رزرو هتل در مشهد

 

  • تاریخ انتشار: پنج شنبه ۰۸ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۵۸ | کد خبر : 47951
  • حضور دیرین ایران در انتخابات امریکا

    به گزارش وعده صادق در هفتاد سال گذشته، یعنی بعد از پرزیدنت فرانکلین روزولت و قائم مقام و جانشینش پرزیدنت ترومن، ایران همواره به نوعی در سیاست و انتخابات ریاست‌جمهوری امریکا تاثیرگذار بوده است. فرانکلین روزولت پس از پیوستن به جنگ جهانی دوم، که ایران ناچار قبل از او به آن پیوسته بود، برای حضور در کنفرانس تهران به ایران آمد. مرگ او و جانشینی ترومن همراه بود با مرحله نهایی جنگ و اهمیت ایران به عنوان پل پیروزی و سپس موضوع عدم ایفای به عهد روسیه در پایان دادن به اشغال ایران و مداخلات تجزیه طلبانه‌اش در شمال ایران و نقش ترومن در حل و فصل آن، سپس موضوع ملی شدن نفت ایران که با وجود حمایت اولیه امریکا پس از اخراج انگلیسی‌ها و توسعه فعالیت حزب توده یکی از شعارهای گروه آیزنهاور یعنی ریچارد نیکسون جوان و برادران دالس و البته سناتور مک کارتی و کمیته بدنامش، زیر لوای مبارزه با کمونیسم و توسعه طلبی شوروی، جلوگیری از نفوذ کمونیسم در ایران بود. بعد از پیروزی در انتخابات نیز به بهانه یا به دلیل احساس خطر کمونیسم، از دولت زاهدی که جانشین مصدق شده بود حمایت کردند. در مبارزه انتخاباتی نیکسون و کندی، دولت شاه حامی نیکسون بود و در مقابل کندی از تغییراتی در ایران حمایت می‌کرد که منجر به اصلاحات ارضی شد. پس از قتل کندی و جانشینی لیندون جانسون، در مبارزه انتخاباتی دوم نیکسون باردیگر رژیم پیشین ایران از نیکسون حمایت علنی کرد. بعد از استعفای نیکسون و ریاست‌جمهوری جیمی کارتر دموکرات، به دنبال سقوط شاه و گروگانگیری و با شکست برنامه نظامی ناشیانه امریکا در پیاده کردن تراژیک نیرو در طبس و شکست آن برنامه، بار دیگر روابط ایران با امریکا متشنج شد. با انقلاب اسلامی در ایران تاثیرگذاری ایران در انتخابات امریکا تشدید شد. در رقابت انتخاباتی کارتر با رونالد ریگان بحث ایران و آزادی گروگان‌ها به‌شدت سایه افکن بود، که در نهایت منجر به امضای قرارداد [اعلامیه] الجزایر و آزادی گروگان‌ها همزمان با آغاز کار ریگان شد. از آن زمان کشمکش ایران و امریکا تشدید و تحریم‌های اقتصادی که با بلوکه کردن دارایی‌های ایران پس از گروگانگیری در زمان کارتر آغاز شده بود، به دستور ریگان تشدید شد. در مبارزه انتخاباتی جرج بوش پدر نیز بحران ایران و بحث آن در مبارزات انتخاباتی ادامه داشت. با روی کار آمدن بیل کلینتون دموکرات تصور می‌رفت روابط بهبود یابد، خصوصا آنکه حمله‌های القاعده به کشتی امریکایی در یمن و به سفارتخانه امریکا در کنیا موجب دستور کلینتون به بمباران مواضع القاعده در افغانستان شد. با این حال در زمان کلینتون نیز پیشرفتی حاصل نشد و دستور ریاست‌جمهوری برای تحریم‌های جدید صادر شد.

