• تاریخ انتشار: جمعه ۱۷ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۳۰ | کد خبر : 63128
  • از حدود یک سال پیش که روسیه به طور عملیاتی وارد مقابله با داعش در سوریه شد تحلیل‌ها درباره سرنوشت این گروه پس از خروج از سوریه و عراق افزایش یافت.

    افغانستان از مهم‌ترین کشورها با قابلیت جذب و استقرار نیروهای افراطی و داعشی در منطقه است. تشدید اقدامات علیه داعش در سوریه و عراق موجب شده تا رهبران آن و دیگر رهبران همسو با آنها در کشورهای دیگر در سطح منطقه و بین‌الملل به فکر  انتقال آنها در صورت خروج‌شان از عراق و سوریه به کشوری دیگر شوند. این مهم از چشم کشورهای همسایه افغانستان که پیش از این تجربه حضور القاعده و حمله به آمریکا (واقعه ۱۱ سپتامبر) از سرزمین افغانستان را داشتند دور نماند. روسیه، چین، ایران و نیز پاکستان که خود نیز محلی برای آموزش و اعزام نیروهای افراطی و حمایت از رهبران این گروه‌هاست، به طور جدی به فکر مدیریت شرایط پیش روی افغانستان هستند.

    در این میان روسیه، چین و پاکستان اقدامات و نشست‌هایی را به طور مستقل برای مدیریت و مقابله با حضور و نفوذ داعش در افغانستان دنبال کرده‌اند و در این زمینه به دنبال ارتباط و مذاکره با طالبان بوده‌اند که صراحتا نیز آن را اعلام کرده‌اند. در عین حال دولت افغانستان نیز از تعامل و ارتباط با گروه‌های میانه‌رو طالبان غافل نبوده است و در چارچوب شورای صلح این مذاکرات را دنبال کرده است هر چند هنوز شاهد مذاکراتی جامع و نتیجه‌ بخش بودن آن نبوده‌ایم.

    ایران نیز در این رابطه ارتباط با طالبان را تایید کرده است و گفته‌ است که تماس ما با طالبان با هدف کنترل و اشراف اطلاعاتی است و علاقه‌مندیم در کنار دولت افغانستان بتوانیم به امکان مذاکره و تعامل بین دولت و گروه‌های مخالف آن کمک کنیم و در نتیجه این مذاکره به ثبات و آرامش بیش‌تری در افغانستان منجر شود.

    سیدرسول موسوی در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان این‌که شرایط افغانستان به گونه‌ای است که تحولات منطقه و جهان در اوضاع داخلی این کشور اثرگذار است گفت: علاوه بر تحولات منطقه‌ای و جهان مسایل داخلی افغانستان امروز نیز بر سرنوشت و آینده این کشور بسیار موثر است. امروز منازعه بین دولتمردان افغان وجود دارد که پای طالبان و گروه‌های دیگر در آن نیز در میان است. از سویی با وجود جنگی که از سال ۲۰۰۱ با حمایت‌های بزرگی که شده است در جریان است هنوز ناامنی و بی‌ثباتی در افغانستان وجود دارد. از طرفی دولت که بر اساس قانون اساسی بعد از سقوط طالبان به وجود آمد امروز به شکلی ائتلافی برقرار است که مبتنی بر قانون اساسی این کشور نیست و با یک دولت توافقی با صلاحیت‌هایی جداگانه که در اختیار رئیس دولت و رئیس اجرایی است رو به رو هستیم.

    وی افزود: امروز اختلاف نظر حتی میان اشرف غنی و معاونش و از طرفی میان عبدالله عبدالله با معاونش وجود دارد. بنابراین در حلقه‌های داخلی دولت افغانستان اختلاف جدی وجود دارد و فقط در سطح داخلی با تعارض و اختلاف میان دولت و طالبان مواجه نیستیم. از این رو افعانستان با بحرانی تو در تو مواجه است.

