• تاریخ انتشار: جمعه ۱۶ بهمن ۱۳۹۴ ساعت ۰۲:۴۹ | کد خبر : 9019
  • خود را شبی در آینه دیدم ، دلم گرفت
    از فکر اینکه قد نکشیدم دلم گرفتاز فکر اینکه بال و پری داشتم ولی
    بالاتر از خودم نپریدم دلم گرفت

    از اینکه با تمام پس انداز عمر خود
    حتی ستاره ای نخریدم دلم گرفت

    کم کم به سطح آینه ام برف می نشست
    دستی بر آن سپید کشیدم دلم گرفت

    دنبال کودکی که در آن سوی برف بود
    رفتم ولی به او نرسیدم دلم گرفت

    نقاشی ام تمام شد و زنگ خانه خورد
    من هیچ خانه ای نکشیدم دلم گرفت

    شاعر کنار جو گذر عمر دید و من
    خود را شبی در آینه دیدم دلم گرفت

    سید مهدی نقبایی

       نظر مخاطبان                                  نظرشما چیست؟               در انتظار تایید:0

  • برچسب ها :
  •  

    رزرو هتل در مشهد

     

    آخرین اخبار