهبر طالبان شد، پرسید: آیا جامعه بین الملل در افغانستان به دنبال صلح از طریق مذاکره است یا راه حل نظامی؟

    نماینده پاکستان در سازمان ملل افزود: تاکید جامعه جهانی درخصوص ایجاد صلح در افغانستان از طریق مذاکره و در خواست‌های مکرر اشرف غنی رییس جمهور افغانستان باعث شد تا اسلام آباد موافقت کند برای اولین بار دولت افغانستان و نمایندگان طالبان مستقیم با یکدیگر مذاکره کنند.

    مذاکرات مستقیم نمایندگان طالبان با دولت کابل اواسط سال گذشته میلادی در منطقه مری نزدیک اسلام آباد صورت گرفت.

    وی افزود که این تلاش‌ها مورد استقبال جامعه جهانی قرار گرفت اما پهپادهای آمریکایی با هدف قرار دادن خودروی رهبر طالبان در ۲۱ می سال جاری که باعث کشته شدن ملا اختر منصور شد، این تلاش‌ها را تضعیف کرد.

    لودهی گفت که این اقدام آمریکا از یک سو ضربه ای به روند تلاشهای صلح افغانستان وارد کرد و از سوی دیگر بر پیچیدگی‌های درگیری‌ها در افغانستان افزود.

    سخنان لودهی اشاره‌ای غیر مستقیم به افزایش حملات پهپادهای آمریکایی در افغانستان هم داشت.

    وی بدون اشاره مستقیم به این تغییر وضعیت و حضور مستقیم آمریکایی‌ها در اقدامات نظامی علیه نیروهای طالبان و دیگر مخالفان دولت کابل گفت: حمله پهپادها بر خلاف حقوق انسانی است و موجب افزایش خشونت و تروریسم می‌شود.

    لودهی با محکوم کردن استفاده از پهپادها برای تأمین اهداف نظامی، از اعضای سازمان ملل متحد خواست به این موضوع توجه کنند که حملات پهپادی علیه شبه‌ نظامیان بی‌فایده است و تعداد قربانیان عادی را افزایش می‌دهد.

    وی افزود: حملات پهپادها نتایج منفی به دنبال دارد و باعث افزایش خشونت می‌شود و خواستار اقدام به موقع سازمان ملل متحد برای توقف حمله پهپادها شد.

    چودهری نثارعلی‌خان وزیر کشور پاکستان هم در این زمینه گفت: اقدام پهپادهای آمریکایی برای کشتن رهبر طالبان موجب توقف مذاکرات صلح شده و امنیت منطقه را به چالش کشیده است.

    پاکستان، حامی یا دشمن طالبان

    از همان زمان که گفت‌وگوهای صلح در حال انجام بود، پاکستان متهم به تلاش برای استفاده از نفوذ خود بر طالبان و جدی  نبودن در کشاندن آنها پای میز مذاکره شد.

    اما پاکستان همواره این اتهام و همچنین داشتن هرگونه نفوذ برای تاثیر گذاری بر طالبان را رد می‌کرد تا اینکه سرتاج عزیز در اقدامی تقریبا بی سابقه به حضور رهبران طالبان در پاکستان اعتراف و با اشاره به خدماتی که دولت پاکستان به آنها می‌دهد، اعلام کرد که تمام تلاشش را برای فشار به طالبان و آوردن آنها به میز مذاکره  انجام خواهد داد.

    این اظهارات در مقطعی باعث امیدواری برخی حاضران در گفتگوهای صلح شد و برخی ناظران نیز به این باور رسیدند که پاکستان برای رهایی از فشارهای کشورهای دخیل در مذاکرات، حداقل بخشی از طالبان را پای میز مذاکره خواهد آورد.

    در کشاکش همین تحلیل‌ها بود که ملا اختر منصور در خاک پاکستان و توسط  پهپادهای آمریکایی هدف قرار گرفت و کشته شد.

