رزرو هتل در مشهد

 

  • تاریخ انتشار: دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۵۷ | کد خبر : 39128
  • تفاوت «طب‌ایرانی» با «طب‌غربی» / تضاد منافع بیمار و پزشک ریشه همه مشکلات در حوزه سلامت است

    این جمله را بسیار شنیده‌ایم که «اتوموبیل از فَرنگ به ایران آمد، اما فرهنگ رانندگی به همراه آن نیامد». گویندگان این جمله به این نکتهء مهم اشاره دارند که هر پدیدهء جدیدی که وارد یک جامعه می‌شود (اعم از ابزار و تکنولوژی و علم) نیازمند یک «زمینهء فرهنگی» مناسب است تا مورد بهره‌برداری درست قرار گیرد. در غیر این صورت، همان پدیده می‌تواند موجب آسیب‌ها و لطمات زیادی برای آن جامعه باشد. یعنی اگر در ایران هم‌زمان با ورود اتوموبیل «فرهنگ‌سازی» مناسبی نیز صورت می‌گرفت، در طی تمام این سال‌ها شاهد چنین آمار بالای تصادفات و تلفات جانی نبودیم.

    صحت این استدلال را می‌توان به راحتی آزمایش کرد؛ هرگاه در مورد بستن کمربند ایمنی، رعایت سرعت مُجاز، .پیروی از علائم و مقررات عبور و مرور، احترام به حق تقدم دیگران، پرهیز از رانندگی در حالت خواب‌آلودگی، ‌حفظ آرامش در حین رانندگی، توجه به سیستم فنی اتوموبیل، ارتقای کیفیت جاده‌ها و استانداردسازی آن‌ها، و کلاً افزایش احساس مسئولیت نسبت به امنیت خود و دیگران٬ «فرهنگ سازی» می‌کنیم به همان نسبت از تعداد سوانح رانندگی نیز کاسته می‌شود. جوامعی که بیش‌ترین کار فرهنگی را در این زمینه انجام داده‌اند و از فرهنگ رانندگی بهتری برخوردارند، مشخصاً بهرهء بیش‌تری از این تکنولوژی می‌برند و آسیب‌های کم‌تری از آن می‌بینند.

    اما سوالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که آیا همواره وقتی یک ابزار یا تکنولوژی یا علم از «خارج» وارد یک جامعه می‌شود «فرهنگ» آن نیز باید از همانجا وارد شود؟
    آیا در بعضی از موارد زمینه‌های فرهنگی جامعهء میزبان قوی‌تر و مناسب‌تر برای بهره‌برداری بهتر از یک پدیدهء وارداتی نیست؟

    امروز جامعهء ایران از سیستم پزشکی خود گله‌مند است. این نارضایتی را می‌توان به وضوح در مکالمات روزمره، کمپین‌های اعتراضی گسترده و تجربیات شخصی در مراکز درمانی لمس و مشاهده کرد.

    دلیل این نارضایتی سطح دانش و تبحر پزشکان ایرانی، کیفیت امکانات و تجهیزات پزشکی در ایران یا «بی‌وجدانی» فعالان حوزه بهداشت و سلامت نیست. بلکه ریشهء عمیق‌تر آن «فرهنگی» است که بر سیستم پزشکی کشور حاکم است و جایگزین نوع نگاه، فلسفه و اخلاق طب چندهزار سالهء آن شده است.

    «فرهنگ»ی که جوامع سرمایه‌داری محصول لابی‌گری‌ها و اعمال نفوذهای شرکت‌های بزرگ دارویی، سودجویی بیمه‌های درمانی خصوصی، پیچ خم‌های «حقوقی» و نگاهی مکانیکی و بی‌روح به انسان است و امروز در ایران عیناً از آن کپی‌برداری می‌شود.

    متاسفانه به دلیل این‌که این «فرهنگ» همراه با یک «تکنولوژی» و «دانش» گسترده در یک «بسته‌بندی» واحد از غرب وارد ایران شده، چنین تصور می‌شود که جزئی از آن «علم» است و عمدتاً قشر الیت جامعه ایران آن را به عنوان تنها روش «صحیح» و «عقلانی» پذیرفته است و از آن دفاع می‌کند. حال این‌که امروز در خود جوامع غربی جریان‌های انتقادی متعددی علیه این «سیستم» برخاسته و تمام مبانی آن را به چالش می‌کشد.