    موسوی خاطرنشان کرد: افغانستان متاسفانه در این سال‌ها نتوانسته سیاست روشن و شفاهی را در قبال همسایگانش ارائه کند. الان هم در عراق و هم افغانستان آمریکایی‌ها حضور دارند، اما دوستان ما در عراق در تعامل با آمریکا شفاف هستند و به صراحت سیاست‌ها و مواضع‌شان را بیان می‌کنند. اما افغانستان با هیچ کس و هیچ کشوری شفاف عمل نمی‌کند. در ارتباط با پاکستان، ایران و حتی کشورهای دیگر مشکل دارند و فضای روشنی را در افغانستان نمی‌بینیم. متاسفانه به خاطر ناپختگی‌های برخی مشاوران مقامات این کشور، مشکلات زیادی در سطوح مختلف سیاسی،‌ اقتصادی و به ویژه امنیتی به وجود آمده است.

    وی با اشاره به موقعیت افغانستان در سطح بین‌المللی به ویژه با روی کار آمدن دونالد ترامپ اظهار کرد: ترامپ هنوز حرفی درباره افغانستان نزده است و این پیام‌های مختلفی دارد. به نظر می‌آید افغانستان در دوره ترامپ مشکلات مضاعفی پیدا کند چون اگر حرف‌های ترامپ در موضوعات دیگر در بحث افغانستان هم پیاده شود پیش بینی می شود که آمریکا در آینده در این کشور هزینه نخواهد کرد و برنامه‌ای برای افغانستان ندارد؛ از این رو افغانستان با مشکلات زیادی رو به رو می‌شود.

    موسوی با اشاره به کتاب زلمای خلیل‌زاد به نام «فرستاده» اظهار کرد: مهم‌ترین نکته در این کتاب این است که می‌گوید آمریکا به افغانستان رفت که صرفا یک اقدام نظامی کند و برای خود پایگاه نظامی ایجاد کند نه اینکه در آنجا سرمایه‌گذاری کند. بنابراین من هم معتقدم افغانستان با مشکلات پیچیده‌ای مواجه است و به نظر نمی‌آید تحولات آتی افغانستان ساده باشد.

    سفیر پیشین ایران در تاجیکستان درباره نقش و حضور روسیه در آینده افغانستان با بیان این‌که روسیه پیرو سیاست چند بعدی‌اش در منطقه و آسیا سعی دارد با همه کشورها رابطه خوب داشته باشد، گفت: در خاورمیانه زمانی انگلیس دست برتر داشت، بعد آمریکایی‌ها آمدند و میانجی اختلافات اعراب و رژیم اسرائیل بودند. اما الان دیگر آمریکا چنین وجهه‌ای در خاورمیانه ندارد و در مقابل روسیه می‌تواند این جایگاه را داشته باشد. در شبه قاره همیشه روسیه و هند شرکای استراتژیک بودند، اما الان روسیه سیاستی را پیگیری می‌کند که می‌تواند با پاکستان در مرزهای هند مانور نظامی برگزار کند و این نشان‌دهنده ظرفیت‌سازی جدید در سیاست خارجی روسیه است.

    وی افزود: معتقدم روسیه در پی این نیست که جای آمریکا را در افغانستان بگیرد، چون افغانستان محل هزینه است، اما پیگیری سیاست تقابلی می‌تواند وجود داشته باشد که حداقل این کشور به پایگاهی علیه روسیه تبدیل نشود. هم‌چنین برخی اطلاعات وجود دارد که می‌گوید اگر نیروهای افراطی داعش در خاورمیانه شکست خوردند، برای مدتی به سرزمینی نیاز دارند و در افغانستان دنبال جا برای آنها می گردند. در حالی که برای همسایگان افغانستان این مساله یک تهدید جدی است.

    موسوی با بیان این‌که در سیستم‌های امنیتی افغانستان پیش از این موضعی اعلام شد مبنی بر این‌که طالبان پاکستان می‌تواند در افغانستان حضور داشته باشد به شرطی که با طالبان افغانستان ارتباط برقرار نکند و با نیروهای امنیتی افغانستان هم درگیر نشود، اظهار کرد: طالبان پاکستان همان داعش است و این یعنی صادر کردن مجوز فعالیت داعش در افغانستان و این یک خطر جدی برای همسایگان افغانستان است.