    گرچه بسیاری بر این باورند که این اقدامی هماهنگ میان آمریکا و پاکستان بوده است، اما حتی اگر چنین هم نبوده، پاکستان بهره خود را از آن برد. نخستین بهره پاکستان، رها شدن از فشار فراوان برای  آوردن طالبان به مذاکرات صلح بود که اینک با به قتل رسیدن ملا اختر منصور، دیگر معنایی نداشت.

    اتفاق دیگری که در فضای امنیتی افغانستان افتاد ورود دوباره آمریکایی ها به عملیات نظامی مستقل علیه شبه نظامیان مخالف دولت افغانستان، بدون نیاز به اعلام قبلی بود.

    با کنار هم گذاشتن این مسائل در می‌یابیم که در شرایط جدید، اکنون این پاکستان است که آمریکا را متهم می‌کند که با دست زدن به حملات توسط پهپادها که باعث کشتار غیر نظامیان می‌شود، علاوه بر تضعیف روند صلح در افغانستان باعث به چالش کشیده شدن امنیت منطقه هم شده است.

    تا اینجای کار، جای طلبکار و بدهکار عوض شده و پاکستانی‌ها که همواره مورد مواخذه قدرت‌های خارجی دخیل در افغانستان بوده‌اند، اینک در موضعی متفاوت به جای تعهد به آوردن طالبان به میز مذاکره، اعلام می کنند که خود آمریکایی‌ها این روند را تخریب کرده‌اند.

    در عرف روابط پاکستان و آمریکا، این روندی است که اسلام‌آباد بارها به کار گرفته تا واشنگتن را متوجه کند که نمی‌تواند هر رفتاری می‌خواهد با پاکستان بکند.

    در راستای همین سیاست پاکستان، شاهد راه افتادن تظاهرات دوباره کمیته دفاع پاکستان که عمدتا از گروه‌های اسلام گرا و بعضا غیر قانونی تشکیل شده‌اند، هستیم تا به اعتراضات به حملات پهپادی، دامن بزنند و بر طلبکاری پاکستان از آمریکا بیفزایند.

    اما اینها  پایان کار نیست. به نظر می‌رسد پاکستانی ها با بهره‌گیری از فضای بوجود آمده بعد از کشته شدن ملا اختر منصور، شرایط را برای تداوم و تقویت سیاست گذشته خود یعنی ایجاد ناامنی در افغانستان و حرکت در جهت رسیدن به آنچه در این کشور می‌خواهند، یعنی  کسب امتیاز از دولت کابل و حامیانش، مناسب دیده‌اند.

    معرفی رهبر جدید طالبان هم نتیجه ای جز افزایش خشونت‌ها و انجام حملات متعدد و گروگان‌گیری‌ها ونظایر آن، نداشت. البته این هم امر غریبی نبود. پیش از آن هم ملا اختر منصور در ابتدای حضورش در راس قدرت در گروه طالبان، حملات شدیدی را سازماندهی کرد که  اوجش سقوط قندوز بود.

    ظاهرا هر رهبر جدید طالبان برای اثبات توانمندی‌اش، همین روش را در پیش می‌گیرد. این خشونت‌ها باعث شد نیکلاس هیسم، نماینده ویژه سازمان ملل متحد برای افغانستان اوایل تیرماه ۹۵ بگوید به دنبال یک رشته از حملات علیه غیرنظامیان در افغانستان بویژه در طول چند ماه گذشته خشونت‌ها در این کشور ممکن است افزایش یابد.

    او در سخنانی در شورای امنیت سازمان ملل متحد گفت: وضعیت در جبهه‌های نبرد دست بدست می‌شود و هیچ یک از طرف‌های درگیر قادر به تفوق کامل بر دیگری نیستند.

    این در حالی است که نیروهای ماموریت حمایت قاطع که تحت فرماندهی ناتو در افغانستان حضور دارند، پس از کشته شدن ملا اختر محمد منصور، رهبر سابق گروه طالبان گفته بودند که این اقدام باعث ایجاد بی‌ثباتی در این گروه خواهد شد.

