رزرو هتل در مشهد

 

  • تاریخ انتشار: سه شنبه ۰۹ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۱۸:۰۴ | کد خبر : 42908
  • روحانی برای حضور مجدد تردید داشت اما راضی شد

    مسیح مهاجری تنها یک نام و یک فعال سیاسی نیست. به اندازه تاریخ انقلاب خاطره دارد و سینه‌اش پر از نگفته‌هایی است که شاید تا سال‌های سال هنوز مهر محرمانه روی آن باقی بماند. روحانی مازندرانی و انقلابی حزب جمهوری از بازماندگان فاجعه بمبگذاری در دفتر حزب است. آنقدر به هاشمی‌رفسنجانی نزدیک می‌نماید که روزنامه جمهوری اسلامی به مدیرمسوولی او را به نام روزنامه هاشمی می‌شناسند. روزنامه‌ای که پس از ورود مهندس میرحسین موسوی به ساختمان نخست وزیری مدیرمسوولی‌اش به مهاجری سپرده شد. میرحسین نخست‌وزیر شده بود و نمی‌توانست مانند سابق بر روزنامه نظارت کند. پس مهاجری به حکم حزب جمهوری مدیرمسوول ارگان رسانه‌ای حزب شد. جایگاهی که از سال ۶٠ تاکنون به نام اوست و این شاید یکی از باثبات‌ترین مدیریت‌های تاریخ جمهوری اسلامی ایران باشد.
    مهاجری خاصه در سال‌های ٨٨ به بعد نزدیکی‌اش به هاشمی و مخالفت با سیاست‌های نابخردانه دولت دهم را چنان علنی کرد که برایش شمشیر را از رو بستند، اما شمشیر احمدی‌نژادی‌ها آنقدرها هم برنده نبود که خللی در کار مهاجری ایجاد کند. او معمولا در روزنامه جمهوری اسلامی سرمقاله‌ها را می‌نویسد و ستون جهت اطلاعش گاه‌و‌بیگاه جریان‌سازی‌های جدی سیاسی ایجاد می‌کند.
    مهاجری دیروز در گفت‌وگویی با «عصر ایران» شرکت کرد. در این گفت‌وگو هم تحلیل کرد و هم خبر داد. مهم‌ترین خبرش هم این بود: روحانی می‌خواست دیگر کاندیدای ریاست‌جمهوری نشود اما راضی شد.
    پس از پایان دفاع مقدس شرایط به‌گونه‌ای پیش رفت که جنگ قدرت رخ داد. تذکرات تهذیب نفسی امام ادامه پیدا نکرد؛ چون امام رفتند؛ در حالی که انسان همیشه نیاز به تذکر دارد. اگر تذکر نباشد چیزی حل نمی‌شود. در عمل شاهد نوعی بی‌اخلاقی در برخی کسانی که جزو نسل اول انقلاب محسوب می‌شوند و تریبون در اختیار دارند، هستیم.
    امام در بیمارستان قلب بستری بودند که جریانی برای کوبیدن سه نفر از یاران اصلی امام به جرم تشکیل حزب جمهوری اسلامی راه افتاد؛ یکی از این افراد آقای بهشتی و دیگری آقای خامنه‌ای و دیگری آقای هاشمی‌رفسنجانی بودند. در یکی از جلسات شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی به آقایان بهشتی و هاشمی‌رفسنجانی اعتراض کردم که چرا کاری نمی‌کنید و حرفی نمی‌زنید؛ شما به امام نزدیک و با ایشان مرتبط هستید و به دیدن ایشان به بیمارستان می‌روید، به امام بگویید یک کلمه در مورد شما بگویند تا مساله حل شود. آنها جواب تاریخی به من دادند؛ آقای بهشتی گفتند که آقای مهاجری، بگذارید عملِ ما جواب تبلیغات دشمنان و دیگران را بدهد و آنها را خنثی کند، امام را برای خودمان خرج نکنیم. آقای هاشمی‌رفسنجانی نیز گفتند که ما برای انقلاب مانند مادر هستیم و آنها دایه. آقای رفسنجانی بیان کردند نباید اجازه دهیم که انقلاب لطمه ببیند؛ اگر به امام چنین اخباری برسد ایشان با عارضه قلبی‌ای که دارند ممکن است سکته کنند و از بین بروند و ما اصل را از دست بدهیم؛ بنابراین هر قدر به ما لطمه وارد می‌شود، بشود؛ ولی به انقلاب، اصل و ریشه ضربه‌ای وارد نشود.