    وی گفت: برای همسایگان افغانستان مهم است که افغانستان محلی تهدیدآمیز برای آنها نباشد و این مساله برای کشورهای آسیای میانه، روسیه، ایران و پاکستان صدق می‌کند. زمانی طالبان القاعده را پناه داد و افغانستان محلی برای حمله به آمریکا شد و آمریکا در واکنش به افغانستان حمله کرد و این کشور را اشغال کرد، از این رو معتقدم حضور روسیه در افغانستان صرفا برای رفع تهدید است.

    سفیر پیشین ایران در فنلاند و تاجیکستان درباره همکاری ایران و روسیه در مقابله با حضور و نفوذ داعش در افغانستان از طریق مذاکره با طالبان با بیان این‌که طالبان یک سازمان متشکل و منسجم نیست، گفت: طالبان مجموعه‌ای از گروه‌ها و افراد مختلف طالب را تشکیل می‌دهند و در مقاطعی رهبریت شورایی را که علمای حنفی افغانستان هستند، قبول کردند. از این رو ضروری است که بدانیم امروز با چه طیف و جریانی از طالبان رو به رو هستیم. ما با جریان نوطالبان مواجه هستیم که از جریان طالبان به رهبری ملاعمر اختر و رهبران قبل از آن نیز متفاوت است. این جریان مدعی است که ارتباطی با جریان‌های افراطی مثل داعش ندارد و اجازه نمی‌دهد در افغانستان حضور داشته باشد. جریان نوطالبان از خود یک مبارز ملی علیه اشغالگری تعریف کرده است و الان مبارزه‌اش با آمریکا صرفا برای رفع اشغال است نه مبارزه‌ای بدون انقطاع. این جریان مذاکره با آمریکا را برای رفع اشغال افغانستان مجاز می‌داند، تا سرزمینش را آزاد کند.

    امروز با جریان نوطالبان مواجه هستیم که از جریان طالبان به رهبری ملاعمر اختر و رهبران قبل از آن نیز متفاوت است. این جریان مدعی است که ارتباطی با جریان‌های افراطی مثل داعش ندارد و اجازه نمی‌دهد در افغانستان حضور داشته باشد. جریان نوطالبان از خود یک مبارز ملی علیه اشغالگری تعریف کرده است و الان مبارزه‌اش با آمریکا صرفا برای رفع اشغال است نه مبارزه‌ای بدون انقطاع. این جریان مذاکره با آمریکا را برای رفع اشغال افغانستان مجاز می‌داند، تا سرزمین‌اش را آزاد کند.وی ادامه داد: نوطالبان معتقد است افغانستان برای افغانستان است. در عین حال که آنها تفسیرهای بسته‌ای از اسلام دارند اما وظیفه خود نمی‌دانند که افغانستان را پایگاه نهضت‌های مختلف کنند و صرفا به مقابله داعش می‌روند و نمی‌پذیرند که سرزمین افغانستان را به صحنه مبارزه بدون انقطاع تبدیل کنند یا تجربه‌اش درباره القاعده را دوباره تکرار کنند. این جریان بین خود و القاعده و داعش و همه جریان‌های تکفیری خط کشیده است. طالبان و نوطالبان نیروی تکفیری نیستند، چراکه تکفیری‌ها جز خودشان همگان را کافر حربی و واجب‌القتل می‌دانند. اما طالبان مبتنی بر فقه حنفی است و در نهایت ایده‌آل‌شان ایجاد امارت اسلامی افغانستان است و به دنبال خلیفه‌گری نیستند.