    رونالد فلیسویگ، از سخنگویان ناتو در کابل در تاریخ ۶-۳-۹۵ گفته بود که این تصور نادرست است که مرگ رهبر پیشین طالبان، به تقویت اتحاد شورشیان خواهد انجامید و اوضاع امنیتی افغانستان را بدتر از قبل خواهد کرد.

    این اظهارات نشان می دهد که غربی‌ها هنوز هم درک درستی از مناسبات درونی گروه طالبان ندارند و از نقش پاکستان در این گروه که می‌تواند در چنین مواقعی باعث حفظ انسجام و مقابله با آسیب‌ها، در این گروه شود هم ارزیابی دقیقی ندارند.

    کمک دولت پاکستان به حامیان طالبان

    اقدام معنا دار دیگر پاکستانی‌ها، اتخاذ سیاستی معنادار نسبت به  گروه‌هایی بود که پیوند آشکار با طالبان دارند و نمونه بارز آن تصویب اعطای کمک سه میلیون دلاری به مدرسه دارالعلوم حقانیه بود. مدرسه ای که رئیس آن – مولوی سمیع الحق-  به پدر معنوی طالبان شهرت دارد و بسیاری از فرماندهان طالبان در این مدرسه درس خوانده‌اند و شاگردان  این مدرسه که در هر دوره بالغ بر  ۴۰۰۰ نفر هستند، سهم بسزایی در تقویت نیروی انسانی طالبان داشته اند.

    دولت ایالتی پاکستان مبلغ ۳ میلیون دلار را برای این مدرسه تخصیص داده که باعت اعتراضات فراوانی شده است. البته یکی از وزیران حکومتی ایالت خیبرپختونخواه، هدف اختصاص این پول را برای این مدرسه، آوردن این مرکز زیر چتر نظام آموزشی رسمی پاکستان اعلام کرد ولی بدیهی است که اصل قضیه چیز دیگری می‌باشد.

    حضور عمران‌خان، در راس حزب حاکم بر ایالت خیبر پختونخواه، که نزدیک بودن وی به ارتش برای همگان آشکار است، می تواند نشانه‌ای از دخیل بودن ارتش در این کمک باشد  که در راستای کمک غیر مستقیم به طالبان معنا می‌شود.

    رهبر جدید طالبان هم بر طبل جنگ کوبید

    در اقدامی دیگر که روند دور شدن از صلح را نشان می‌دهد،  هبت الله آخند زاده، رهبر جدید طالبان در نخستین پیامش پس از انتصاب به عنوان رهبر طالبان از آمریکا خواست  به  آنچه اشغال افغانستان می‌نامید، پایان دهد. در این پیام، خطاب به آمریکا آمده است: به جای استفاده بیهوده از زور، واقعیت‌ها را بپذیرید و به اشغال پایان دهید.

    البته رهبر طالبان علاوه بر لزوم مبارزه با آمریکا نیاز به راهکار سیاسی را نیز مورد توجه قرار داده و گفته است : از یک سو جهاد واجب است و از سوی دیگر برای خاتمه اشغال، بازگشت استقلال و یکپارچگی کشور و ایجاد نظام مقدس اسلامی، به راهکار واضح سیاسی نیاز است که از سوی دفتر سیاسی این گروه تشریح شده‌ است.

    اما آخند زاده توضیح نداده که چه راهکار سیاسی را پیشنهاد می‌کند و به مبهم‌گویی در این رابطه پرداخته درحالی که در مورد لزوم خروج آمریکایی‌ها از افغانستان با شفافیت کامل سخن گفته است.

    رهبرگروه طالبان در پیام خود به کشورهای منطقه و همسایه افغانستان هم گفته است: اشغال افغانستان توسط آمریکایی‌ها و موجودیت آمریکایی‌ها در اینجا منافع مشترک ما و شما را تهدید می‌کند. آمریکا در اینجا به آتش فتنه دامن زده و با گسترش تلاش‌های اطلاعاتی و نظامی خود،  تمام منطقه را بی‌ثبات می‌سازد.

    هبت‌الله آخندزاده از این کشورها خواسته که با طالبان همنوا شوند یا حد‌اقل از اقداماتی که سبب طولانی شدن موجودیت آمریکایی‌ها درمنطقه می‌شود خودداری کنند.