    هاشمی محور و پایه انقلاب
    نمی‌گویم آقای هاشمی‌رفسنجانی کاملا پاک هستند و ایرادی ندارند اما باید در نظر داشت که ایشان محور و از پایه‌های انقلاب هستند. بسیاری از کسانی که دست‌پرورده آقای هاشمی‌رفسنجانی بودند و به واسطه ایشان بزرگ شدند و به صحنه آمدند به ایشان ضربه زدند. وقتی قدرت مطرح می‌شود برخی آقایان آخرت را فراموش می‌کنند.
    من در روزنامه «جمهوری اسلامی» مقالات بسیاری در انتقاد به آقای هاشمی‌رفسنجانی منتشر کردم. یک نمونه انتقاد به آقای ولایتی، وزیر امور‌خارجه ایشان بود که قصد شرکت در اجلاس غیرمتعهدها در کشور مصر را داشت در حالی که در آن برهه ایران با مصر و پس از حکم امام قطع رابطه کرده بود. من طی چند مقاله علیه آقای ولایتی بیان کردم که باید نسبت به مصری‌ها بی‌اعتنایی کنند وقتی در سطح وزیر در چنین اجلاسی شرکت کنیم؛ یعنی به حسنی مبارک در سطح بالایی اعتنا کرده‌ایم.
    آقای ولایتی از انتقاد من بسیار ناراحت شد و می‌دانست که اگر به من بگوید فایده‌ای نخواهد داشت؛ بنابراین به رهبری و آقای هاشمی‌رفسنجانی متوسل شد. این مقاله در روزنامه چاپ شد و من به آقای هاشمی‌رفسنجانی گفتم که شما و این نظام را با جان و دل قبول دارم و با آقای ولایتی رفیق هستم؛ اما روزنامه یعنی انتقاد. معنی ندارد که چیزی را بفهمم و به دلیل دوستی و رفاقت به سادگی از کنارش بگذرم.
    هاشمی وارد حوزه فرهنگ نشد
    آقای هاشمی‌رفسنجانی از همان ابتدای دولتش بیان کرد که وارد فرهنگ نمی‌شود؛ چون فرهنگ در اختیار حوزه رهبری است و دولت کاری به فرهنگ ندارد. منظور ایشان این بود که رادیو و تلویزیون، حوزه‌های علمیه، مساجد، دفاتر تبلیغات قم، سازمان تبلیغات و بسیاری از بخش‌های فرهنگی در اختیار رهبری است و فقط وزارت ارشاد در اختیار دولت است که آن هم چند شاخه بود که یکی سازمان فرهنگ و ارتباطات و دیگری مجمع تقریب بود که سبب محدود شدن آن می‌شد؛ بنابراین تقریبا از صددرصد بخش فرهنگی ١٠ درصد آن در اختیار دولت بود به همین دلیل ایشان کنار کشید.
    در مورد شعار «دشمنی با آقای هاشمی‌رفسنجانی دشمنی با پیغمبر است» که در نماز جمعه بیان می‌شد باید بگویم که آقای هاشمی‌رفسنجانی چنین شعاری را سر زبان مردم نینداخت. ستاد نماز جمعه در دوره ریاست‌جمهوری آقای هاشمی‌رفسنجانی در اختیار اصولگراها بود و امروز نیز در اختیار اصولگراهاست. اصولگراهایی که امروز بیشترین نقد را بر ایشان وارد می‌کنند این شعارها را ساختند؛ اگر ایرادی هست بر آنها وارد است.
    حضور رهبری در کنسرت موسیقی
    در چند سفر خارجی همراه رهبر بودم از جمله سفر کره شمالی و چین. در سفر به کره شمالی به ساختمان ارکسترسمفونیک این کشور رفتیم و در آنجا چند قطعه برای ما نواختند. وقتی به مسجد جامع کاشغر، یکی از شهرستان‌های منطقه مسلمان نشین، سین‌کیانگ چین رفتیم فرماندار این شهر یک وسیله نوازندگی بزرگی به آقای خامنه‌ای هدیه دادند و ایشان نیز آن را تحویل گرفتند و تشکر کردند.

    روحانی از علی جنتی عصبانی است
    در موضوع کنسرت در مشهد اما آقای جنتی عقب‌نشینی کرد و شایبه ایجاد شد که اگر برگزاری کنسرت حرام است برای همه شهرها حرام است؛ اما اگر حلال است، چرا نباید در مشهد برگزار شود؟ آقای روحانی در ماجرای کنسرت‌ها از عقب‌نشینی وزیر ارشاد عصبانی هستند.
    آقای هاشمی‌رفسنجانی باید به نمازجمعه بازگردد؛ چون به نماز جمعه رونق می‌داد. علاوه بر آقای هاشمی‌رفسنجانی دو نفر دیگر باید خطیب نماز جمعه باشند؛ یکی آقای ناطق نوری و دیگری آقای روحانی. کسانی که حرف حساب می‌زنند حضور ندارند.

