شکار لاشخور ها

0 2

با شکست عملیات فروغ جاویدان، آخرین امید صدام نیز تبدیل به یاس گردید. به عبارتی، شکست نیروهای منافقین مهر تاییدی بر شکست عراق از ایران بود و می‌توان ناکامی رجوی را ” شکست مضاعف صدام حسین ” قلمداد نمود.

وعده صادق / پنجم مردادماه یادآور عملیات غرورآفرین مرصاد است که به شکست مفتضحانه عملیات منافقین با نام فروغ جاویدان انجامید. از بین رفتن شمار زیادی از منافقان در طی شکست عملیات فروغ جاویدان که با کمترین محاسبه و دقت نظامی و با عجله زمینه اجرا پیدا کرد، موضوع تلاش برای احیای این گروهک به منزله اهرم فشاری برای مقابله با ایران و نیز ابعاد حماسی عملیات مرصاد و دستاوردهای آن، از ابعاد مختلفی قابل بازخوانی و تامل است. از یک سو این روزها با وجود نمایش منافقین برای اثبات حیات خود در حومه پاریس، شاهد حمایت­ های سیاسی و مالی و تبلیغاتی غرب و عربستان از این گروهک هستیم که در تعارض آشکار با ادعای مبارزه با تروریسم قرار دارد از سوی دیگر اعلام هلاکت سرکرده این گروهک، بحران واقعی در رهبری این سازمان شکست خورده را بیش از پیش نشان می­ دهد. با مطالعه تاریخچه شکل­ گیری و عملکرد سیاه این گروهک از سال های پایان دهه چهل شمسی تا کنون آنچه مسلم به نظر می ­رسد جدایی و دشمنی این گروهک با مردم مسلمان ایران و خیانت آشکار اعضای تروریست این گروهک به ملت ایران است. نوشتار حاضر به بهانه سالگرد عملیات مرصاد که از جهت نظامی کاری ترین ضربه را به این گروهک وارد کرد به زمینه ­ها و اهداف منافقین از عملیات فروغ جاویدان و دستاوردهای حماسه مرصاد از بعد سیاسی نظامی و تبلیغاتی می ­پردازد.

منافقین از پیدایی تا رسوایی

سازمان منافقین در اواخر دهه چهل شمسی از دل شاخه دانشجویی نهضت آزادی سر بر آورد و موسسان این گروهک تحت تاثیر آثار و کتب مهندس بازرگان در صدد رسیدن به تفکری برای مبارزه با رژیم پهلوی بودند. آنها در ادامه مشی کامل مارکسیستی پیدا کردند و با این نگاه رژیم پهلوی را نفی می­ کردند مشی مسلحانه از همان آغاز شکل­ گیری این گروهک به عنوان یک اصل در پیش گرفته شد که این امر به شناسایی و اعدام بسیاری از موسسان آن در سال ۱۳۵۰منجر شد. این گروهک در سال ۵۴ با تفکر کامل مارکسیستی از لعاب و ظاهر اسلامی نیز فاصله گرفت. با پیروزی انقلاب اسلامی سران گروهکی که خود را سازمان مجاهدین خلق ایران خوانده بودند، با نفوذ و همراهی با بازرگان و بنی ­صدر برای رسیدن به قدرت خیز برداشتند. بعد از حذف این دو چهره سیاسی نزدیک با تفکر منافقین، در ۳۰ خرداد سال ۶۰ مشی مسلحانه با تظاهراتی در تهران اعلام شد. ترور بسیاری از رهبران و چهره های کلیدی و حتی نیروهای حزب اللهی مردمی، مشی این سازمان تروریستی در دوره بعد بود. همکاری آشکار و پنهان با صدام و رژیم بعث همزمان با ترور مسئولان نظام مرحله دیگری از خیانت­ های منافقان به مردم مسلمان ایران را نشان داد. ایفای نقش ستون پنجم در جنگ از راه کسب و ارائه اطلاعات مربوط به عملیات­ ها و توانایی ­های رزمندگان اسلام و تضعیف روحیه مردم با ترور شخصیت­ های محبوب درست همزمان با عملیات­ های موفق رزمندگان در جبهه­ ها، ابعاد دیگری از همراهی منافقین با رژیم بعث را نشان داد. عرصه دیگر تبلیغات مسموم و تلاش برای تضعیف روحیه مردم مسلمان ایران بود. فعالیترسانهای (رادیویی) آنها سرشار از احساسگرایی و ارائه راهبردهای بحرانساز و منفیگرایانه علیهنظام جمهوریاسلامی ایران بود، نظامیکه علاوه بر مسئولیت ادارهکشور انقلابی، مسئولیتدفع و رفع بحران جنگ و فتنههای پیدا و نهان، مستقیم و غیر مستقیم را نیز بر عهده داشت و البته با کمک و پشتیبانی مردم و رهبریمقتدر حضرت امام (ره) تمامی توطئهها و فتنهها خنثی شد. پس از پذیرشقطعنامه ۵۹۸ توسطجمهوریاسلامی منافقین مستقر در خاک عراق، در پیحملات گاهوبیگاه عراق به خاک ایران و عقبنشینیهایرزمندگان ایرانی، با تصور اینکه پذیرشقطعنامه نشانه تضعیفقدرتنظامجمهوریاسلامیاست، در طیتصمیمی رؤیایی دستبه تدارکتهاجمی فراگیر و محوری جهت ورود به خاکایران و فتح پایتختزدند.