    کشور همسایه ای که مخاطب هبت الله آخند زاده در این پیام بوده، یقینا پاکستان است ولی  این پیام هم  تبدیل به دستاویزی برای اسلام‌آباد خواهد شد تا به آمریکایی‌ها نشان دهد که اقداماتشان تا چه حد طالبان را از صلح دور کرده است.

    حکمتیار هم از خیر صلح با دولت گذشت

    مورد دیگری که در فضای جدید امنیتی افغانستان اتفاق افتاد، پشت کردن ناگهانی حکمتیار به مذاکرات صلح بود که برای آگاهان سیاسی افغانستانی ، موجب شگفتی شد.

    در شرایطی که دولت وحدت ملی امتیازات قابل توجهی به حکمتیار داده بود این حزب با طرح مسائلی جدید، شاید تحت تاثیر هدایتی احتمالی که از سوی پاکستان، بزرگترین حامی مالی و سرزمینی این حزب رسیده،  مذاکرات صلح با دولت وحدت ملی را رها کرد.

    اگر این فرضیه درست باشد، شاید پاکستان خواسته به حاکمان کابل این پیام را بدهد که اجازه رسیدن به هیچ توفیقی را  در مسیر صلح و ثبات نخواهد داد که منجر به تقویت جایگاه سیاسی دولت وحدت ملی شود.

    همه اینها بیانگر آن است که پاکستان صلحی را که کشورهای مذاکره کننده به دنبال آن بوده و هستند، دارای قابلیت  تامین منافع خود نمی بیند و لذا انگیزه‌ای برای تداوم این مذاکرات به شکلی که آمریکا و دیگران می‌خواهند، ندارد.

    حال که دو اقدام آمریکا یعنی کشتن اختر منصور و آغاز مجدد حملات مستقل نظامی آمریکا در افغانستان، بهانه لازم را در اختیار قرار داده، پاکستان همان سیاست سنتی حمایت از طالبان و گروه‌های مسلح دیگر را در افغانستان ادامه می‌دهد تا از این طریق هم بر آمریکا و هم بر افغانستان فشار وارد کند.

    سوی دیگر معادله چیست ؟

    اما در سوی دیگر این معادله، افغانستان از آمریکا به‌عنوان متحدی استراتژیک توقع دارد که بر پاکستان فشار بیاورد و به تعهد خود در پیمان استراتژیک با افغانستان عمل کند.

    مشکلات متعدد سیاسی ، امنیتی ، اقتصادی و … دامنگیر دولت وحدت ملی است و این دولت مهمترین گریزگاه خود را کمک‌های خارجی می‌داند. این درست است که کمک‌های خارجی برای دولت افغانستان در نبرد با طالبان تعیین کننده است ولی این همه چیز نیست و راه حل هم در دست خارجی‌ها نیست چرا که اگر بود در اوج حضور و قدرتشان، این راه حل را مطرح می‌کردند.

    به هر حال این امیدواری‌ها همچنان ادامه دارد. سایت فارسی رادیو فرانسه در تاریخ ۱۶/۴/۹۵ گزارش داد باراک اوباما که در سال ٢٠٠٨ برای پایان دادن به جنگ‌های عراق و افغانستان به قدرت رسید می‌گوید: طالبان هنوز هم یک تهدید هستند؛ هنوز هم نیروهای نظامی افغانستان آنچنان که باید قوی نشده‌اند. به گفته باراک اوباما، تعداد ٨ هزار و ۴٠٠ نفر سرباز آمریکایی، تا پایان دورۀ ریاست جمهوری‌ وی در افغانستان باقی خواهند ماند.

    اشرف غنی از این سخنان اوباما استقبال کرده و با صحبت از دشمن مشترک، این عمل رئیس جمهوری آمریکا را دال بر همکاری نیرومند میان دو کشور دانسته است اما طالبان این حرف اوباما را به تمسخر گرفته و در توییتر خود اعلام کرده‌اند: آمریکا که با ١٠٠ هزار سرباز و همکاری ۴٩ کشور دیگر نتوانست کاری بکند، با این ٨ هزار و ۴٠٠ نفر هم نخواهد توانست.