    چرا ناطق کاندیدای ریاست‌جمهوری نشد
    من دو بار خصوصی با آقای ناطق‌نوری صحبت و اصرار کردم که برای ریاست‌جمهوری کاندیدا شوند. ایشان استدلالی دارند؛ البته استدلال ایشان را قبول ندارم؛ ولی ایشان را محق می‌دانم که چنین استدلالی داشته باشند. آقای ناطق نوری معتقد است که نمی‌گذارند دست رییس‌جمهور باز باشد؛ بنابراین من خود را هزینه و تلف کنم برای چه؟
    آقای روحانی راحت می‌توانست مانند گذشته زندگی‌اش را داشته باشد؛ اما آمد و سختی بسیاری کشید و امروز بسیار در فشار و منگنه قرار دارد و اگر برای دور دوم کاندیدا شود باز هم فداکاری می‌کند به این دلیل که همه به او ضربه وارد می‌کنند و نمی‌گذارند که کارکند. اخیرا به آقای روحانی گفتم که شما کار درستی کردید که آمدید و الان واجب است که ادامه دهید و باید بمانید؛ اگر نمانید همه تلاش چهار سال شما از بین می‌رود. ایشان یک سال پس از شروع ریاست‌جمهوری‌شان نقل کردند که هشت سال دوران احمدی‌نژاد سه برابر هشت سال دوران جنگ به مملکت ضربه زده است. آقای روحانی حتما باید کاندیدا شوند و همه ما نیز به ایشان رای دهیم. اگر آقای روحانی کاندیدا نشوند هر آنچه در چهار سال به‌دست آمده است از بین می‌رود.

    روحانی تردید داشت اما راضی شد
    ایشان مقداری دچار تردید بودند؛ ولی به این نتیجه رسیده‌اند که حضور داشته باشند. آقای لاریجانی و دیگران هم معتقدند که آقای روحانی باید رییس‌جمهور شود. با توجه به شناختی که از شورای نگهبان دارم به این نتیجه رسیده‌ام که آنها دوست دارند که ایشان را رد صلاحیت کنند؛ ولی دلیلی برای این کار ندارند. من قبل از انقلاب و بعد از آن در همه مسائل حضور داشتم و آقای روحانی را یکی از روسای جمهور موفق و آبرودهنده به نظام در مقابل هشت سال بی‌آبرویی می‌دانم. ایشان به گونه‌ای سخن می‌گوید که ما سرمان را بالا نگه می‌داریم؛ بنابراین شورای نگهبان باید با افتخار، صلاحیت چنین فردی را تایید کند. منتها از این شورای نگهبان هرچه بگویید، برمی‌آید.

    احمدی‌نژاد اول باید محاکمه شود
    شورای نگهبان باید آقای احمدی‌نژاد را ردصلاحیت کند. ایشان در ابتدا باید محاکمه شوند و پس از برگزاری دادگاه‌های‌شان می‌توان دراین‌باره صحبت کرد. عده‌ای نگذاشته‌اند که ایشان محاکمه شود. آقای احمدی‌نژاد به شخصه علاقه بسیاری برای حضور دارد و در این تردیدی نیست؛ ولی این احتمال که در مجموع به او چراغ سبزی داده نشود، وجود دارد.
    در سال ٩٢ یکی از مراجع قم به من گفت که به آقای هاشمی‌رفسنجانی بگویید واجب است در این انتخابات ثبت‌نام کنند. من روز پایان ثبت‌نام‌ها چند ساعتی نزد آقای هاشمی بودم و پیام آن مرجع را رساندم. آقای هاشمی‌رفسنجانی باید برای خبرگان رهبری حضور داشته باشند. واکنش آقای هاشمی‌رفسنجانی نسبت به ردصلاحیت‌شان در سال ٩٢ این بود که بیان کردند که راحت شدم؛ چون احساس وظیفه می‌کردم و حالا وظیفه از گردنم ساقط شد. به رهبری هم اعتراض یا رایزنی نکردند. زبان ایشان با دل‌شان یکی بود.

     

    نمی‌گویم آقای هاشمی‌رفسنجانی کاملا پاک هستند و ایرادی ندارند اما باید در نظر داشت که ایشان محور و از پایه‌های انقلاب هستند. بسیاری از کسانی که دست‌پرورده آقای هاشمی‌رفسنجانی بودند و به واسطه ایشان بزرگ شدند و به صحنه آمدند به ایشان ضربه زدند. وقتی قدرت مطرح می‌شود برخی آقایان آخرت را فراموش می‌کنند.
    من در روزنامه «جمهوری اسلامی» مقالات بسیاری در انتقاد به آقای هاشمی‌رفسنجانی منتشر کردم. یک نمونه انتقاد به آقای ولایتی وزیر امور خارجه ایشان بود که قصد شرکت در اجلاس غیرمتعهدها در کشور مصر را داشت در حالی که در آن برهه ایران با مصر و پس از حکم امام قطع رابطه کرده بود. من طی چند مقاله علیه آقای ولایتی بیان کردم که باید نسبت به مصری‌ها بی‌اعتنایی کنند وقتی در سطح وزیر در چنین اجلاسی شرکت کنیم؛ یعنی به حسنی مبارک در سطح بالایی اعتنا کرده‌ایم.

     

    :: عضویت در سوپر گروه حامیان آیت الله رئیسی در تلگرام :: «کلیک کنید»

  • برچسب ها :
  •    نظر مخاطبان                                  نظرشما چیست؟               در انتظار تایید:0

    آخرین اخبار