    موسوی با اشاره  به این‌که بسیاری از کشورها با طالبان مذاکره می‌کنند تصریح کرد: دولت افغانستان ۱۵ سال است تحت عنوان شورای صلح در حال مذاکره با طالبان است و اگر به برخی از صحبت‌های رئیس‌جمهور فعلی و قبلی نگاه کنیم می‌بینیم که آنها طالبان را “برادران طالب” خطاب می‌کنند. هم‌چنین آمریکا و طالبان مذاکره می‌کنند و نشست چهار جانبه بین افغانستان، چین، پاکستان و آمریکا در همین چارچوب انجام شده است یا نروژی‌ها از اولین روزی که طالبان در تورابورا می‌جنگیدند، گروهی را ایجاد کردند برای ارتباط‌ با طالبان. بنابراین مذاکره با طالبان تابو نیست و قبلا توسط دولت افغانستان شکسته شده است. در قطر طالبان  دفتر تاسیس کرده است و دولت افغانستان در بسیاری از مواقع از کشورهایی که با طالبان رابطه داشتند می خواست تا میان آنها میانجی‌گری کنند.

    این دیپلمات کشورمان در ادامه این گفت‌وگو با ابراز تاسف از این‌که دولت مرکزی افغانستان نتوانست امنیت را در تمام نقاط این کشور به گونه‌ای تامین کند که کشورهای همسایه از جمله ایران احساس نگرانی و تهدید از جانب افغانستان نداشته باشند افزود: آنها دوست دارند با طالبان مذاکره کنند اما ایران در مرزهایش با گروه‌های طالب درگیری نظامی دارد. در مرزهای ایران و افغانستان دولت حضور ندارد و ما با مردم افغانستان و طالبان مواجه هستیم بنابراین وقتی برخی مشاوران امنیتی با ورود طالبان پاکستان که همان داعشی‌ها هستند به افغانستان موافقند طبیعی است که ایران ساکت نمی‌نشیند و در وضعیتی که طالبان مخالف داعش است آنها می‌توانند مانع نزدیکی داعش به مرزهای ایران شوند.

    وقتی برخی مشاوران امنیتی با ورود طالبان پاکستان که همان داعشی‌ها هستند به افغانستان موافقند طبیعی است که ایران ساکت نمی‌نشیند و در وضعیتی که طالبان مخالف داعش است آنها می‌توانند مانع نزدیکی داعش به مرزهای ایران شوند.وی در پاسخ به این پرسش که بر اساس این دیدگاه ایران برای مقابله با داعش در افغانستان، مذاکره با طالبان را انتخاب کرده است؟ با تایید این مطلب افزود: چه دلیل دارد مذاکره‌ای بین دولت مرکزی و طالبان وجود داشته باشد و چینی‌ها در آن حضور داشته باشند، اما ایران نباشد. در حالی که ایران بیش‌ترین نقش را در صلح و امنیت افغانستان داشته است.

    موسوی گفت: آینده افغانستان سیاسی است و همان‌قدر که چین به عنوان همسایه افغانستان در مذاکرات دولت و طالبان حضور دارد از نظر من ایران هم باید حضور داشته باشد. ایران از گذشته یکی از اعضای گفت‌وگوهای ۲+۶ در زمان طالبان بوده است و مذاکره با آن‌ها بحث جدیدی نیست. هم‌چنین قبل از ۱۱ سپتامبر مذاکراتی در عشق‌آباد بین همسایگان و دولت طالبان بود که ایران هم حضور داشت. بنابراین اگر دولت افغانستان به دنبال صلح با طالبان است و شورای صلح را به طور جدی دنبال می‌کند به شکلی که رئیس آن توسط رئیس‌جمهور تعیین می‌شود و چین، پاکستان و آمریکا هم در آن حضور دارند چرا نباید ایران حضور داشته باشد؟

    وی درباره ضرورت حضور ایران در مذاکرات صلح افغانستان و نیز ارتباط مستقیم با طالبان گفت:‌ هیچ روند صلحی در منطقه بدون ایران نمی‌تواند شکل گیرد چرا که بدون ایران یعنی علیه ایران. وقتی رقبای ما در یک اتاق جمع شوند این شک به وجود می‌آید که علیه ما اقدامی صورت می‌گیرد، زمانی شک برطرف می‌شود که ما هم در آن اتاق باشیم. صلح چیزی نیست جز تقسیم منافع. بنابراین صلح بدون ایران در افغانستان یعنی نادیده گرفتن منافع ایران.