زمینه ها و متغیرهای موثر بر راهبرد منافقین

در بررسی عواملی که زمینه لازم برای حمله منافقین به ایران را از نقطه نظر تئوریسین‌های نظامی سازمان منافقین ایجاد می ­کرد، می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

الف) مبهم بودن آینده سازمان منافقین

سازمان مجاهدین خلق ( منافقین) به لحاظ این که در جریان جنگ تحمیلی از عوامل اطلاعاتی خویش در کمک‌رسانی به ارتش عراق استفاده می‌کرد، در استراتژی نظامی صدام حسین از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بود، اما در صورت انعقاد قرارداد صلح دائم بین ایران و عراق، این سازمان دیگر چنین کارکردی نداشت و لذا از نظر موجودیت با خطر جدی مواجه می‌شد. در چنین وضعیتی سازمان برای بقای خود، در دسترس‌ترین گزینه را استفاده از فرصت بدست آمده در جهت سرنگونی نظام جمهوری اسلامی می‌دانست.

ب) عدم درک صحیح منافقین از توان نظامی خویش:

از آنجایی که منافقین در عملیات‌های موسوم به «آفتاب» و «چلچراغ» در مناطقی چون فکه، مهران و حاج عمران حملاتی انجام داده و به زعم و ادعای خود به موفقیت‌های نسبی دست یافته بودند، با تعمیم غیرعقلایی این وضعیت تا اندازه‌ای اعتماد به نفس یافته و در خود این پتانسیل را می‌دیدند که با نیروهای نظامی ایران جنگ کرده و پیروز شوند.
ج) تصور موهوم و ساختگی فرسوده و ناتوان شدن نیروهای نظامی کشور :

منافقین در این اندیشه بودند که نیروهای نظامی ایران در جبهه جنوب زمین گیر شده و در طول جنگ به لحاظ این که متحمل سختی‌های فراوانی شده‌اند، دیگر توان انجام یک عملیات مضاعف گسترده را نخواهند داشت.

د) تصور خودساخته منافقین مبنی بر خستگی مردم از جنگ:

منافقین به غلط فکر می­ کردند که مردم با توجه به ضررهایی که در اثر طولانی شدن جنگ، اعم از مادی و معنوی، از دست دادن عزیزان و … داشته‌اند، از آنان استقبال نموده و دست از حمایت از نظام جمهوری اسلامی خواهند کشید. این مورد را می‌توان بزرگترین اشتباه سازمانی و استراتژیک آنها محسوب نمود. غفلت از میزان مشروعیت بالای نظام به لحاظ مردمی و اسلامی بودن بیشترین ضربه را به نیروهای سازمان منافقین (مجاهدین خلق) زد.

