رزرو هتل در مشهد

 

  • تاریخ انتشار: سه شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۰۷:۴۴ | کد خبر : 48751
  • گفتن یا نگفتن؟

    به گزارش وعده صادق روزنامه اصلاح طلب ابتکار نوشت: حرف زدن، حرف نزدن و چگونه حرف زدن سه مساله مهم در ارتباطات روزمره هر انسانی است که گاه دایره کوچکی از نزدیکان را در بر می‌گیرد و گاه بر یک جامعه اثر می‌گذارد. این سه موضوع آن قدر اهمیت دارد که اشعار و ضرب‌المثل‌های فراوانی درباره این مفاهیم در ادبیات فارسی وجود دارد.
    هر چند مثلا در گلستان سعدی فصلی به نام در فواید خاموشی وجود دارد و اشعار و ضرب‌المثل‌های فراوانی در مذمت حرف زدن مطرح می‌شود، اما این روزها می‌توان همین قدر هم از بدی‌ها و آسیب‌های حرف نزدن گفت. کافی است نگاهی به اطرافمان بیاندازیم. برخی از مشکلات کارمندان و روسایشان بر سر همین حرف نزدن‌هاست. کارمند مشکلی دارد و نمی‌گوید و انتظار دارد رئیسش بفهمد و چون رئیس متوجه نمی‌شود، پس از او ناراحت می‌شود و بر کارش تاثیر می‌گذارد و در نهایت این روند به سناریوهای گوناگونی ختم می‌شود. در خانواده نیز گاه حرف نزدن همسران به یکدیگر یا حرف نزدن والدین و فرزندان است که زمینه‌ساز اختلافات و آسیب‌های بعدی می‌شود. این موضوع حتی در عالم سیاست هم نمود دارد. سیاستمداران ما – و البته به طور کلی هر مدیری که برای رسانه‌ها در جایگاه یک مرجع و منبع خبری قرار می‌گیرد – همواره از ناگفته‌هایی سخن می‌گویند که معلوم نیست آیا قرار است زمانی گفته شوند و یا خیر. فلان مسئول در پاسخ به انتقادی از حرف‌هایی می‌گوید که شما از آن خبر ندارید و البته نمی‌گوید و اگر بگوید نظر شما عوض خواهد شد و مسئول دیگر نیز از ناگفته‌هایی می‌گوید که اگر فاش شوند همه چیز عوض خواهد شد. به هر ترتیب حرف نزدن می‌تواند آسیب‌های فراوانی ایجاد کند که حرف زدن می‌تواند از بروز آن‌ها پیشگیری کرده و یا آن‌ها را جبران کند.
    با این همه به نظر می‌رسد هر حرف زدنی هم خوب نیست. شیوه‌ای که به ویژه در جامعه امروز ایران در برخورد با منتقد و مخالف وجود دارد، اغلب به جای مباحثه، ترکیبی از مجادله و هجمه است. هجمه‌هایی که می‌تواند به اتهام‌زنی و تخطئه و تحقیر نیز منجر شوند. این نوع حرف زدن نیز در جای جای زندگی ما دیده می‌شوند. در واقع در حرف زدن، اغلب گویندگان به دنبال پیروزی در مسابقه‌ای هستند که شروع هر بحثی آغاز آن به شمار می‌رود و در این مسابقه هر گونه توهین و تحقیر و اتهامی که حریف را از میدان به در کند، مجاز شمرده می‌شود. بسیاری از ما در حرف زدن دنبال پیروزی، خواباندن مچ حریف و به کرسی نشاندن حرف خود هستیم. روندی که نتیجه‌اش می‌شود فلان دکتری که دکتر نیست و صرفا به خاطر ارائه دکترین‌های خودخوانده خویش را دکتر می‌داند، در پاسخ منتقدانش درباره آمارهای عجیب و غریبش از زنازادگی غربی‌ها، آن‌ها را به شک کردن درباره خود متهم کند! یا فلان نشریه، در انتقاد از چهره‌های فرهنگی و هنری که آن‌ها را خارج از چارچوب خط فکری خود می‌داند، با القاب تیز و تند و اتهام‌های گوناگون، از بی‌دینی و الحاد و ضدیت با نظام تا انواع و اقسام تهمت‌های اخلاقی بتازد. این ادبیات حتی در زبان برخی مسئولان نیز دیده می‌شود و البته شنیدن این ادبیات از سیاسیون تریبون‌دار، یکی از عوارض جانبی‌اش همین گسترده شدن این شیوه در جامعه است. آن هنگام که فردی در جایگاه اول اجرایی کشور، از تعابیری همچون ریختن آب بر موضع سوخته استفاده می‌کند، مدیران آن سیستم و به تبع آن کارمندان و در نهایت مردم هم به خود حق می‌دهند که با هر شیوه‌ای سخن بگویند. در واقع اگر در میان سه مساله مهمی که در ابتدا ذکر شد بخواهیم اهم فی الاهم کنیم، چگونه حرف زدن مهم‌ترین است. اصل ماجرا گفتن یا نگفتن نیست، چگونه گفتن است. به نظر می‌رسد یکی از چیزهایی که جامعه ایرانی به آن نیاز اساسی دارد، بازآموزی چگونگی گفتمان است. شاید لازم باشد گفتمان را دوباره از نو یاد بگیریم.

    :: عضویت در سوپر گروه حامیان آیت الله رئیسی در تلگرام :: «کلیک کنید»

  • برچسب ها :
  •    نظر مخاطبان                                  نظرشما چیست؟               در انتظار تایید:0

    آخرین اخبار