    این دیپلمات کشورمان ادامه داد:‌ آن‌چه ایران در افغانستان در جست‌وجویش است، امنیت ایران است. اگر قومی علیه اقوام دیگر افغان اقدام کند ما با سیلی از  مهاجران مواجه می شویم که مشکلات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی برای ما در بر دارد. قدرت گرفتن افراط‌گرایان دینی یا قومی به زیان امنیت ملی ماست. در داخل افغانستان مساله مواد مخدر وجود دارد و شرایط باید به گونه‌ای باشد که بتوانیم با یک دولت مسئول در این‌باره صحبت کنیم؛ تجربه نشان داده است که کمترین تولید مواد مخدر در دوره طالبان بوده است. هم‌چنین ما با افغانستان در موضوعات زیست محیطی از جمله آب در هیرمند و هریررود مساله داریم بنابراین دولت در افغانستان باید مفهوم مشارکت برای حفظ محیط زیست و همگرایی منطقه‌ای را درک کند، از این رو ایران باید در همه مذاکرات صلح حضور داشته باشد.

    وی در ادامه تاکید کرد که “هنوز چیزی به عنوان مذاکرات جامع صلح در افغانستان نداشته‌ایم و آن‌چه تاکنون شاهد بودیم میانجی‌ تحت این عنوان که نیروهای مخالف زیر چتر دولت فعلی قرار گیرند است، مثل کاری که حکمتیار انجام داد و هنوز هم در دوره فعلی به چنین وضعیتی نرسیده‌ایم.

    هیچ روند صلحی در منطقه بدون ایران نمی‌تواند شکل گیرد چرا که بدون ایران یعنی اقدام علیه ایران. وقتی رقبای ما در یک اتاق جمع شوند این شک به وجود می‌آید که علیه ما اقدامی صورت می‌گیرد، زمانی شک برطرف می‌شود که ما هم در آن اتاق باشیم. صلح چیزی نیست جز تقسیم منافع. بنابراین صلح بدون ایران در افغانستان یعنی نادیده گرفتن منافع ایران.

    این کارشناس مسایل افغانستان با بیان این‌که شرایط جدیدی در انتظار افغانستان است، تصریح کرد: امروز با بحث‌هایی از جمله اصلاح قانون اساسی رو به رو هستیم. یکی از توافق‌های اشرف غنی و  عبدالله عبدالله این بود که برای قانون اساسی اصلاحات و نوعی تقسیم مجدد قدرت بین اقوام و مناطق شکل گیرد. در همین حال برخی در داخل افغانستان مجددا به سمت تمرکز قدرت قومی رفتند و آمدن حکمیتار را برخی به این معنا تعبیر کردند.

    موسوی با تاکید بر این‌که من فکر نمی‌کنم ایران مشکل بنیادی با جریان نوطالبان به عنوان یک نیروی فعال در افغانستان داشته باشد اظهار کرد: مشکل از جایی شروع می‌شود که طالبان یا هر نیروی دیگری، سرزمین افغانستان را عرصه حضور نیروهایی می‌کند که منافع همسایگان را تهدید می‌کند اما اگر نیروهایی در افغانستان برای کشور خود و منافع افغانستان کار کنند ایران از این وضعیت رضایت خواهد داشت.

    وی گفت:‌ ایران با طالبان مذاکره‌ای نداشته است اما با طالبان با عنوان نیروی مردمی موجود در کناره‌های مرزی به عنوان واقعیت در صحنه در ارتباط هستند. ما با مردم افغانستان و اقوام آن‌ها روبه رو هستیم. مذاکره فقط با دولت افغانستان انجام می‌شود اما اگر دولت افغانستان هم بخواهد مذاکراتی جامع برای بیرون رفتن نیروهای خارجی از کشورش داشته باشد و امنیت را در همکاری با همسایگان تامین کند ایران قطعا باید پای میز مذاکره باشد.