ه) پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از جانب ایران

منافقین، پذیرش قطعنامه از سوی ایران را به عنوان نماد ضعف جمهوری اسلامی ارزیابی کرده بودند و در نتیجه این نیز خود عاملی موثر برای تحریک آنها جهت حمله به ایران شد.

اهداف منافقین و عراق از عملیات فروغ جاویدان

منافقین در پی حملات عراق به خاک میهن اسلامی و عقب نشینی­ های موقت رزمندگان اسلام، با تصور اینکه پذیرش قطعنامهناشی از جدایی ملت و دولت است، به گمان خود، از فرصت استفاده میکردند تا به هدفهای بلندپروازانه و دستنیافتنی خود یعنی ساقط کردن جمهوری اسلامی برسند.

در این مقطع نیز سران سازمان با جمع­ آوری دیگر ضد انقلابیون سر خورده و بی هویت از کشورهای دیگر، نیرویی به استعداد تقریبی۱۵ هزار نفر جمع آوری کردند و با بهره گیری از جنگ افزارهای اهدایی رژیم عراق حمله خود را به جمهوری اسلامی از تنگه پاتاقواقع در غرب کشور آغاز کردند. نیروی هوایی عراق با حمایت از منافقین، به آنها در ورود به ایران یاری رساند و آنان را تشویق بهپیشروی نمود.

ارتش بعث که با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران، راه امیدش در سرنگونی جمهوری اسلامی ایران بسته شده بود از منافقیناستفاده کرد که با این کار چند هدف عمده را دنبال می ­کرد.

الف: یکی از اهداف اصلی رژیم عراق این بود که از فشار بینالمللی علیه خود بکاهد. با پذیرش قطعنامه از سوی ایران از یک طرف وحمله عراق در مناطق جنگی جنوب پس از آن از سوی دیگر ادعاهای دروغین صلح­ طلبی این رژیم آشکارتر شد و عناصر مردد داخلیو افکار ناآگاه بینالمللی به این امر وافق شدند. ضمن آنکه نگرانی ناشی از حرکت اخیر عراق با توجه به زمینه روانی ویژهای که امامآماده کرده بود جوّ عمومی داخل کشور را دچار دگرگونی کرد و نیروهای مردمی بسیار گستردهتر از دیگر دوره های جنگ تحمیلی بهجبههها سرازیر شدند. همچنین این اقدام عراق موجب تغییر مواضع بینالمللی به زیان عراق و به سود ایران را باعث شد. چنانچهپنج عضو دائمی شورای امنیت، عراق را برای نشان دادن انعطاف بیشتر تحت فشار قرار دادند.

ب: هدف دیگر این بود که با فرستادن منافقین به داخل ایران، احتمالا با اشغال برخی مناطق، از مشکلات احتمالی بعدی در زمانصلح کاسته شود. ضمن اینکه مسئولیت مستقیم نگهداری و پشتیبانی از آنان را نیز از وظایف خود سلب میکرد.