     برنامه خروج نیروهای آمریکایی که در آغاز برای سال ٢٠١۴ در نظر گرفته شده بود، بارها به تأخیر افتاد؛ این نیروها در اصل تنها برای مشورت و همکاری با نیروهای افغانستانی حضور دارند، ولی در آغاز ماه ژوئن دولت آمریکا برای کمک به دولت افغانستان، تصمیم گرفت به آنان اجازه بدهد در جنگ هم شرکت کنند.

     زلمی خلیل‌زاد سیاستمدار افغانستانی، آمریکایی –  و سفیر پیشین آمریکا در افغانستان گفت: زمان آن فرار رسیده که آمریکا راهبرد جدیدی را برای انزوای کامل پاکستان در پیش گیرد. وی گفت: پاکستان باید تاوان سیاست‌های خصمانه‌اش در افغانستان را بدهد و این زمانی به وقوع می‌پیوندد که واشنگتن یک راهبرد جدید را برای انزوای کلی پاکستان روی دست گیرد و این کشور را مانند کره شمالی به حاشیه براند.

    خلیل‌زاد اظهار داشت: پس از حمله پهپادهای آمریکا و کشته شدن «ملا اخترمنصور» رهبر طالبان، اکنون زمان آن فرارسیده که واشنگتن فشارهایش را بر پاکستان افزایش دهد و تمام کمک‌های نظامی و غیرنظامی به این کشور را به حالت تعویق درآورد.

    خلیل‌زاد که نقش مهمی در سیاست‌های آمریکا نسبت به افغانستان، پاکستان و عراق بعد از ۱۱ سپتامبر بازی می‌کند، از صندوق بین‌المللی پول خواست تا دیگر به اسلام‌آباد کمک مالی نکند. وی تاکید کرد: پاکستان با دریافت حمایت‌های هنگفت مالی و نظامی آمریکا، هنوز هم گروه‌های تروریستی از جمله شبکه‌ حقانی را در افغانستان حمایت مالی می‌کند.

    این دیپلمات آمریکایی گفت: پاکستان صاحب‌خانه است و طالبان در خانه‌ای زندگی می‌کنند که مالک آن اسلام‌آباد می‌باشد.

    خلیل‌زاد گفت: این قدرت بیشتری به طالبان می‌دهد و در واقع رابطه‌ای قوی‌تر از یک مستاجر و صاحب‌خانه بین این گروه و پاکستان وجود دارد و می‌توان گفت اسلام‌آباد حامی مالی طالبان است.

    اینکه  این سخنان خلیل زاد بیشتر از هویت آمریکایی وی نشات گرفته یا هویت افغانستانی وی، مهم نیست ولی آنچه مسلم است نیازهای آمریکا به پاکستان تا کنون مانع از اتخاذ چنین مواضع صریحی از سوی مقامات اجرایی آمریکایی شده است و بیان آن توسط خلیل زاد می تواند بیشتر نشات گرفته از صبغه افغانستانی وی باشد.

    در جریان درگیری های تورخم هم برخی مقامات افغانستان خواهان اقدام جدی آمریکا علیه پاکستان، با توجه به پیمان نظامی با افغانستان بودند. هر چه باشد طرف‌های افغانستانی از حضور جدی تر آمریکا در عرصه مبارزه با طالبان خشنودند و آن را امتیازی برای خود می‌دانند.

    آنها همچنین توانسته اند نظر برخی طرف‌های دیگر را نیز به دست بیاورند که مهمترین تحول در این رابطه ورود چین به عرصه کمک نظامی به افغانستان است. چین که یک ضلع مهم مذاکرات صلح بود ، اعطای کمک‌های نظامی خود به افغانستان  را آغاز کرد.

    در تاریخ ۱۳-۴-۹۵ نخستین محموله کمک‌های نظامی چین به کابل رسیده و حنیف اتمر، مشاور امنیت ملی رئیس جمهوری افغانستان، گفته که این کمک‌ها حامل پیام مهمی برای مبارزه با تروریسم است.