    اگر به منابع مکتوب طب ایرانی (سنتی) رجوع کنیم، با حجم عظیم ادبیاتی مواجه می‌شویم که مشخصاً و مفصلاً به «فرهنگ‌سازی» در حوزهء پزشکی اختصاص دارد. مقایسهء اصول و مبانی این «فرهنگ» با فرهنگی که امروز بر سیستم پزشکی غرب (و ایران) حاکم است، نشان از برتری چشم‌گیر اخلاقی و فلسفی آن دارد و جای بسی تعجب است که چنین دیدگاهی هیچ جایی در ساختار سیستم پزشکی امروز خود ایران ندارد.

    به چند مصداق از این تفاوت‌ها اشاره می‌کنم:
    ۱- «حکیم اسماعیل جرجانی» پزشک برجستهء ایرانی قرن پنجم در رسالهء خود می‌نویسد: «اندر همهء بیماری‌ها دل‌خوشی بیمار باید جست و با مراد ایشان باید ساخت و تدبیر قوت بباید کرد به هر وجه که ممکن گردد و از غم و دل‌ناخوشی دور باید داشت و بعضی را به بشارت‌ها و امید‌ها و بعضی به زر و جواهر و بعضی را به حضور دوست و مونس، دل‌خوش باید کرد تا شاد شود».

    طبیعتاً از سیستم پزشکی امروز کشور انتظار نمی‌رود تا کارکنان حوزهء بهداشت و سلامت را موظف به پرداختن «زر و جواهر» برای «دل‌خوشی» بیمار کند. اما چه فاصله‌ای است میان فرهنگی که «دل‌خوشی» بیمار را گران‌بهاتر از «زر و جواهر» می‌داند و سیستمی که در آن تفاوت میان بیمارستان «دولتی» و «خصوصی» تفاوت میان «مرگ» و «زندگی» است؟ و یا کیفیت رسیدگی به بیمار – و چه بسا احتمال زنده ماندن او – به میزان پولی بستگی دارد که بستگان او در طول اقامتش میان خدمهء بیمارستان پخش می‌کنند؟

    ۲- در «فرهنگ» طب ایرانی، اصلاحِ «سبک زندگی» جامعه – در جهت رعایت اصول شش گانهء حفظ سلامتی «ستهء ضروریه» – وظیفهء اصلی پزشکان محسوب می‌شود. به همین سبب کارآمدی سیستم پزشکی بر اساس موفقیت آن‌ در «حفظ» سلامتی مردم و پیش‌گیری از شیوع بیماری‌ها در جامعه سنجیده می‌شود و درآمد پزشکان نیز بر همین اساس محاسبه می‌گردد.

    در سیستم پزشکی امروز نه تنها مفهومی به اسم «اصلاح سبک زندگی» کم‌ترین جایی در ویزیت‌های ۵ دقیقه‌ای بیمار با پزشک ندارد، که درآمد سیستم پزشکی نیز رابطهء مستقیمی با تعداد بیماران در جامعه و وخامت بیماری‌های آن‌ها دارد؛ یعنی هر چه که تعداد بیماران مراجعه‌کننده بیش‌تر باشد و بیماری‌های آن‌ها «سخت علاج»تر و «پُر هزینه»تر باشد، پول بیش‌تری وارد سیستم پزشکی می‌شود.

    این «تضاد منافع» میان بیمار و سیستم پزشکی یکی از عوامل مهم فساد در صنعت دارویی و سیستم درمانی در کشورها غربی بوده و امروز نیز همین روند در ایران در حال شکل‌گیری است.

    ۳- در «فرهنگ» طب ایرانی، هدف پزشک «بازگرداندن» سلامتی به فرد بیمار است، در حالی که در سیستم پزشکی امروز هدف «کنترل» بیماری است.