ج: هدف سوم رژیم عراق از این امر تغییر توجه نیروهای مسلح کشورمان از ارتش عراق به منافقین و کاستن از فشار به نیروهایخود بود. هدف­ های دیگری را نیز رژیم عراق تعقیب می­کرد که شاید یکی از آنها این بود که به اصطلاحتیری در تاریکیرها میکرد ودر صورت شکست و یا پیروزی نسبی منافقین، هزینه زیادی را متحمل نمی­شد و شاید اگر می­ توانست اوضاع داخلی ایران را از اینطریق متشنج می ­کرد به هدف خود می ­رسید و اگر منافقین شکست میخوردند به دلیل اعتراض مخالفان حکومت، به ویژه کردها،که از منافقین برای سرکوب آنها استفاده می­ کرد و یا حتی برخی دیگر از مردم که نگهداری و پشتیبانی از منافقان را مستلزم هزینهمالی، نظامی، سیاسی و اجتماعی می­ دانستند پاسخی برای آنها به دست می­آمد. سرانجام اینکه لزوم بزرگ جلوه دادن امکانات خودی و ضعیف نشان دادن طرف مقابل به منظور داشتن دست برتر و اهرم فشار در مذاکرات آتی، حکام بغداد را به این جا رسانده بودکه به گمان خود آخرین برگ برنده را مورد استفاده قرار دهند. البته تمهیدات در نظر گرفته شده و طبق نقشه های به دست آمده سران رژیم عراق و گروهک منافقین هدف­ های بزرگتری را در خیال داشتند. سازماندهی نیروهای منافقین، مرحله بندی عملیات،تجهیز کامل قوای مهاجم و شناساییهای انجام شده نمایانگر این موضوع بوده بنا بر اطلاعات به دست آمده منافقان در مرحله اولهجوم خود قصد داشتند تمامی استان کرمانشاه تا نزدیکی همدان را اشغال نمایند و معتقد بودند که با پیشروی در داخل ایران مردمشهرها به آنها ملحق خواهند شد و در مراحل بعدی با نیروهای
بیشتری
به پیشروی خود ادامه می­ دهند آنان در طرح آماده شده،ضرورت استفاده از پایگاه­ های نظامی مهم منطقه غرب کشور و پادگان­ های مسیر را مورد تأکید قرار داده بودند و استفاده از اینامکانات را علیه جمهوری اسلامی ایران در زمینه کسب پیروزی خود بسیار مهم جلوه دادند.

دستاورهای عملیات مرصاد

حوزه تاثیرات عملیات مرصاد را شبیه هر عملیات بزرگ دیگری می‌توان به دو حوزه تاثیرات و دستاوردهای داخلی و تاثیرات و دستاوردهای خارجی تقسیم کرد.

الف – تاثیرات و دستاوردهای داخلی عملیات مرصاد:

۱) تحکیم ثبات داخلی نظام و مشروعیت آن در بعد کارآمدی نظامی

با طولانی شدن جنگ، معمولا نیروهای طرف­ های درگیر تحلیل رفته و به نوعی با بحران ثبات مواجه می شوند. در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، باتوجه به این که مردم، نظام جمهوری اسلامی را حاصل تلاش­  های خویش و خون جوانان خود می‌دانستند، به هیچ عنوان با بحران ثبات و خلاء مشروعیت در میان مردم انقلابی خویش مواجه نشد. معدود ناراضیان نظام را افرادی تشکیل می­ دادند که به نحوی از انحاء از پیروزی انقلاب اسلامی متضرر شده بودند. اما با اعلام پذیرش قطعنامه توسط حضرت امام خمینی(ره) که ایشان همانگونه که اشاره شد از آن به عنوان نوشیدن جام زهر یاد کردند، برخی از همین اقشار سرخورده از انقلاب اسلامی زمینه و بستر لازم را برای شایعه سازی علیه نظام و فاصله انداختن در بین ملت و نظام مناسب دیدند و شروع به جوسازی و تنش آفرینی کردند.

صحبت­های این عده بیشتر پیرامون این موضوع بود که ایران از روی ضعف نظامی و به ناچار قطعنامه را پذیرفته است و جمهوری اسلامی ایران دیگر یارای مقاومت در مقابل حملات خارجی را ندارد. اما با پیروزی قاطعانه نیروهای نظامی ایران در عملیات مرصاد، این دستاویز تبلیغاتی از منتقدان نظام سلب شد.

۲) شناخته شدن دوست از دشمن و تصفیه عناصر مردمی از ضد مردمی

در دوران هشت سال دفاع مقدس به لحاظ این که شروع این دوران قبل از تثبیت کامل جمهوری اسلامی بود و در طول آن نیز فرصتی برای پردازش به میزان وفاداری و عرق ملی شهروندان به صورت هدفمند نبود (به لحاظ اولویت داشتن مساله جنگ) برخی از عناصر معاند توانسته بودند که خود را در بدنه نظام به ویژه در استان­های مرزی و به ویژه کرمانشاه جای دهند.