    در مبارزات انتخاباتی جرج بوش پسر بار دیگر بحث ایران داغ بود، در دوره او و پس از جنگ اول صدام در کویت، که منجر به دخالت اولیه امریکا و اخراج نیروهای عراقی از کویت شده بود، ناگهان فاجعه ١١ سپتامبر پدید آمد که حمله به افغانستان و سرنگونی طالبان را در پی داشت، بدیهی است ایران از اقدام علیه رژیم‌های صدام و طالبان اشک نمی‌ریخت و مانع تردد هواپیماهای امریکایی نیز نمی‌شد. در زمانی که امریکا بر آن شد که صدام را از کویت بیرون براند، در واقع رفع خطری جدی به سود ایران بود، خصوصا آنکه خصومت‌های صدام با ایران همواره از حمایت‌های مادی و نظامی و اطلاعاتی عربستان و امارات خلیج فارس نیز برخوردار بود.  اما به گفته هاگا رام، نویسنده کتاب ایران هراسی، ترس اسراییل از اینکه مبادا آن تحمل در روابط ایران و امریکا منجر به تفاهم و سازگاری بیشتری میان آنها شود، موجب شد اسراییل مصرا خواهان رفتار خصومت آمیزتری از سوی امریکا نسبت به ایران شود. پافشاری اسراییل منجر به اقدامی نابخردانه و عجولانه از سوی بوش پسر شده که طی اعلامیه‌ای بی‌ربط کره شمالی و عراق و ایران را محور شرارت نامید و دشمنی میان دو کشور را تشدید کرد. حتی جنگ امریکا و صدام دشمن دیرین ایران نیز نتوانست بهبودی در روابط دو کشور ایجاد کند. روی کار آمدن احمدی‌نژاد در ایران و شعارهایش درباره لزوم نابودی اسراییل و تشکیل حکومت جهانی…، موجب تشدید تبلیغات ایران هراسانه از سوی اسراییل و عربستان و صدور قطعنامه‌های شورای امنیت و تشدید تحریم‌های مالی و بانکی و اقتصادی علاوه بر کالاهای نظامی شد. با این حال از زمانی که اوباما فعالیت انتخاباتی خود را آغاز کرد کوشید مذاکره با ایران و رفع و حل و فصل مسائل حاد را از طریق مذاکره به جای درگیری و جنگ در متن فعالیت‌های انتخاباتی خود قرار دهد. در حالی که در همان زمان ملک عبدالله پادشاه عربستان مصرا خواهان آن بود که امریکا سر مار یعنی ایران را بکوبد. این موضوع نه تنها در اسناد اسنودن آمده بود، بلکه اخیرا از سوی آقای خلیل زاد دیپلمات امریکایی که اخیرا دیداری از ریاض داشت نیز تصریح شد. با این حال درک اوباما از آمادگی زمینه‌های اعتدال و اصلاحات در میان دولتمردان ایران موجب شد در مبارزات انتخاباتی او نیز تلاش برای بهبود رابطه با ایران از راه مذاکره به جای جنگ مطرح شود. این سیاست در دوران احمدی‌نژاد موثر نبود، هرچند ارتباطات از طرق مهم‌تری برقرار و مقدماتی فراهم شده بود. همین زمینه چینی‌ها موجب شد آقای روحانی کاندیدای ریاست‌جمهوری ایران نیز حل مساله تحریم را در اولویت کار خود قرار دهد و به اعتبار کلید راه‌حل توانست پیروزی مناسبی به دست آورد و رقیب اصلی و ضد تفاهم خود را به شکست قاطعی بکشاند. با اینکه قول قبلی اوباما و تعهد روحانی منجر به مذاکرات طولانی ١+۵ و نیل به تفاهم و سرانجام تصویب قطعنامه شورای امنیت مبنی بر لغو قطعنامه‌های پیشین شد و به این ترتیب ایران از شر تحریم‌های بین‌المللی آزاد شد، اما تحریم‌های دوجانبه بستگی به روابط دوجانبه میان کشورها دارد. گروه‌های تندرو  و همچنین اسراییل و عربستان و همراهانش که از تحریم‌های ایران برخوردار بودند، هیچگاه از تحریکات خود دست نکشیدند تا اینکه با رو به پایان رفتن دوران اوباما و رو در رو شدن شخصیت نامتعارفی مانند ترامپ با کلینتون، بار دیگر نوع برخورد هر یک با ایران به موضوع اصلی بحث بدل شد که در این روزها شاهد آن بوده‌ایم. آقای ترامپ ضمن مخالفت با برجام گفت که برجام به ایران مهلت می‌دهد که خود را به یک قدرت بزرگ تبدیل کند. همچنین گفت چرا در برجام ایران را مجبور نکردید که از عملکرد کره شمالی نیز جلوگیری کند! که اینگونه داوری به دیوانگی نماند که عین دیوانگی است. جای حیرت است که حزب قدیمی جمهوری‌خواه چنین بازیگر نادانی را کاندیدای خود کرده است که یقینا از مبانی لیبرالیسم تاریخی آن حزب نیز آگاهی ندارد.

     

    :: عضویت در سوپر گروه حامیان آیت الله رئیسی در تلگرام :: «کلیک کنید»

  • برچسب ها :
  •    نظر مخاطبان                                  نظرشما چیست؟               در انتظار تایید:0

    آخرین اخبار