    برابر همین گزارش آقای اتمر هنگام تحویل‌گرفتن این کمک‌ها در فرودگاه کابل گفته است  که این محموله شامل سلاح، مهمات و وسایل حمل و نقل و تدارکاتی می‌شود که ارزش آن به میلیون‌ها دلار می‌رسد ولی به دلیل محرمانه بودن این اقلام وی نمی‌تواند جزئیات بیشتری دربارۀ این کمک‌ها ارائه کند.

    اتمر ضمن توصیف این کمک‌ها به عنوان آغاز فصل جدیدی در روابط چین و افغانستان، گفت که این کمک‌ها بیانگر شکل گرفتن همبستگی منطقه‌ای در امر مبارزه با تروریسم است. یائو جینگ، سفیر چین در افغانستان، هم گفت که این کمک نظامی به افغانستان آغاز کمک‌های مداوم کشورش به این کشور جنگ‌زده و درگیر مبارزه با تروریسم است

    وی افزود: کشورش توانایی زیادی برای کمک به ارتش افغانستان دارد تا این کشور بتواند قابلیت‌های دفاعی خود را افزایش دهد. سفیر چین در افغانستان اما تأکید کرد که کشورش هیچ‌گونه جاه‌طلبی ندارد و تنها به دنبال کمک به تأمین امنیت است. روز ۱۰ اسفند ۹۴ فانگ فونگ‌هوی، رئیس ستاد ارتش چین، در سفری به کابل، اعلام کرده بود که کشورش کمک نظامی به ارزش ۷۳ میلیون دلار در اختیار دولت افغانستان قرار خواهد داد.

    بروز مجدد شکاف‌ بین مذاکره کنندگان صلح

    این تحولات نشان دهنده بروز مجدد شکاف‌ها  بین مذاکره کنندگان صلح است ، شکافی که به نظر می‌آید این بار به نفع پاکستان نیست. بازگشت آمریکا به عملیات مستقیم نظامی در افغانستان معادلات را به نفع دولت افغانستان تغییر و طالبان مورد حمایت پاکستان را بیشتر تحت فشار قرار می‌دهد  و  حضور چین که متحد استراتژیک پاکستان است در نقش کمک کننده به دولت افغانستان ، قطعا برای پاکستان دردآور است.

    اما به نظر می آید که همه طرف‌ها از این نکته غفلت کرده‌اند که با وضعیت کنونی و معادلات موجود در صحنه افغانستان، هیچ طرفی نمی‌تواند برنده قطعی باشد و روی آوری مجدد به نظامی‌گری و خشونت، تنها به تداوم رنج ملت افغانستان منجر خواهد شد.

    البته این امر برای پاکستان از یک سو و آمریکا از سوی دیگر چندان اهمیتی ندارد و هر یک از این دو در ناامنی‌های افغانستان منافعی را برای خود متصور می بینند. پاکستان ناتوان از تحمیل خواسته‌اش به افغانستان، فعلا جلوی ایجاد دولتی پایدار را در افغانستان می‌گیرد و به امید آینده می‌ماند و آمریکا که بیش از هرچیز به تداوم حضورش در منطقه فکر می‌کند، در این ناامنی ها، سود سرشاری را برای خود می بیند که تداوم حضورنظامی اش در منطقه و تاثیرگذاری بر رقیبان سیاسی‌اش ، یکی از مهم ترین آنهاست.

    متاسفانه آنچه در این میان نادیده گرفته می شود ، رنج مردم افغانستان و محرومیت آنها از صلح و ثبات و استقلال است، رنج و محرومیتی که ظاهرا به این زودی‌ها از این سرزمین رنج دیده، رخت برنخواهد بست.

     

     

    فارس

    :: عضویت در سوپر گروه حامیان آیت الله رئیسی در تلگرام :: «کلیک کنید»

  • برچسب ها : , , , , , , ,
  •    نظر مخاطبان                                  نظرشما چیست؟               در انتظار تایید:0

    آخرین اخبار