با حمله منافقین و موفقیت‌های نسبی و اولیه آنان مانند اشغال کرند غرب، این عده چهره واقعی خویش را نشان داده و به اشکال مختلف سعی در امداد منافقین داشتند. به هر حال این گروه نیز در جریان تهاجم منافقین شناسایی شده و از نیروهای انقلابی و مردمی تفکیک شده و به سزای اعمال خویش رسیدند و یا به عراق متواری شدند.

۳) تحکیم وحدت در بعد داخلی و تبلور مشارکت و همبستگی ملی

جنگ ها علیرغم تبعات منفی بسیاری که دارند، بعضی کارکردهای مثبت نیز دارند و از جمله آنها می­ توان به شکل­ گیری اتحاد در بین اقشار مردم یک کشور اشاره کرد.

جنگ تحمیلی به صورت ضمنی و با درایت حضرت امام (ره) به عنوان یک عنصر وحدت بخش در جامعه ایران عمل می­ کرد. خبر حمله منافقین به کشور از محور غرب باعث شد تا نیروهای مختلف اعم از ارتش، سپاه، بسیج و … از تمام ایران به سمت جبهه غرب رهسپار شوند و همبستگی ملی و مشارکت عمومی را در این جریان به طور کامل به نمایش بگذارند. استقبال گرم و پذیرایی درخور توجه استان‌های همجوار از آوارگان کرمانشاهی را نیز می‌توان ناشی از شکل ­گیری این روحیه و تحکیم وحدت مضاعف در ملت ایران قلمداد نمود که منجر به نوعی وفاق ملی شد.

ب- دستاوردها و تاثیرات عملیات مرصاد در بعد خارجی و بین المللی؛

۱) خنثی شدن نقشه‌های صدام در چشمداشت به بهره برداری از اشغال ایران توسط منافقین 
پس از آنکه رژیم عراق دریافت که پیروزی در مقابل ایران امری دور از دسترس و محال است، تلاش نمود تا با مانورهای دیپلماتیک و در قالب ژست صلح خواهی، توسط نهادهای بین المللی نظیر سازمان ملل متحد، ایران را مجاب به پذیرش صلح کند.

در این راستا رژیم عراق سعی داشت تا تداوم جنگ را ناشی از سیاست‌های ایران قلمداد کند و از این امر به عنوان یک اهرم تبلیغاتی استفاده می‌کرد. اما در سطح تحلیل خرد و فردی با در نظر گرفتن روحیه خشونت طلب و ذات توسعه طلب صدام حسین، وی قلبا از صلح با ایران رضایت چندانی نداشت و بر آن بود تا با استفاده از حمله منافقین به ایران فرصت جدیدی برای گرفتن امتیاز از ایران پیدا کند.

بدین لحاظ وی از هیچ­گونه کمکی اعم از نظامی، لجستیکی و اطلاعاتی و تبلیغاتی به ارتش به اصطلاح آزادی بخش رجوی دریغ نمی‌ورزید که در این خصوص اسناد معتبر وجود دارد.

با شکست عملیات فروغ جاویدان، آخرین امید صدام نیز تبدیل به یاس گردید. به عبارتی، شکست نیروهای منافقین مهر تاییدی بر شکست عراق از ایران بود و می‌توان ناکامی رجوی را شکست مضاعف صدام حسین قلمداد نمود.

