رزرو هتل در مشهد

 

  • تاریخ انتشار: چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۰۴ | کد خبر : 39462
  • انتظار حسن نیت از امریکا بیهوده است

    به گزارش وعده صادق ؛ منطقه خاورمیانه از دیرباز به عنوان محل تلاقی تمدن ها و ظهور ادیان توحیدی مورد توجه بوده اما پس از کشف منابع عظیم انرژی، رویکرد قدرت های غربی برای باز کردن جای پایی در این منطقه شکل جدیدی به خود گرفت و با تشکیل رژیم جعلی اسرائیل در سال ۱۹۴۸ در سرزمین فلسطین، ماهیت بحران ها به صورت نزاع عربی و اسراییلی وارد مرحله جدیدی شد و در این میان پس از دو جنگ جهانی اول و دوم و افول قدرت انگلیس و فرانسه و بروز قدرت روزافزون امریکا، این کشور به بازیگر اصلی  در خاورمیانه تبدیل شد.
    مسئله فلسطین در دهه های گذشته هیچگاه به صورت ریشه ای حل نشد و پیامدهای آن به بروز بحران های دیگری در منطقه منجر شد، در این میان هر چند شورای امنیت سازمان ملل  حدود ۱۷۰ قطعنامه مانند قطعنامه های ۲۴۲و ۳۳۸  برای حل مسئله فلسطین صادر کرد اما این قطعنامه ها هر بار یا با وتوی امریکا روبرو، یا از اجرای آن جلوگیری شد.
    از نظر امریکا مسئله فلسطین با مذاکرات دو طرف فلسطینی، اسراییلی قابل حل است و تلاش های بین المللی برای راه حل دو کشور ره به جایی نخواهد برد.  مصداق این رویکرد مواضع رایس مشاور امنیت ملی باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا است که در ماههای اخیر که پاریس در مورد حل مسئله فلسطین فعال شده بود این موضوع را رد کرد که فشارهای بین المللی می تواند جایگزین برگزاری مذاکرات مستقیم در ارتباط با راه حل ایجاد دو کشور بین رژیم صهیونیستی و فلسطین باشد. به گفته رایس تنها راه حل و فصل بین اسرائیل و فلسطینیان برگزاری مذاکره است و این به معنای حضور دو طرف بر سر میز مذاکرات و گفتگوی رو در رو است. این مواضع همسو با موضع بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی است که ضمن مخالفت با طرح ابتکاری فرانسه، در نشست صلح پاریس شرکت نکرد و گفت حاضر است با فلسطینی ها از طریق مذاکرات مستقیم، بدون پیش شرط مذاکره کند.
    در هر حال باید گفت در طول این مدت برای امریکا همواره مهم تقاضای اسرائیل برای به رسمیت شناخته شدن به عنوان دولت ملت یهودی بوده است و بحث مختصات جغرافیایی و سیاسی کشور فلسطین در اولویت بعدی قرار داشت و همین مسئله رابطه ای را تشکیل داده بود که بر اساس آن امریکایی ها استراتژی خود را در مثلث مذاکرات مستقیم میان فلسطینی ها، اسراییلی ها و میانجیگری کاخ سفید تعریف کرده بودند تا پرونده به دلخواه صهیونیست ها بسته شود و از سوی دیگر به بهانه تطمیع اسراییل برای گردن نهادن به سازش،  کشورهای عربی به شناسایی این رژیم ترغیب شوند.
    از سویی نقطه اتکای رژیم صهیونیستی به امریکا و تعهد این کشور به حفظ امنیت صهیونیست ها بهانه ای بود تا پس از پیروزی های محور مقاومت در دو جنگ ۳۳ و۲۲ روزه و شکست ابهت صهیونیست ها، امریکا  برای به حاشیه امن بردن اسراییل، از طریق پیگیری طرح های مختلف از جمله طرح خاورمیانه بزرگ و جدید، نقش اصلی در بحران های فعلی در منطقه  را داشته باشد.
    طرح خاورمیانه جدید اصطلاحی است که در ژوئن ۲۰۰۶ توسط کاندولیزا رایس، وزیرخارجه وقت آمریکا در تل آویو با هدف تجزیه کشورهای منطقه بر بستر  ایجاد نا آرامی، بی نظمی و خشونت که از لبنان، فلسطین و سوریه شروع می شد و به سمت عراق، خلیج فارس، ایران و افغانستان گسترش می یافت مطرح شد. . این هرج و مرج ساختاری شرایط جنگ و درگیری را در کل منطقه ایجاد می‌کند و در فرصت مناسب مورد بهره برداری قرار می‌گیرد تا نقشه‌ی خاورمیانه از نو براساس نیازها و اهداف ژئوپلتیک امریکا ترسیم شود.
    باید گفت علاوه بر موضوع امنیت رژیم صهیونیستی، امنیت انرژی و مبارزه با تروریسم و مداخله بشردوستانه مقوله های دیگری بودند که بهانه های مداخله امریکا را در منطقه توجیه می کرد اما همین تشدید مداخله های سیاسی وامنیتی، نسبت مستقیمی در تشدید بی ثباتی در منطقه داشت.
    لشکر کشی امریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱ و لشکرشی به عراق در سال ۲۰۰۳  دو نمونه از این نوع مداخلات بود  که پیامدهای سیاسی وامنیتی آن هنوز منطقه را تحت تاثیر قرار داده است و از این گذشته بروز پدیده های نظیر ظهور گروههای تندرو وافراطی تکفیری داعش ، النصره و دهها گروه دیگر همه نتیجه همین دخالت ها بوده است.