    سفیر پیشین ایران در تاجیکستان در پاسخ به این پرسش که چرا ایران اقدام به رسانه‌ای کردن ارتباطش با طالبان کرد؟ با اشاره به این‌که واقعیت در افغانستان متفاوت شده است گفت: امروز با جریانی از طالبان مواجه هستیم که خود را مسئول و مبارز علیه اشغال‌گری می‌داند و اساسا تفاوتی ماهوی با طالبان پانزده سال قبل دارد. البته الان هم رابطه نزدیکی میان طالبان افغانستان و پاکستان وجود دارد اما باید طالبان را یک طیف گسترده دید که نوطالبان یک واقعیت آن است.

    وی تاکید کرد:‌ افغانستان با سه مشکل ثبات داخلی، امنیت و عدم توسعه رو به رو است. ثبات داخلی‌اش از طریق همکاری بین اقوام مختلف افغانستان و یک دولت میانه در کابل امکان‌پذیر است که در آن هیچ قومی بر دیگری برتری نداشته باشد. هم‌چنین امنیت افغانستان باید به طور منطقه‌ای تامین شود یعنی هیچ دولتی در همسایگی آن نباید از حضورش احساس تهدید کند. افغانستان باید دولت بی‌طرف غیر متعهد باشد و متاسفانه حضور آمریکا و پیمان استراتژیک میان آن دو این کشور را از حالت بی‌طرفی خارج کرده است، از این رو افغانستان می‌تواند تهدید علیه ایران، روسیه و چین باشد. دولت‌ها در همسایگی هم نمی‌توانند سیاستی اتخاذ کنند که برای همسایگان‌شان تهدیدآمیز باشد. در نهایت افغانستان باید اقتصادی را دنبال کند که برای توسعه از همه ظرفیت‌های منطقه‌ای و همسایگانش استفاده کند.

    وی خاطرنشان کرد: ایران در ثبات، امنیت منطقه‌ای و توسعه افغانستان نقش مثبتی دارد و الان بیش‌ترین رابطه تجاری را با ایران دارد و برای ارتباط این کشور با دنیا چابهار بهترین مسیر ترانزیت است. مهم‌ترین ظرفیت افغانستان در توسعه این کشور بحث معادن افغانستان است. متاسفانه برخی تفکرات افراطی امنیتی افغانستان که وارد بازی‌های بی‌ربط منطقه‌ای می‌شوند نتوانستند این رابطه خوب را به وجود آورند.

    موسوی در پاسخ به این پرسش که با توجه به شرایط دشوار و پیچیده‌ای که در آینده افغانستان متصور است بهتر نیست مسایل دو جانبه از جمله مساله آب را هر چه زودتر حل و فصل کنیم با بیان این‌که ما می‌خواهیم این مساله حل شود اما آنها نمی‌خواهند اظهار کرد: طرف افغانستانی داشته‌هایش را سرمایه‌ای برای همکاری نمی‌کند. آب هریرود، داشته افغانستان است و می‌تواند آورده همکاری کند، اما تفکرات امنیتی فعلی بر این اساس است که از این داشته اگر استفاده نکنند به مراتب سود بیش‌تری برایشان دارد. مطالعاتی وجود دارد که نشان می‌دهد در سالهایی در هلمند آب را به بیابان‌ها رها کردند اما اجازه ندادند به سمت ایران بیاید.

    این دیپلمات پیشین تاکید کرد: افغانستان اکنون در شرایط خاصی قرار دارد و مسلما این وضعیت فعلی پایدار نیست و با یک انتخابات ممکن است تغییر کند.

    گفت‌وگو از خبرنگار ایسنا: زهرا اصغری

    انتهای پیام

    همراه با شبکه خبری وعده صادق

    منبع:

       نظر مخاطبان                                  نظرشما چیست؟               در انتظار تایید:0

  • برچسب ها :
  •  

    رزرو هتل در مشهد

     

    آخرین اخبار