۲) تثبیت قطعی نظام جمهوری اسلامی ایران در نظام جهانی

در پی پیروزی انقلاب اسلامی ایران و شکل­گیری نظام جمهوری اسلامی ایران، دول منطقه به ویژه کشورهای عربی از یک طرف و غرب از طرف دیگر، از ورود یک عنصر جدید با اندیشه‌های انقلابی به صحنه نظام بین‌الملل احساس بیم و ناامنی نموده و سعی در حذف و دست کم تحدید نظام ایران داشتند. بدین لحاظ رژیم عراق را بهترین گزینه برای حمله به ایران تعریف می­ نمودند. زمینه های تاریخی اختلاف میان این دو کشور نیز بر قوت یابی این تئوری دامن زد.
حمله عراق به ایران را می ­توان به نحوی ناشی از شکل‌گیری این ایده محسوب کرد.
پس از شکست‌های سنگین و پی در پی ارتش عراق در عملیات‌هایی از قبیل ثامن‌الائمه (ع)، طریق القدس و به ویژه بیت‌المقدس و والفجر ۸ که منجر به آزادسازی خرمشهر و فتح فاو شد، حمله گروهک منافقین به ایران در واقع آخرین امید رژیم بعث عراق، قدرت‌های استکباری و کشورهای منطقه برای خلع نظام جمهوری اسلامی ایران بود.
اما با رشادت­های رزمندگان، پشتیبانی‌های مردمی و رهبری بی‌نظیر حضرت امام (ره) این عملیات- بطور اخص- و جنگ تحمیلی – بطور اعم- با پیروزی ایران خاتمه یافت و بدین ترتیب زمینه های لازم برای تثبیت قطعی نظام جمهوری اسلامی ایران در افکار عمومی جهان فراهم شد.

۳) افزایش مشروعیت جمهوری اسلامی در افکار عمومی جهان

رژیم عراق و قدرت‌های جهانی با دستگاه­ های تبلیغاتی گسترده ای که در اختیار داشتند به افکار عمومی جهان چنین وانمود می­ کردند که مردم ایران از جنگ خسته شده و طولانی شدن جنگ در ایران موجب رویارویی نظام با «بحران مشروعیت» شده است.

با شکل گیری و حمله منافقین به ایران، افکار عمومی جهان در این اندیشه بودند که مردم از حمایت نظام دست کشیده و به منافقین ملحق خواهند شد و در نتیجه نظام ایران سرنگون خواهد گردید. اما با پخش خبر حمله منافقین در کشور وضعیت به گونه‌ای متفاوت از این تعابیر خود را نشان داد. بدین ترتیب که گروه ­های مختلف مردمی از سراسر ایران به سمت جبهه غرب سرازیر شده و نیروهای سازمان منافقین در حالی که هنوز به کرمانشاه نرسیده بودند، با شرکت گسترده نیروهای مردمی در این عملیات که حاکی از حمایت همه جانبه مردم از نظام جمهوری اسلامی و زمینه ساز مشروعیت سیاسی آن در افکار عمومی جهان بود، روبرو شد.

۴) مدیریت بحران در عملیات

می­ توان گفت انتخاب حمله یک ستونی منافقین از غرب کشور برای براندازی نظام اسلامی، خود بهترین فرصت را برای مقابله همه جانبه نیروهای اسلام برای مقابله و تار ومار کردن منافقان فراهم کرد. حرکت منافقین که به تعبیر فرمانده وقت سپاه پاسداران به حرکت کرگدن شباهت داشت به گونه ای بود که با بسته شدن راه حرکت این ستون نظامی در تنگه مرصاد عملا عملیات با بن بست مواجه شد. حضور امیر سرافراز ارتش اسلام یعنی شهید صیاد شیرازی که با بسیج نیروها و به خصوص فرماندهی هوانیروز ضربه ای کاری بر منافقین وارد کرد از نقاط درخشان عملیات مرصاد بود. با این حال می­توان گفت راهبرد مردمی کردن دفاع که از آغاز دفاع مقدس رمز موفقیت جمهوری اسلامی ایران در مقابله با ارتش بعث بود در این عملیات نیز موفقیت خود را نشان داد. موفقیت در این عملیات و شکست منافقین و نیز مقابله رزمندگان اسلام با حملات ارتش بعث بعد از قبول قطعنامه ۵۹۸ موجب شد که رژیم عراق نتواند دست بالاتر را در مذاکرات مربوط به اجرای قطعنامه ۵۹۸ داشته باشد./ صدا و سیما 

ممکن است بپسندید

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.