    رویکرد دوگانه امریکا در مورد برخورد با گروههای تروریستی تکفیری نمونه ای  از نبود حسن نیت در امریکا و دروغ بودن ادعاهای این کشور در مبارزه با تروریسم و استفاده ابزاری امریکایی ها از این مقوله برای تضعیف کشورهای منطقه است.
    به عنوان مثال در سوریه که در روزهای اخیر ارتش و متحدانش با محاصره گروههای تروریستی در حلب به پیروزی های مهمی دست یافته اند و شکست تروریست ها در این شهر در حل بحران سوریه بسیار تعیین کننده خواهد بود امریکا با گرفتن ژست انسان دوستانه خواستار توقف این حملات شده است  و جان کری وزیر خارجه آمریکا از روسیه و دولت سوریه خواسته است  از انجام عملیات تهاجمی خودداری کنند،  اما در عین حال جنگنده های امریکایی با حمایت هوایی و مشاوران نظامی امریکا در عملیات زمینی می کوشند زمینه تسلط کردهای سوری بر شهر استراتژیک منبج در شمال حلب را هموار فراهم کنند.
    این رویکرد دوگانه در مبارزه با تروریسم را چه می توان نامید ؟ آیا امریکا از یکطرف با کارشکنی در مسیر پیروزی ها ارتش سوریه در حلب مانع تثبیت حاکمیت دولت قانونی سوریه نیست؟ آیا از سوی دیگر امریکا با استفاده ابزاری از کردها به دنبال خارج کردن آنها از حصار ژئو پلتیک و تجزیه سوریه و عراق و حتی ترکیه نیست؟
    اینکه جان برنان رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) ،می گوید «  نمی دانم آیا سوریه پس از پایان جنگ در این کشور آیا می تواند یک کشور یکپارچه باقی بماند و تجریه نشود” چه معنایی می تواند داشته باشد؟
    امریکا در عراق هم چنین رویکردی را در پیش گرفته است بطوریکه پس از ظهور داعش در این کشور، سعی کرد در چارچوب فتنه های مذهبی، از این گروه برای تحت فشار قرار دادن دولت اکثریت شیعی استفاده کند و حتی پس از بسیج نیروهای مردمی برای جنگ با تروریسم داعشی، امریکایی ها با کارشکنی در این مسیر، ادعاهایی را برای تخریب حشدالشعبی مطرح کردند.
    در مورد افغانستان نیز این وضعیت بگونه ای است که حامد کرزای رئیس جمهور سابق افغانستان می گوید: افراط گرایی و تروریسم امروز خاورمیانه حاصل بذری است که آمریکایی ها در منطقه پاشیده اند.
    حامد کرزای با زیرسوال بردن ادعای مقامات امریکایی در مورد مبارزه با تروریسم می گوید آمریکایی ها اگر واقعا قصد جدی برای ریشه کنی تروریسم و افراط گرایی داشتند باید به کانون تروریسم حمله می کردند باید منابع مالی آنها را قطع می کردند.آمریکایی ها به خوبی می دانستند و می دانند که هزینه های مالی طالبان، القاعده و تروریسم در افغانستان از کجا سرچشمه می گیرد.
    امریکا حتی در مورد کشورهای متحد خود نیز حسن نیت ندارد و مصداق این ادعا، گزارش هایی است که از دخالت این کشور در کودتای نافرجام ترکیه منتشر شده است بطوریکه مقام های آنکارا  را واداشته است موضع شفاف امریکایی ها را در این باره خواستار شوند.
    در مورد ایران هم نیازی به بیان اقدامات امریکا در طول سال ها ودهه های گذشته نیست بلکه اشاره به عملکرد این کشور در مورد برجام کافی است تا نبود حسن نیت در امریکا روشن شود.
    در چنین شرایطی است که حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی روز (دوشنبه) در دیدار هزاران نفر از قشرهای گوناگون مردم استانهای مختلف کشور «تجربه برجام» را نمونه ای روشن از درستی ضرورت بی اعتمادی به دشمنان خواندند و خاطرنشان کردند: امروز حتی مسئولان دیپلماسی و کسانی که در مذاکرات حضور داشته اند، این واقعیت را تکرار می کنند که امریکا نقض عهد می کند و در ورای زبان چرب و نرم خود، به مانع تراشی و تخریب روابط اقتصادی ایران با دیگر کشورها مشغول است.
    ایشان با اشاره به ابراز ارادت و همراهی امریکایی ها در نامه های ارسال شده قبلی افزودند: حدود ۲ سال پیش گفتیم ملت به عنوان یک تجربه به مذاکرات هسته ای نگاه خواهد کرد تا ببیند امریکایی ها در عمل چه کار خواهند کرد و حالا مشخص شده که آنها بر خلاف وعده های خود، همچنان به توطئه و تخریب مشغولند.
    حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر تجربه اندوزی ملت ایران از رفتار امریکا در قضیه برجام گفتند: آنها می گویند بیایید در مسائل منطقه هم مذاکره کنیم، اما تجربه برجام به ما می گوید این کار سمّی مهلک است و در هیچ مسئله ای نمی توان به حرفهای امریکایی ها اعتماد کرد./ صدا و سیما

    :: عضویت در سوپر گروه حامیان آیت الله رئیسی در تلگرام :: «کلیک کنید»

  • برچسب ها :
  •    نظر مخاطبان                                  نظرشما چیست؟               در انتظار تایید:0

    آخرین اخبار