    در فرهنگ طب ایرانی زمانی یک پزشک در کارش موفق است که بیمار او دیگر از هرگونه دارو و پرهیز ویژه بی‌نیاز شده باشد و بتواند به روند عادی زندگی خود بازگردد. اما در پزشکی امروز یک بیمار گاهی با یک مراجعه به پزشک و تنها با یک تشخیص، یک عمر «اسیر» دارو و درمان می‌شود و با گذشت زمان نیز وابستگی او به طور پیوسته به آن داروها و مراجعه به پزشکان بیش‌تر می‌گردد.

    دلیل این امر می‌تواند همان «تضاد منافع»ای باشد که سیستم پزشکی امروز بر اساس آن طراحی شده.

    ۴- در فرهنگ طب ایرانی، هر انسان نه تنها «مجموعه»ای از جسم و ذهن و روان و روح است که «منظومه»ای است که با محیط زیست اطرافش و طبعیت و سایر موجودات زنده و سایر پدیده‌های هستی پیوسته در ارتباط و تعامل است. از این رو، درمان بیماری‌های او نیز با برقراری مجدد نظم و هارمونی در این رابطه صورت می‌گیرد و نیازمند نگاه و روشی «جامع» و «کلی‌نگر» است.

    در نگاه نظام پزشکی امروز، انسان عمدتاً یک «جسم» مکانیکی است که هر قطعهء آن «متخصصی» دارد که مستقل از دیگر متخصصان روش درمانی خودش را پیش می‌برد. این نگاه «جزئی‌نگر» به انسان باعث تداخل درمان‌ها و داروها و عوارض جانبی داروهای یک عضو بر عضو دیگر می‌شود٬ و از جمله دلایل اصلی آسیب‌ها و مرگ و میرها در این سیستم است.

    و وقتی که این نگاه‌ جزئی‌نگر به انسان با فرهنگ «مادی‌گری» درمی‌آمیزد، نتیجه آن تابلویی می‌شود که امروزه در بعضی ار مطب‌های پزشکی در شهر تورنتوی کانادا نصب شده و بر روی آن نوشته «!Only one concern per visit»؛ یعنی شما در هر مراجعه به پزشک مُجازید که فقط «یکی» از دردها یا بیماری‌های خود را مطرح کنید!

    اگر آمار تصادفات و میزان تلفات جاده می‌تواند با اصلاح «فرهنگ» رانندگی کاهش یابد، تعداد خطاهای پزشکی و لطمات جبران‌ناپذیر آن نیز می‌تواند با اصلاح «فرهنگ» پزشکی به حداقل برسد.

    اگر ما در اصلاح فرهنگ رانندگی نیازمند نگاهی به جوامع غربی – و چه بسا پیروی از آن‌ها – هستیم؛ در حوزهء پزشکی دارای مخازنی از فلسفه و اخلاق و حکمت هستیم که تا قرن‌ها در نگاه جامعه پزشکان را در کنار قدیسین قرار داده بود و حرفهء پزشکی را به «شریف»ترین حرفه‌ها مبدل کرده بود. فرهنگی که تاثیرات سینه به سینهء آن تا امروز در بسیاری از پزشکان شریف ما دیده می‌شود.

    تا زمانی که فرهنگ رانندگی در جامعه اصلاح نشود چه بسا رانندگان منضبط و مسئولی که علی‌رغم پیروی دقیق‌شان از قواعد و مقررات، دچار تصادف می‌شوند و خسارات جبران‌ناپذیری را بوجود می‌آورند. و تا زمانی که فرهنگ پزشکی اصلاح نشود چه بسا پزشکان و پرستاران با وجدان و حاذق و سخت‌کوشی که مجبورند بار سنگین مسئولیت کل یک سیستم نادرست را به دوش بکشند و سپر تمام انتقادها و نارضایتی‌های جامعه شوند.

    وقت آن است که مسئولین حوزهء پزشکی این فرهنگ را «احیا» کنند.

    علی نصری

    :: عضویت در سوپر گروه حامیان آیت الله رئیسی در تلگرام :: «کلیک کنید»

  • برچسب ها :
  •    نظر مخاطبان                                  نظرشما چیست؟               در انتظار تایید:0

    آخرین اخبار